تبلیغات
مدیریت محیط زیست (سارا اردو) - تأثیر محیط زیست بر انسان از دیدگاه اندیشمندان

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:پیوندهای روزانه

:صفحات جانبی

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

آماروبلاگ

آوازک

کد تغییر شکل موس

کد تغییر شکل موس

کد تغییر شکل موس



کد ساعت فلش





دریافت کد حرکت ستاره چت روم دریافت کد قفل کلیک راست چت روم دریافت کد قفل کلیک راست چت روم

دریافت کد قفل کلیک راست چت روم

یکشنبه 5 بهمن 1393-01:31 ب.ظ



تأثیر محیط زیست در زندگى انسان را كسى نمى‏تواند نادیده انگارد. این موضوع از چنان اهمیتى برخوردار است كه دانش جدید به عنوان «اكولوژى» در كنار سایر دانش‏ها پدیدار گشته است. این دانش، عبارت است از: «مطالعه روابط میان موجودات و محیط زیست آنها» بنابراین، «اكولوژى انسانى» تحقیقى درباره تأثیر انسان بر روى محیط زیست و تأثیر محیط زیست بر انسان مى‏باشد. و محیط زیست به قول «راجرز» (متخصص دانش اكولوژى) نه فقط شامل وسائل مادى و فضاى محیط بر دنیاى انسان مى‏گردد، بلكه اشیاى غیر مادى (فرهنگ) را نیز در برمى‏گیرد، مى‏باشد.(34) و كه در واقع طیف گسترده‏اى از عوامل احاطه كننده، اعم از انسانى و غیر انسانى، ملموس و غیرملموس را «محیط» گویند.(35)
انسان موجودى تأثیر پذیر است؛ محیط اطراف بر او اثر مى‏گذارند و شخصیت او در محیط زندگى او شكل مى‏یابد.
دانشمندان مباحث تربیتى، محیط زندگى انسان را به دو نوع مهم تقسیم كرده‏اند:
الف - محیط اجتماعى: منظور از محیط اجتماعى، انسان‏ها و روابط و پیوندهایى است كه افراد یك جامعه را احاطه نموده است. پیوندهاى فرهنگى كه به وسیله رسانه‏هاى جمعى و مجلات و نشریات و كتب و صدا و سیما صورت مى‏گیرد. و پیوندهاى اقتصادى كه به وسیله داد و ستد و ... و پیوندهاى سیاسى به وسیله حكومت، و پیوندهاى اخلاقى ... كه بین افراد حاكم است. و خلاصه عوامل تشكیل دهنده محیط اجتماعى، موضوعاتى است كه در دانش اجتماعى و علوم انسانى مورد بحث قرار مى‏گیرد. این نوع محیط در تكوّن شخصیت انسان نقش به سزایى دارد كه در مباحث تربیتى باید بحث شود.
ب - محیط جغرافیایى (طبیعى): منظور از آن، همه عوامل در برگیرنده انسان است و آن عبارت از: آب و هوا، نور و حرارت، مسكن و خوراك، پوشاك و.... هر امر مادى كه انسان به آنها احاطه شده است، به مقدار قابل ملاحظه‏اى در تكون شخصیت او مؤثر است و هر انسانى تا حدى صفات و خلقیاتش متناسب با محیط زیست طبیعى اوست؛ چنان كه محیط زیست طبیعى در تشكیل صفات جسمانى، از سفیدى و سیاهى و رنگ مو، چاقى و لاغرى و بلندى و كوتاهى قد و مزاج و سایر صفات جسمانى تأثیر به سزایى دارد.
متفكران و دانشمندان نیز از دیرباز به این نكته مهم توجه داشته و به مناسبت‏هایى آن را یادآور شده‏اند؛ آنان معتقدند كه شرایط زندگى و آب و هوا و شرایط جغرافیائى در زندگى انسان و در تكون شخصیت وى تأثیر به سزایى دارد. توجه به محیط جغرافیایى، ویژه تنها ژئوپولیتنها نیست، بلكه اندیشمندان، فلاسفه، سیاستمداران، نظامیان و علماى اجتماع از هردوت و ارسطو گرفته تا ابن‏سینا و منتسكیو و ابن خلدون، رابطه اقلیم را با رفتار انسانى مورد بررسى قرار داده‏اند. پیروان مكتب بقراط در قرن پنجم قبل از میلاد، تأثیر آب و هوا و شرایط جغرافیائى را در عادات و اخلاق و فیزیولوژى انسان مطرح ساختند.
ارسطو، بر این باور بود كه: انسان و محیط زیست دو چیز جداناپذیر از یكدیگرند؛ به نظر وى، انسان هم از عوامل جغرافیایى (محیط طبیعى) و هم از نهادهاى سیاسى، تأثیر مى‏پذیرد.(36)
فیلسوف مشهور، ابن سینا، پستى و بلندى‏هاى زمین را در چگونگى سامان‏یابى تن و روان آدمى مؤثر مى‏دانست. وى كوهستانى بودن منطقه سكونت انسان را سبب چالاكى و دلیرى دانسته و متقابلاً بر این باور بود كه پستى و خفگى منطقه سكونت، افسردگى و بیمارى را در پى‏دارد. وى دراین باره مى‏نویسد:
«ساكنان مناطق مرتفع و كوهستانى، نیرومند، قوى‏بنیه، دلیر و چالاك‏اند و كسانى كه در مناطق خوش آب و هوا سكنى گزیده‏اند از نشاط و شادابى و سلامتى خاصى برخوردارند.(37) مردمان سرزمین‏هاى مرتفع، تندرست، نیرومند، چست و چالاك و داراى عمر زیاد هستند، و ساكنان مناطق سنگلاخى داراى تن سخت و در هم فشرده و مفاصل محكم‏اند، قوى‏بنیه و در جنگ‏ها دلیرند، در یاد گرفتن حرفه‏ها زیرك و اغلب كم خواب و بد اخلاق هستند.»(38)
همان‏گونه كه پستى و بلندى سرزمین‏ها، بر ساكنان آنان تأثیر مى‏گذارد، بادها و نسیم‏هاى فصلى و نیز آب و هوا مناطق گوناگون بر جسم و جان انسان داراى تأثیرهاى متفاوتى هستند. باد پاییزى بدن را خشك و پژمرده مى‏كند و بر عكس نسیم دلنواز بهارى روح افزاست، دل را جلا مى‏دهد، خستگى را از تن مى‏زداید و آدمى از نشاط و شادابى زاید الوصفى برخوردار مى‏شود.
ساكن مناطق گرمسیر، در مقایسه با مردم ناطق سردسیر، داراى تفاوت‏هاى بسیارى در جسم و جان و تن و روان هستند؛ آب و هواى مناطق مسكونى آنان نه تنها به رنگ پوست و زیبایى اندام تأثیر مى‏گذارد، بلكه حتى خلق و خوى آنان نیز، از آن متأثر مى‏شود.
دانشمندان مسلمان همواره بدین نكته توجه داشته و بر آن تأكید كرده‏اند، از این روى به تعریف آب و هواى خوب و بد پرداخته‏اند.
ابن سینا معتقد بود كه ساكنان مناطق سردسیر، نیرومند و از دل و جرأت بیشترى برخوردارند و اگر منطقه مسكونى آنان مرطوب نیز محسوب شود، مردمانش چاق و تر و تازه‏اند.
وى همچنین مردم مناطق مرطوب را به زیبا رویى توصیف كرده و در عین حال بر این نكته توجه مى‏دهد كه آنان در ورزش زود خسته مى‏شوند.
همچنین او متذكر مى‏شود كه روحیه و حالات و رفتار مردم مناطق خشك كاملاً برعكس حالات و رفتار مردم مناطق مرطوب است.(39)
ابن سینا به طوركلى در معرفى هواى خوب و بد چنین مى‏گوید: «هواى خوب و مطلوب، هوایى است كه آزاد باشد و مواد خارجى از قبیل بخار و دود با آن نیامیخته باشد و نیز در بین دیوارها و سقف محبوس نباشد (و آن در صورتى است كه تباهى فراگیر بر هوا عارض نشده باشد و گرنه هواى جاهاى سرپوشیده سالم‏تر است) و بوى بد به دور باشد؛ هواى آزاد علاوه بر شرایط یادشده، لازم است از نسیم‏هاى مطبوع مدد گیرد. بدیهى است كه بادهاى سلامت‏بخش غالباً در بلندى‏ها و جلگه‏هاى هموار مى‏وزد.»(40)
به طوركلى مى‏گوییم هوایى كه بعد از غروب خورشید زود سرد شودو هنگام طلوع خورشید زود گرم شود، هوایى لطیف است و در حالت عكس مخالف آن، بدترین هوا آن است كه دل را افسرده و نفس را تنگى بخشد.(41)
ابن‏سینا در مورد هواى آلوده مى‏گوید: هواى آلوده، تنفس را تنگ و اخلاط را زیاد مى‏كند. وجود هواى آلوده را با دو علامت مى‏توان تشخیص داد: نخست این كه در چنین هوایى ستارهگان كوچك در آسمان به زحمت دیده مى‏شوند؛ دوم این كه درخشندگى ستارگان درخشان كاهش مى‏یابد و این اجرام مرتعش به نظر مى‏رسند.(42)
منتسكیو در قرن هیجدهم به تفصیل از آثار شرایط جغرافیائى سخن گفت. منتسكیو عوامل جغرافیائى مانند، اقلیم، منابع طبیعى، كوهستانى بودن یا جزیره نشینى و صحرانشینى را بر خلق و خوى اقوام مؤثر مى‏داند. منتسكیو در اثر مشهور خود «روح القوانین» درباره طبیعت و آب و هوا بحث كرده و مى‏گوید: صفات روح و عواطف انسانى در اثر آب و هواهاى مختلف تفاوت دارند. او مى‏گوید كه هواى سرد منتهى‏الیه الیاف خارجى بدن ما را منقبض مى‏كند و این انقباض باعث افزایش فعالیت آنها شده، موجب برگشت خون از انتهاى بدن به طرف قلب شده و هواى سرد طول این الیاف را كمتر نموده و بر نیروى آنها مى‏افزاید. برعكس هواى گرم منتهى‏الیه الیاف را سست و دراز مى‏كند و از نیرو و قابلیت حركت آن مى‏كاهد. از نظر منتسكیو انسانى كه در اقالیم سردسیر پرورش مى یابد داراى قوت بیشتر، قلبى قوى‏تر، اعتماد به نفس، گذشت، عدم انتقام، صداقت و دورى از حیله و نیرنگ است.(43) همچنین وى مى‏نویسد: «در كشورهاى شمال، بدن شبیه به یك ماشینى است كه سالم و خوب شناخته شده باشد؛ اما زمخت است. چنین بدنى لذت خود را در چیزهایى مى‏داند كه بیشتر اعمال بدنى را تحریك كند و بنابراین از شكار و مسافرت و جنگ و شراب لذت مى‏برند. در كشورهاى شمالى ملتهایى خواهید یافت كه كمتر معایب دارند و به اندازه كافى صداقت و صراحت لهجه و تقوى در آنها یافت میشود؛ ولى به كشورهاى گرمسیر وقتى نزدیك مى‏شوید، گمان خواهید كرد كه از سرچشمه اخلاق دور مى‏شوید. عواطف شدید تولید جنایات بزرگ مى‏كند هر كس مى‏خواهد مزایاى تسكین امیال و عواطف را از دست دیگرى برباید و به خود تخصیص دهد.»(44) وى در همان اثر معروفش مى‏نویسد: «آب و هواى گرم، كم و بیش موجب سستى مى‏شود و برعكس در آب و هواى سرد اثرى است كه سكنه آن نقاط را كم و بیش نیرومند مى‏نماید و مى‏توانند زحمات سخت و طولانى را تحمل كنند؛ این موضوع نه تنها با مقایسه ملل و كشورهاى مختلف ثابت مى‏شود، بلكه هرگاه در یك كشور نیز سكنه نقاط گرمسیر و سردسیر آن را با هم مقایسه نمائید، این حقیقت به دست مى‏آید. مثلا جرئت و فعالیت ملل شمالى چین زیادتر از فعالیت ملل جنوبى آن كشور است و همین طور فعالیت سكنه كره‏شمالى از سكنه جنوبى آن بیشتر مى‏باشد.»(45)
مورخ مشهور ابن خلدون نیز در مقدمه خویش تأكید فراوانى بر آب و هوا و نقش آن در امر عمران و آبادانى نموده است؛ وى معتقد است كه ساكنان مناطق معتدل (كه از حرارت سوزان جنوب و سرماى شمال كره زمین در امانند) از جهت خلق و خوى و صورت و سیرت در اعتدال قرار دارند و براى ایجاد تمدن و عمران، معاش و اقتصاد و هنر و دانش مناسب‏ترند. او مرز این بحث را تا مسئله نبوتها پیش برده و دلیل بعثت انبیاء در این مناطق را (چرا كه خبری از بعثت پیامبرى در مناطق قطب شمال یا جنوب به ما نرسیده است) در همین نكته دانسته و رشد علوم و صنایع و ... را در این مناطق در ارتباط با همین مطلب مى‏داند و متذكر مى‏شود كه دورى از اعتدال در آب و هوا، موجب دورى از دانش و دین و نیز دورى از رفتارهاى انسانى مى‏شود.
ابن‏خلدون مى‏افزاید: «محیط زیست بر هوش و استعداد، درایت و كفایت فردى اثر مى‏گذارد و سلامتى عقل و روح و میانه‏روى در اعمال و رفتار در گرو سلامت محیط زیست است. ساكنان مناطق معتدل كره زمین، از نشاط و شادابى ویژه‏اى برخوردارند، روش آنان معتدل و منشى میانه دارند، افراط و تفریط در زندگى آنا كمتر و آبادانى و عمران در مناطق آنان بیشتر است. اعتدال بر جسم و رنگ پوست و اخلاق و عقاید آنان حاكم است، دوراندیشى و تعقل در امور و شیوه آنهاست و سبك‏سرى و شادى بیش از حد كمتر در بینشان رواج دارد، نوع قد و قامت، رنگ و چگونگى اندام ظاهرى و درونى و حتى فكر و اندیشه و اخلاق و منش هركس به طبیعت و محیط زیست وى بستگى دارد.»(46)
همچنین مى‏گفت: «مردم سكن در كوهستان‏ها، یعنى مناطق سرد، بیشتر آینده‏نگر و اهل تفكر و سحر خیزند و همواره آذوقه سال آینده را فراهم مى‏آورند.»(47)
ارسطو نیز بر این مسئله تأكید دارد كه: «مردم اروپا دلیرند، ولى كم هوش، لیكن مردم آسیا هوشمندند.»(48)
از مطالب ذكر شده درمى‏یابیم كه پستى و بلندى سرزمین‏ها و نیز گرمسیر و سردسیر بودن آب و هواى مناطق (شرایط اقلیمى) مختلف بر جسم و روح آدمى تأثیر بسیار مهمى دارند؛ به طورى كه حتى شكل ظاهرى و رنگ پوست هركس با منطقه مسكونى او در ارتباط مستقیم است و علاوه بر آن، شرایط اقلیمى بر خلق و خوى و رفتار و منش انسان اثر قابل توجهى دارد.
نكته شایان ذكر این كه، محیط جغرافیائى حتى بر سیاست، اجتماع، و اقتصاد، نیز تأثیر مى‏گذارد؛ به گونه‏اى عده‏اى از دانشمندان، عقب ماندگى و یا پیشرفت جوامع بشرى را مربوط به موقعیت جغرافیائى و اوضاع اقلیمى آن مى‏دانند. گروهى دیگر از دانشمندان دائره تأثیرگذارى موقعیتهاى جغرافیائى را آنقدر وسعت داده‏اند كه حتى موسیقى، سازها، نواها و رقص‏هاى اقوام مختلف را بازتاب اوضاع و احوال جغرافیائى و اقلیمى مختلف آنها مى‏دانند. گروهى از دانشمندان معتقدند كه عوامل ژئوپولیتیكى تأثیر مستقیمى در منازعات و بحرانهاى قومى داشته و طبیعت و ساختار جغرافیائى جوامع نقش بزرگى در ساختار روحى مردم نیز ایفا مى‏كند. آنها مى‏گویند: كوه‏هاى بلند و سر به فلك كشیده، معلمان بزرگى‏اند كه غرور و سركشى را بر ساكنان خود مى‏آموزند و زندگى در آغوش آنها روحیه انسان را سخت و مقاوم بار آورده و ساختار روانى او را به شكل كوه در مى‏آورد. طبیعت نقش مؤثرى در هویت ملتها و تمدنها داشته كه صفحات نخستین تاریخ بشر گواه روشنى بر آن است.
تأثیر گیاهان در انسان از نظر اسلام‏
گیاهان و درختان، سهمى به سزا و نقشى بسیار مهم در زندگى بشر دارند. تلطیف هوا، تعادل دماى محیط، حفاظت از خاك و تأمین
بخشى از مواد غذایى مورد نیاز انسان و سایر موجودات، بخشى از سودمندی‏های فراوان آنهاست. افزون بر اینها، گیاهان و به طوركلى فضاى سبز كه شامل مراتع و جنگلها و پاركها مى‏شود، تأثیر بسیار مثبتى بر روح و روان آدمى دارند.
تماشاى گلبرگ‏هاى لطیف و خوش‏رنگ، غنچه‏هاى زیبا و بانشاط، شكوفه هاى دلربا و جذاب، گلهای رنگارنگ و باطراوت، تركیب موزون برگها، چشم‏انداز بهجت‏آور بوستان‏ها و جنگل‏ها، انسان را غرق در لذت و شادى مى‏كند. افسردگى‏ها و غمها را مى‏زداید و در وى تازگى سرورآمیز مى‏آفریند.
تماشاى گیاهان خرم و سرسبز و نگاه به مناظر جذاب آنها، از مواردى است شریعت اسلام بدان دعوت نموده است، و تعبیرهاى پیشوایان معصوم (ع) نیز در بیان فوائد فراوان این نعمت‏هاى خدادادى (گیاهان)، بسار حیرت‏انگیز است.
قرآن‏كریم در چندین آیه، گیاهان را «شادى‏آفرین» دانسته و آنها را به «بهجت‏انگیزى» توصیف مى‏كند كه به جهت اختصار به سه آیه شریفه اشاره مى‏كنیم:
قرآن‏كریم مى‏فرماید: «و ترى الارض هامده، فإذا انزلنا علیها الماء اهتزّت و ربت و انبتت من كل زوج بهیج؛(49)زمین را مرده و فسرده مى‏بینى و چون آب باران بر آنها فرستیم، بجنبد و بر دمد و انواع گیاهان زیبا و شادى‏آفرین برویاند.»
واژه «بهیج» از ماده «بهج و بهجه» است كه به معناى شادى، خوشحالى و سرورى است كه از نیكویى و زیبایى چیزى برخیزد. چنان كه مفسر بزرگ شیعه، شیخ طوسى (ره) مى‏فرماید:
«بهجت، چشم‏انداز زیبایى است كه وقتى انسان بدان مى‏نگرد، غرق در شادى و سرور مى‏شود ...(50) و «بهیج» صورت زیبایى است كه تماشاى آن لذت‏آور و سرورآفرین است.»(51)این آیه شریفه مشعر بر این است كه در پرتو فرود آمدن باران، زمین جنبشى سرورآمیز را آغاز مى‏كند و در پى آن، اناع گوناگون گیاهان در آن مى‏روید و سبزى و خرمى آن چشم هر بیننده‏اى را مى‏نوازد و قلبش را سرشار از شادى و بهجت مى‏نماید.
همچنین در آیه‏اى دیگر مى‏فرماید:
«و الارض مددناها و القینا فیها رواسى و انبتنا فیها من كل زوج بهیج؛(52) زمین را بگستردیم و در آن كوه‏هاى بلند و استوار نهادیم و از هرگونه گیاه زیبا و بهجت‏افزا در آن رویاندیم.»
همچنین در این‏باره در آیه دیگر خداوند متعال وصف زیباى «ذات بهجه» را به درختان داده و مى‏فرماید: «و انزل لكم من السماء ماء فانبتنا به حدائق ذات‏بهجة؛(53)خداوند براى شما از آسمان آبى فرو فرستاد كه بدان بوستان‏هاى خرم و شادى‏آفرین رویاندیم.» این طراوت، نشاط و بهجت‏انگیزى گیاهان و درختان در انسان انگیزه‏اى ایجاد مى‏كند و او را به سمت عمران و آبادانى زمین و امیدوارى به زندگى سوق مى‏دهد. چنان كه علامه شعرانى (ره) در این باره مى‏نویسد: «خرمى گیاه سبز و درخت و گل و شكوفه كه در این آیات ذكر شده است، در انسان رغبت و نشاطى به وجود مى‏آورد كه زمین را آباد كند و كشت و زرع بسیار شود و روزى مردم فراح گردد.»(54)
در سخنان گوهربار معصومان (ع) نیز از تأثیر بسیار مثبت گیاهان و درختان در جسم و روح آدمى، تعبیرهاى گونانى آمده‏است.
در برخى از قبیل روایات، از تأثیر مناظر سرسبز بر تقویت دیده و بصیرت انسان و زودن افسردگى‏ها و از بین رفتن بیمارى‏ها روحى و روانى، سخن به میان آمده است، و در بعضى از رقابت لذت تماشاى گیاهان با لذت‏هاى دیگر بحث شده است، كه به جهت اختصار، به برخى از آنها اشاره مى‏كنیم:
در روایتى از امام صادق (ع) نقل شده كه فرمود: «چهار چیز چهره را نورانى و روشن مى‏كند كه یكى از آنها تماشاى گیاهان خرّم و سرسبز است.»(55)
از امام كاظم(ع) نیز روایت شده كه فرمود: «ثلاثة یجلین البصر، النظر الى الخضرة و النظر الى الماء الجارى و....؛(56) نگاه به گیاهان خرم و سرسبز، چشم را جلا مى‏دهد و بر روشنایى آن مى‏افزاید.» گاهى احتمال داده مى‏شود كه مراد از این‏گونه روایات این است كه نگاه كردن بر سبزى و خرمى گلها و گیاهان، بر بصیرت آدمى مى‏افزاید و چشم دل را روشن مى‏سازد؛ زیرا در برخى تعبیرها، این‏گونه آمده است:
«نگاه به سبزى و نشستن روبه روى كعبه (و نگریستن بدان) .... و پاكیزه نگه داشتن محل سكونت، بر قوت دیده مى‏افزاید.»(57)
اما با امعان نظر درمى‏یابیم كه ذكر موارد دیگرى در ردیف گیاهان سرسبز، همچون «آب جارى» و «سرمه كشیدن هنگام خواب»، شاهد بر این است كه موارد یاد شده در روایات، علاوه بر روشن كردن چشم دل و افزودن بر بصیرت آدمى، كه با نظاره و تأمل عمیق در تمام مخلوقات الهى به دست مى‏آید داراى تأثیر مهمى در تقویت نور چشم ظاهرى است.
در روایتى از امام رضا (ع) نقل شده كه فرمود : «الطیب نشره و العسل نشره، و الركوب نشره و النظر الى الخضره نشره؛(58)بوى خوش، عسل، سواركارى و نگاه به مناظر سرسبز و خرم، باعث نشاط و شادى مى‏شود.»
بر طبق این نقل، نگاه به مناظر جذاب و سرسبز گیاهان برخى از بیمارى‏ها را روحى و روانى را از بین مى‏برد و افسردگى‏ها و غمها را مى‏زداید. چنان كه تشریح منعاى واژه «نشره» مؤید آن است : «نشره چیزى است كه موجب آرامش وراحتى اعصاب. مى‏شود، پس از آن كه دچار بیمارى و افسردگى شده است.»
از مجموع روایات یاد شده درمى‏یابیم كه تماشاى سرسبزى و خرمى گیاهان و درختان لذت بخش و شادى آفرین است؛ به گونه‏اى كه گاه شگفتى و حیرت انسان را برمى‏انگیزد و با دیگر لذتها و خوشى‏ها رقابتى پیروزمندانه مى‏كند.
امام صادق (ع) به مفضلّ مى‏فرماید: «مع ما فى‏النبات من التلذذ بحسن منظره و نظاراتها التى لایعدلها شى‏ء من مناظر العام و ملاهیه.»(59)
امام صادق (ع)، در ابتدا متذكر منافع فراوان گیاهان و درختان و استفاده بیشتر از آنها مى‏شود، و آن‏گاه مى‏فرماید: نگاه كن به گل‏هاى رنگارنگ، شكوفه‏هاى زیبا و درختان سرسبز و خرم، جنان لذتى به آدمى مى‏بخشد كه هیچ لذیى را با آن برابر، نمى‏توان كرد.
در منابع روائى اسلام، بر این نكته تاكید شده كه «سفره‏هاى خویش را با سبزى آراسته كنید» و نهادن سبزى در سفره، در ردیف «بسم‏الله» ذكر شده است:
«سفره‏هاى خود را با سبزی، سرسبز كنید؛ زیرا وجود سبزى در سفره همراه با بسم‏الله، دوركننده شیطان است؛ در روایتى دیگر آمده است: سفره‏هاى خود را با سبزى زینت دهید.»(60)
در روایت دیگرى، «حنّان» گزارش مى‏كند كه: «من همراه امام صادق (ع) بر سر سفره بودیم، حضرت سبزى میل فرمود، ولى من به دلیلى سبزى مصرف نمى‏كردم، امام به من فرمود: مگر نمى‏دانى كه هیچ‏گاه براى امیرالمؤمنین، على (ع) غذا نمى‏آوردند، مگر این كه در كنار آن سبزى وجود داشت؟ گفتم چرا؟ حضرت فرمود: دلهاى مؤمنان سبز است و به سبزى اشتیاق دارد.»(61)
بر اساس روایت دیگرى امام كاظم (ع) فرمود: «اما علمت انّى لا آكل على مائدة، لیس فیها خضرة؟؛(62) من از سفره‏اى غذا نمى‏خورم كه در آن سبزى نباشد.»
روایات یاد شده، به روشنى بر اهمیت نظاره و مصرف سبزى‏ها دلالت دارد و تأكیدى است بر تأثیر سبزى‏ها بر جسم و روح آدمى.
برخى از روایات تأثیر مثبت و شگرف استشمام گلها و یا درختان ویژه‏اى را در روان آدمى برشمرده است؛ چنان كه امر به استشمام گل سرخ و نرجس و... شده است و بوى عطرآگین ملائكه به بوى خوش گل تشبیه شده است.
امام كاظم (ع) به نقل از پدران بزرگوارش (ع) از پیامبراكرم (ص) نقل مى‏كند كه حضرت فرمود: «بوى خوش فرشتگان الهى، بوى (دل‏انگیز) گل است...»(63)پیامبر اكرم (ص) در اهمیت استشمام گل سرخ فرمود: «هركس مى‏خواهد بوى عطرآگین مرا ببوید، گل سرخ را استشمام كند.»(64)
درباره گل نرجس نیز از پیامبر اسلام (ص) نقل شده كه فرمود: «گل نرجس را حد اقل در هر روز یا در هر هفته یا در هر ماه یا در هر سال و یا در طول عمر یكبار ببوئید؛ زیرا در دل انسان مایه‏اى از جنون و جذام و برص وجود دارد كه استشمام گل نرجس آن را ریشه‏كن مى‏كند.»(65)
از امام على (ع) نیز نقل شده كه فرمود: «گل نرجس را حد اقل در هر سال یك بار ببوئید؛ زیرا در دل انسان حالتى است كه تنها گل نرجس آن را مى‏زداید.»(66)
در روایتى از امام رضا (ع) نیز نقل شده كه فرمود: «استشمام گل نرجس را به تأخیر نیندازید؛ همانا بوئیدن آن مانع از ابتلاء به زكام در زمستان است.»(67)
بدیهى است، این‏گونه روایات، بیانگر اهمیت استشمام گل به ویژه گل سرخ و گل نرجس و بیان‏كننده تأثیر مهم و شگرف آن بر جسم و روان آدمى است.
از آنچه گذشت درمى‏یابیم كه غنچه‏ها، شكوفه‏ها، درختان، جنگلها و مراتع از زیباى‏هاى طبیعت‏اند كه خداوند در زمین به ودیعت نهاده است.
اساساً تأمل عمیق در مظاهر زیبای عظیم آفرینش در جسم و روح آدمى سه اثر بسیار بزرگ دارد:
الف - تماشاى طبیعت سرسبز و اصولاً شگفتى‏هاى زیباى جهان هستى مى‏تواند انسان را به نظاره زیبایى‏هاى نامحسوس رهنمون كند؛ به گونه‏اى كه حقایقى چه به طور مستقیم و چه به طور غیرمستقیم براى انسان روشن خواهد گشت كه حتى در احساس عظمت ملكوت درونى و ملكوت بیرونى ظاهر خواهد گشت، ولى متأسفانه چه اندك‏اند افرادى كه قدرت گذشت از سطوح ظاهرى درون و بیرون به اعماق حقایق و به قول افلاطون از سایه‏ها به واقعیات را بوده و از این راه به معرفت‏هاى والاترى در قلمرو درون ذات و برون ذات موفق شوند.
ب - غم‏ها را مى‏زداید، به انسان آرامش و آسودگى خاصى مى‏بخشد و او را شاد و خوشحال مى‏كند.
ج - خداوند روح بشر به گونه‏اى آفرید كه استعداد بسیار گسترده‏اى دارد كه بدون ارتباط با زیبایى‏ها، راكد و خنثى مى‏گردد و در نتیجه روح تنها با كمیت و گسترش‏هاى مادى محض ارتباط پیدا مى‏كند و خود را در قفس مى‏بیند



نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:- -


stds testing
شنبه 13 آبان 1396 04:54 ب.ظ
چیزی که من متوجه نمیشم این است که حقیقت این است که شما دیگر از خیلی چیزهای دیگر خیلی بهتر از شما نیستید
ممكن است در حال حاضر باشد شما خیلی هوشمند هستید
بنابراین وقتی که به این موضوع می آید، به طور قابل توجهی تشخیص دهید
من را در نظر من ساختم تصور آن را از زوایای متعدد متعدد.
آن ها مانند مردان و زنان علاقه مند نیستند، مگر آن چیزی است که با دختران دلسرد می شود!
مواد غذایی شما عالی است. همیشه آن را اداره کنید!
best psychic medium reading
چهارشنبه 10 آبان 1396 06:02 ب.ظ
سلام، مقاله ی دلخواه خود را در مورد رسانه های چاپی، همه ما می دانیم رسانه ها یک منبع شگفت انگیز از اطلاعات است.
plaza.rakuten.co.jp
شنبه 30 اردیبهشت 1396 10:52 ق.ظ
you're really a excellent webmaster. The
website loading velocity is incredible. It kind of feels that you're doing any unique trick.
In addition, The contents are masterpiece. you've performed a great task in this matter!
Cathy
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 01:09 ب.ظ
This paragraph is genuinely a fastidious one it helps new web users, who are
wishing for blogging.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر