تبلیغات
مدیریت محیط زیست (سارا اردو) - مطالب هفته اول بهمن 1393

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:پیوندهای روزانه

:صفحات جانبی

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

آماروبلاگ

آوازک

کد تغییر شکل موس

کد تغییر شکل موس

کد تغییر شکل موس



کد ساعت فلش





دریافت کد حرکت ستاره چت روم دریافت کد قفل کلیک راست چت روم دریافت کد قفل کلیک راست چت روم

دریافت کد قفل کلیک راست چت روم

یکشنبه 5 بهمن 1393-02:14 ب.ظ



نگرانی های بشر در زمینه محیط زیست در ابعاد ملی، منطقه ای و جهانی هنگامی مشهود گردید كه با توسعه صنعتی و استفاده از منابع معدود تجدید پذیر و غیر قابل تجدید كره مسكون رو به فزونی نهاد. توسعه از یك سو با صنعت، تكنولوژی و از سوئی دیگر با تخریب آلودگی های محیط زیست ارتباطی ارگانیك دارد. امروزه دیگر حتی از دیدگاه دوستداران و متخصصین محیط زیست نمی توان متوقع بود كه همراه باتوسعه صنعتی كه از ملزومات پیشرفت و رونق اقتصادی بشر است محیط زیست دست نخورده و بكر باقی بماند زیرا كه رشد شدید جمعیت نیازها و ملزوماتی را خواستار است كه از طریق اینگونه فعالیتها پاسخگو می باشد. مدیریت محیط زیست نیز به دنبال چنین امر محالی نیست. لیكن تقلیل آلودگی ها و كاهش اثرات تخریبی آن در حدی معقول و در روند توسعه پایدار  (sustainable Development ) همراه با استفاده از تكنولوژی های متعادل و منطبق با وضعیت فیزیكی جامعه، همراه برای حفظ و تضمین سلامت، رشد و بقای حال و آینده موجودات زنده و بستر حیاتشان مد نظر بوده است. این امر مهم از طرق مختلف مدیریت صحیح، آموزش و تحقیقات محیط زیست اعمال ارزیابی زیست محیطی (E.I.A ) قبل و بعد از اجرای هرگونه پروژه عمرانی (بویژه صنعتی و معدنی) تصویب لوایح و قوانین لازم جهت پیشگیری و بالاخره كاربرد وسایل مورد لزوم و نظارت و پایش بموقع و صحیح، ممكن می گردد. چنانچه همزمان با صنعتی شدن یك جامعه به امر مهمی چون محیط زیست توجه نشود، نه تنها توسعه اقتصادی حاصل نخواهد آمد، بلكه گرفتاری های زیادی به بار می آید كه گاهی منافع حاصله از یك فعالیت صنعتی برای جامعه را در دراز مدت كلا در راه جبران خسارت وارده از آن صرف خواهد نمود . در حالی كه در بسیاری از موارد با كاربرد تكنولوژی سازگار هم محیط زیست محافظت می گردد و هم با استفاده از پسماندهای باقیمانده از یك فعالیت صنعتی دیگر، نه تنها از به هدر رفتن منابع طبیعی و انسانی تا حدود زیادی جلوگیری می شودبلكه با حفظ منابع تجدید ناپذیر یك كشور به همراه حفاظت محیط زیست به بودجه اقتصادی جامعه نیز كمك شایانی خواهد شد. بدون شك، توسعه وتحولات صنعتی امكانات رفاهی بسیاری را در اختیار جوامع انسانی قرار داده است. لیكن مشكلات زیست محیطی متفاوتی را نیز به موازات آن ممكن است برای جامعه فراهم آورد. این مشكلات گاها ناشی از خود تكنولوژی نبوده، بلكه به دنبال عدم توجه به نتایج جانبی و كاربرد نادرست تكنولوژی نبوده بلكه به دنبال عدم توجه به نتایج جانبی و كاربرد نادرست تكنولوژی و بالاخره عدم توجه به مقررات و ضوابط حاكم ایجاد می شود.


نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:یکشنبه 5 بهمن 1393 02:15 ب.ظ
یکشنبه 5 بهمن 1393-02:13 ب.ظ



پارک ملی :

ناطق طبیعی به نسبت وسیع و دارای ویژگی های خاص و اهمیت ملی به لحاظ زمین شناسی ، بوم شناسی ، جغرافیای زیستی و چشم انداز هستند . با هدف های حفظ محیط طبیعی بهبود جمعیت گونه های جانوری و رویشگا های گیاهی و همچنین بهره برداری تفریحی به عنوان پارک ملی انتخاب می شوند . پارک های ملی محل مناسبی برای فعالیت های آموزشی و پژوهشی و گردشگری در طبیعت ه شمار می ایند به منظور حفاظت بنیادی از تنوع زیستی و ذخایر ژنتیکی و چشم اندازها پارک های ملی پشتوانه ی قانونی حفاظتی مستحکم تری نسبت به سایر مناطق حفاظت شده پیش بینی شده است .

اثر طبیعی :

پدیده ها یا مجموعه های گیاهی و جانوری به نسبت کوچک ، جالب ، کم نظیر ، استثنایی ، غیر متعارف و غیر قابل جایگزین که دارای ارزش های حفاظتی ، علمی ، تاریخی یا طبیعی باشند ، با هدف حفظ     به عنوان اثر طبعی انتخاب می شوند . اقدامات حفاظتی در مورد این پدیده ها باید تضمین کننده پایداری بهره برداری غیرمصرفی از انها در طول زمان باشد .

 

پناه گاه حیات وحش :

محدوده هایی با زیستگاه های طبیعی نمونه برای جانوران وحشی که به منظور حمایت از جمعیت گونه های جانوری و افزایش سطح کیفیت آن ها انتخاب می شوند کمترین وسعت پناهگاه های حیات وحش باید به حدی باشد که ضمن رفع نیاز گونه های جانوری پیوستگی و ارتباط متقابل واحدهای آن ها را نیز تضمین کند . این مناطق محیط های مناسبی برای فعالیت های آموزشی و پژوهشی به ویژه در رابطه با جانوران وحشی به شمار می آید .

منطقه حفاظت شده :

اراضی به نسبت وسیع با ارزش حفاظتی زیاد که هدف حفظ و احیای رویشگاه های گیاهی و زیستگا های جانوری انتخاب می شوند . مناطق حفاظت شده محیط های مناسبی برای اجرای برنامه های آموزشی و پژوهش های زیست محیطی به مار می آیند . انجام فعالیت های آموزشی و بهره برداری مصرفی و اقتصادی متناسب با نواحی هر منطقه بر اساس طرح جامع مدیریت مناطق مجاز است .

منطقه شکار ممنوع :

در زیست گاه های با ویزکی بارز که جمعیت جانوری آن ها به دلیل شکار بی رویه رو به کاهش است و از این رو به حمایت نیاز دارند ، برای مدتی محدود و به طور معمول 3 تا 5 سال شکار ممنوع می شود . تا کنون 15 منطقه

 پس از سپری کردن دوره های زمانی ممنوع بودن شکار ، به یکی از مناطق چهارگانه ارتقاع یافته اند . در حال حاضر 116 منطقه ینیز به مسافتی حدو 86139 کیلو متر مربع به عنوان شکار ممنوع تحت مدیریت است .

تالاب :

تالاب ها به عنوان محیط زیست گرده بزرگی از گیاهان و جانوران از ارزش زیادی برخوردارند . گوناگونی کشور پهناور ایران موجب تشکیل و شناسایی بیش از 152 تالاب گردیده است . این تالاب ها محل مناسبی برای زمستان گذرانی بسیاری از پرندگان مهاجر است ف تعداد 15 تالاب از این تالاب ها ، تالاب بین المللی هستند .

رودخانه حفاظت شده :

با هدف حفظ بقای تنوع زیستی در اکوسیستم های رودخانه ای که خود بخش مهمی از زیستگاه های ابی کشور به شمار می آید . تعدادی از رودخانه ها و سر شاخه ی آن ها در نیمه ی شمالی کشور از سال 1346 تحت حفاظت قرار گرفته اند . این رودخانه ها عبارتند از رود کرج – لار – هراز – جاجرود – چالوس و سرداب رود طول این مجموعه 702 کیلومتر می باشد همچنین کلیه مرداب ها ، خلیج ها ، رودگاه های مجاور دریای خزر و رود های استان گیلا نو مازندران نیز امسال حفاظت شده اعلام می گردند .

   

مناطق رویشی ایران :

به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص ، سازند های متنوعزمین ، خاک دامنه ارتفاعی زیاد و تنوع اقلیم ایران ، کشور ما از 8000 گونه برخوردار است . پوشش گیاهی ایران به 5 منطقه هیرکانی با جنگل های مرطوب ، ارسبارانی با جنگل های نیمه مرطوب ، زاگرس با جنگل های نیمه خشک ، تورانی با جنگل های خشک و بیابانی ، خلیج عمان با جنگل های خشک نیمه استوایی تقسیم شده است .

نوشته شده توسط: هادی سیدپور  
 

     




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:یکشنبه 5 بهمن 1393 02:14 ب.ظ
یکشنبه 5 بهمن 1393-02:12 ب.ظ



نیاز انسان به تفریح و تفرج جزء لاینفک وجود یک انسان است، انسان سالم انسانی است که در کنار کار وتلاش زمانی را به گردش در طبیعت نیز اختصاص دهد لذا این نیاز بشر ایجاد، مهیا نمودن وآماده سازی مراکز تفریحی وتفرجی طبیعی و یا مصنوعی را به مدیران دیکته می نماید. از آنجایی که محیط زیست طبیعی توان اکولوژیکی محدودی را برای استفاده های بشر دارا است و اکوسیستم های طبیعی از گنجینه های زیستی بشری محسوب می گردند که حفظ آن ها برای نسل های آینده ضرورت دارد. گردشگری صنعت یا پدیده ای است كه فعالیت های متعدد و متنوعی را در بر گرفته و از نظر تاثیر بر محیط زیست و اجزای تشكیل دهندة آن كاملاً حائز اهمیت می باشد.

 اكوتوریسم یك مسافرت و دیدار زیست محیطی مسئولانه به مناطق طبیعی بوده و هدف آن لذت بردن و استفاده از طبیعت است كه باعث تقویت حفاظت منابع شده و دارای تاثیرات منفی اندكی است و باعث فعال شدن جمعیت های محلی می شود كه از نظر اقتصادی و اجتماعی برای آنان مفید است.توسعه اکوتوریسم همگام با توان محیط زیستی سرزمین به عنوان یك ابزار وراهكار اثر بخش، نقشی اساسی در توسعه پایدار، خصوصا ارتقای سطح زندگی جوامع انسانی وحفظ تعادل طبیعی ایفا می نماید. در واقع می توان تحقق اصل پنجاهم قانون اساسی را در اکوتوریسم دید و از طرح های اکوتوریستی انتظار داشت. روستاهای تفت یکی از زیبا ترین مناطق تابستان گذرانی یزدی ها و تفرجگاهی در ایران است که مردم یزد خانه های زیبای خود را در میان باغهای مجلل و پر از درختان میوه برپا ساخته اند. ارزیابی توان محیط زیست به انسان کمک می کند تا به همراه طبیعت حرکت کند و از سرزمین به اندازه توان یا پتانسیل تولیدی آن بهره وری نماید، تا از این طریق بتواند جلوی فقر و ضایع شدن سرزمین را بگیرد.

مهم است كه به طور واضحی منابع اكولوژیكی در معرض ریسك، ارزشها یشان، هزینه‌های حفاظت(یا عدم حفاظت) منابع اكولوژیكی را شرح دهند. یکی از هدفهای ارزیابی توان شناسایی منابع است تا با شناخت کامل احتمال تخریب منابع کاهش یابد. هدف از انجام مطالعه، توجه به بارگزاری های اصولی به منظور کاربری اکوتوریسم با استفاده از روش تصمیم گیری چند معیاره که توان یابی و ارزش دهی به هر بخش از حوضه و فاکتور های محیطی را به شکل دقیق انجام می دهد، ضمن اینکه این مطالعه نمونه ای نسبتا کامل از به کار گیری فن آوری و تکنیک های سنجش از دور وسیستم های اطلاعات جغرافیایی است و نتایج حاصله دارای ارزش بالایی می توانند باشند. باتوجه به قابلیت گردشگری حوضه آبخیز میانکوه، صنعت گردشگری رو به افزایش است و قابلیت ها و ظرفیت های بالقوه طبیعی و فرهنگی منطقه از دیر باز مورد توجه ساکنین بوده است

سفر اکوتوریسم از خانه شروع میشود، زمانی که اکوتوریست در حال انتخاب وسایل مورد نیاز سفر است. میتوانیم کوله او را کوله اکوتوریست بنامیم. شاید در نگاه اول این موضوع به نظر شما خسته کننده و یا بی‌اهمیت باشد، درحالیکه هرچه بیشتر در این باره تفکر و یا مطالعه کنید، به پیچیدگی، جذابیت و اهمیت این موضوع پی می‌برید.

در صورتیکه کوله مناسب سفر ندارید و یا کوله‌های قدیمی شما دیگر قابل استفاده نیستند، به دنبال کیف‌هایی باشید که قسمت عمده مواد تشکیل دهنده آنها قابل بازیافت باشند. معمولا مواد تشکیل دهنده کوله‌ها به طور کامل روی برچسب آنها درج نشده است. ولیکن اشاره به این خصوصیت کوله، فروشنده را به این فکر وا می‌دارد که درآینده از تولید کنندگان کیف اطلاعات کامل‌تری درباره میزان بازیافتی بودن مواد تشکیل دهنده کیف گرفته و این نیاز بازار را به گوش آنها برساند. تحقیق در اینترنت میتواند به شما در پیدا کردن کیف‌های قابل بازیافت کمک کند زیرا فروشندگان کیف معمولا اطلاعات کاملی در این باره ندارند. البته توجه داشته باشید که در صورت داشتن کوله لزومی به خرید کوله اکولوژیک نیست زیرا مصرف هر وسیله ای یعنی استفاده بیشتر از منابع زمین و مصرف گرایی متضاد با حفظ محیط‌زیست میباشد.

در مرحله انتخاب وسایل مورد نیاز سفر، مطمئنا سلیقه شما، مقصد، شرایط آب و هوا ، طول سفر، سن و جنس شما، نوع سفر، وسیله حمل و نقل، وسایلی که باعث آرامش بیشتر شما در سفر میشوند و شرایط اجتماعی- فرهنگی جامعه میزبان همگی روی محتویات کوله شما تاثیر می‌گذارند.

  • مهمترین توصیه سبک بودن کوله سفر است، زیرا اولا هرچه سبک‌تر سفر کنید، انرژی کمتری در حمل و نقل مصرف خواهد شد. ثانیا سبک سفر کردن باعث میشود بتوانید از وسایل حمل و نقل عمومی استفاده کنید. ثالثا کمتر همراه داشتن وسایل غیر ضروری حس کهتری اقتصادی جامعه میزبان را کمتر تحریک میکند و در نهایت شما از اقتصاد محلی با گذاشتن فضای خالی در کوله تان و خرید از مردم محلی در برگشت حمایت خواهید کرد.

  • مطالعات خود را درباره مقصد، قبل از شروع سفر انجام دهید و به جای برداشتن کتابهای راهنمای سفر، یادداشتهای خود را بردارید. از خرید کتابهای قدیمی راهنمای سفر خودداری کنید. برای یاد گرفتن عبارات سودمند و تشکر و سلام کردن به مردم محلی میتوانید از کتابهای مرتبط اطلاعات لازم را به دست آورید.

  • لباسهای غیر نو، بدون زرق و برق، زود خشک شو، آستین بلند و به رنگهای متداول در طبیعت که باعث می شوند توجه بیش از حد مردم محلی را به خود جذب نکنید و حیوانات منطقه را از خود نرانید به تن کنید.

  • از ملحفه سبک استفاده کنید. یک کیسه پارچه ای برای جدا کردن لباسهای تمیز و کثیف خود در کوله داشته باشید.

  • در صورت استفاده از الکتریسیته در مقصد، تلاش خود را برای حداقل استفاده از الکتریسیته انجام دهید.

  • مواد دفع کننده حشرات و ضد آفتاب تهیه شده از مواد طبیعی، کیف کمکهای اولیه و ژل ضدعفونی کننده برای استفاده بعد از دستشویی همراه داشته باشید.

  • در صورت عدم وجود آب تصفیه شده بخصوص در مناطقی که مالاریا شایع است، یک کتری برقی کوچک همراه داشته باشید.

  • به جای برداشتن MP3 Player و گوشی به صداهای مکانی که از آن دیدن می کنید گوش کنید و تلاش کنید با مردم گفتگو کنید.

  • چنانچه آشنایانی در مقصد دارید، برای آنها عکس و یا هدیه کوچکی از محل زندگی خود ببرید.

  • یک مداد و دفتر یادداشت کوچک به جای Packet PC همراه داشته باشید.

  • یک ساعت ارزان زنگ داربه همراه داشته باشید تا به موقع سر قرارهای خود حاضر شوید.

  • فتوکپی از مدارک سفر خود به همراه داشته باشید تا در صورت مفقود شدن اصل آنها این مدارک بتوانند به شما کمک کنند.

  • باتری‌های قابل شارژ در صورت داشتن وسایل الکتریکی همراه داشته باشید.

  • توجه کنید که فضای کافی برای برگرداندن زباله‌های خود به خصوص پلاستیک‌ها و باتری‌ها داشته باشید، زیرا مناطق اکوتوریستی معمولا تجهیزات لازم برای بازیافت این مواد را ندارند.

  • از محل مورد بازدید خود از صنایع دستی محلی برای دوستان خود هدیه تهیه کنید تا هم از اقتصاد محلی حمایت کرده باشید و هم خاطره سفر را از یاد مبرید.

  • در نهایت توجه داشته باشید که بهتر است کوله خود را خودتان حمل کنید و استفاده از مردم محلی برای این منظور پسندیده نیست.

منبع: فصلنامه TIES

مترجم: نگار قدیمی


موضوعات مرتبط: 1-اکوتوریسم
برچسب‌ها: اکوتوریسم
[ یکشنبه 21 اسفند1390 ] [ 19:33 ] [ پرویز ستوده شایق ]

اکوتوریسم  (طبیعت گردی)

Ecotourism

اکوتوریسم،سفری مسئولانه و بازدید از مناطق طبیعی به منظور برخورداری و احترام به طبیعت با هر گونه ویژگی تاریخی و یا فرهنگی جدید مربوط به آن که به حفظ منطقه کمک کرده و کمترین تأثیر منفی را داشته و از لحاظ اجتماعی- اقتصادی،برای ساکنین منطقه سودآور باشد.حفاظت از محیط زیست،اکوتوریسم را به یک نوع از گردشگری تبدیل کرده که از مشارکت کنندگان می خواهد تا حد امکان با در نظر داشتن اهداف حفاظتی،به مدیریت مناطق حفاظت شده توجه کنند.اکوتوریسم بهترین روشی است که می تواند برای منطقه و ساکنین آن مفید بوده و منجر به حفاظت از طبیعت شود / تعریف ارائه شده در سال ۱۹۹۶ میلادی توسط اتحادیه حفاظت از زمین. نام دیگر این صنعت گردشگری بوم گردی می باشد.

ژئوتوریسم   (گردشگری وابسته به طبیعت)

Geotourism   (Natural based Tourism)

” ژئوتوریسم “  یا توریسم جغرافیایی فرایندی است که با تمرکز بر ظرفیت های بومی، جغرافیایی و زمین شناختی هر منطقه موجب توسعه پایدار گردشگری می شود. ژئوتوریسم با تاکید بر مشخصه های انحصاری هر منطقه سبب سودرسانی گردشگران به آن منطقه می شود.ژئوتوریسم طبق تعریف بخشی از توریسم طبیعت محسوب می شود که هدف آن مشاهده پدیده های زیبا و جذاب زمین شناسی و جغرافیایی است. می توان به دو نمونه غار کتله خور در زنجان و پناهگاه حیات وحش میاناله در مازندران را به عنوان ظرفیت های ژئوتوریسم در ایران نام برد.ژئوتوریسم یا گردشگری زمین شناسی امروزه مخاطبان وسیعی دارد که نه تنها متخصصان و کارشناسان زمین شناسی، بلکه گردشگران عادی و علاقه مند به طبیعت هستند.ژئوتوریسم از علوم مختلف زمین شناسی استفاده می کند و علاقه مندان به طبیعت و پدیده های زمین شناسی را برای بازدید از جاذبه های زمین دعوت می کند.

Geopark ژئو پارک

سازمان علمی فرهنگی یونسکو ژئوپارک را یک محدوده معین جغرافیایی تعریف می کند که شامل چند پدیده خاص و زیبای زمین شناسی است. در این محدوده ممکن است علاوه بر جاذبه های زمین شناسی تعدادی جاذبه های طبیعی، فرهنگیف هنری و تاریخی نیز وجود داشته که بر روی توسعه اقتصادی منطقه اثر گذار خواهد بود. در تعریف دیگر ژئوپارک شامل یک منطقه حفاظت شده ملی است که حداقل دارای یک سایت میراث علوم زمین بوده و از لحاظ علمی نادر بون و زیبایی شناسی آن حائز اهمیت می باشد. مفهوم حفاظت و آموزش و توسعه پایدار میراث علوم زمین در ژئوپارک ها با یکدیگر ترکیب می شود.                                                                         UNESCO Global / Geoprak Network 2006

در ایران می توان به مجموعه جزایر قشم و کیش، رشته کوه های البرز مرکزی، قله آتشفشانی تفتان، کلوت های کویر شهداد و مجموعه پارک ملی کویر به عنوان ژئوپارک های ایران اشاره نمود.

 

 Cycle Tourism        سایکل توریسم(دوچرخه سواری در طبیعت)

سایکل توریسم از لحاظ لغوی از دو کلمه سایکل به معنای دوچرخه و توریسم یا همان گردشگری تشکیل یافته و همانطور که از اسمش پیداست در واقع نوعی از جهانگردی است، با این تفاوت که وسیله نقلیه آن دوچرخه است. معمولا هنگام سفر، وسیله نقلیه است که انسان را جابجا میکند، اما در اینجا خود وسیله نقلیه هم با نیروی انسان جابجا میشود. در این نوع سفرها شرایط آب و هوایی بسیار  اهمیت دارد.

Desert         کویر

اصطلاح کویر از لغت کبیر به معنای بزرگ گرفته شده است. در فرهنگ پهلوی این اصطلاح از لغت کویز که به معنی پیمانه است، آمده.

Wetland         تالاب

تالاب محیطی است که آب عامل اصلی تشکیل دهنده محیط زیست جانوری و گیاهی آن باشد. تالابها معمولا زمانی شکل می گیرند که پهنه آب در سطح زمین یا در نزدیکی سطح باشد. به عبارت دیگر آب کم عمقی پهنه ای از زمین را پوشانده باشد. کنوانسیون جهانی حفاظت از تالا بها این گونه تعریف کرده است : مناطقی پوشیده از مرداب، باتلاق ها، لجن زارها یا آبگیرهای طبیعی و مصنوعی اعم از دائمی و موقت که در آن آبهای شور یا شیرین به صورت راکد یا جاری یافت می شود، از جمله آبگیرهای دریایی که عمق آنها در پایین ترین حد جزر از شش متر تجاوز نکند. ممکن است شامل مناطق ساحلی یا کرانه های مجاور تالابها و جزیرها و یا بخشهایی از آب دریا باشد که در تالاب ها محاط بوده و عمق آنها در پائین ترین حد جزر بیشتر از شش متر نباشد.

National Park    پارک ملی   

مناطق طبیعی به نسبت وسیع و دارای ویژگی های خاص و اهمیت ملی به لحاظ زمین شناسی، بوم شناسی، جغرافیای زیستی و چشم انداز، با هدف حفظ وضعیت زیستی و طبیعی، بهبود جمعیت گونه های جانوری و رویشگاه های گیاهی و همچنین بهره برداری تفریحی به عنوان پارک ملی انتخاب می شود. پارک های ملی محل مناسبی برای فعالیت های آموزشی پژوهشی و گردشگری (اکوتوریسم) به شمار می آیند. به منظور حفاظت بنیادی از تنوع زیستی، ذخایر ژنتیکی، یکپارچگی اکولوژیک و چشم اندازها، فعالیت های مرتبط با بهره برداری های مصرفی و مسکونی در این مناطق مجاز نیست. به همین دلیل برای پارک های ملی پشتوانه قانونی حفاظتی مستحکم تری نسبت به سایر مناطق حفاظت شده پیش بینی شده است.

National Natural Monuments  آثار طبیعی ملی     

پدیده ها یا مجموعه های گیاهی و جانوری به نسبت کوچک، جالب، کم نظیر، استثنایی، غیر متعارف و غیر قابل جایگین که دارای ارزش های حفاظتی علمی تاریخی یا طبیعی باشند، با هدف حفظ و حراست به عنوان اثر طبیعی ملی انتخاب می شوند. اقدامات حفاظتی در این مورد باید تضمین کننده پایداری بهره برداری غیر مصرفی از آنها در طول زمان باشد.

Wildlife Refuges  پناهگاه حیات وحش       

محدوده هایی با زیستگاه های طبیعی نمونه برای جانوران وحشی که به منظور حمایت از جمعیت گونه های جانوری افزایش سطح کیفیت آنها، انتخاب می شوند. کمترین وسعت پناهگاه های حیات وحش باید به حدی باشد که ضمن رفع نیاز گونه های جانوری، پیوستگی و ارتباط متقابل واحدهای آنها را تضمین کند. ای نمناطق محیط های مناسبی برای فعالیت های آموزشی، تحقیقاتی و پژوهشی به ویژه در ارتباط با گونه های جانوری به شمار می آیند. بهره برداری های مصرفی و سازگار و همچنین فعالیت های گردشگری کنترل شده در پناهگاه ها مجاز است.

Protected Areas  منطقه حفاظت شده     

اراضی به نسبت وسیع با ارزش حفاظتی بالا که با هدف حفظ و احیای رویشگاه های گیاهی و زیستگاه های جانوری انتخاب می شوند. مناطق حفاظت شده محیط های مناسبی برای اجرای برنامه های آموزشی و پژوهش های زیست محیطی به شمار می آیند. انجان فعالیت های گردشگری (اکوتوریسم) و بهره برداری مصرفی و اقتصادی متناسب با نواحی هر منطقه و بر اساس طرح جامع مدیریت مناطق، مجاز می باشد.

    کنوانسیون رامسر        Ramsar  

کنوانسیون رامسر قدیمی ترین معاهده بین المللی با تاکید بر حفاظت از طبیعت در جهان است. آغاز آن در دوره دوم فوریه ۱۹۷۱ (۱۳ بهمن ۱۳۴۹) در شهر ایرانی رامسر بوده که کنوانسیون نام خود را از این شهر اقتباس نموده است. کنوانسیون رامسر در سال ۱۹۷۵ میلادی جنبه قانونی یافت. این معهده ۱۲۵ کشور عضو را ملزم به تعیین و حفظ تالاب های با ارزش و تشویق به استفاده خردمندانه از آنها می نماید. حدود ۱۵۰۰ سایت با مساحت کل حدود ۱۵۰۰۰۰۰۰۰ هکتار در حال حاضر در این کنوانسیون به ثبت رسیده است. (آمار مربوط به سال ۲۰۰۶ میلادی).

از جمله تالاب های مهم ایرانی ثبت شده در کنوانسیون رامسر می توان به آلاگل، آلماگل، امیر کلایه، تالاب انزلی، دهانه رودهای گز و حرا، آب بندان های فریدونکنار، تالاب گاوخونی، گمیشان، انتهای جنوبی هامون پوزک، قوریگل، دریاچه ارومیه، دریاچه پریشان و دشت ارژن، شبه جزیره میانکاله و خلیج گرگان، تالاب شادگان، جزیره شیدور و …

تنوع زیستی       Biodiversity

تنوع زیستی بر اساس تعریف کنوانسیون تنوع زیستی به معنای قابلیت تمایز بین ارگانیسم های زنده از هر منبع شامل اکوسیستم های زمینی، دریایی و اکوسیستم های آبزی، همچنین شامل ترکیبات اکولوژی که بخشی از اکوسیستم ها را تشکیل می دهند می باشد وشامل تنوع در داخل گونه ها، بین گونه ها و اکوسیستم ها است. تنوع زیستی ممکن است در سه سطح درنظرگرفته شده باشد : تنوع ژنتیکی، تنوع گونه و تنوع اکوسیستمی.

اکوسیستم       Ecosystem

اکوسیستم اجتماعی از موجودات زنده به همراه محیط غیر زنده محلی اطراف آن است که به عنوان یک سیستم با تبادلات و روابط درون مستقل در نظر گرفته می شود و در آن فرایند هایی از جمله جریان انرژی از طریق سطوح مرتبط با تغدیه و چرخش عناصر و ترکیبات شیمیایی از طریق اجزای زنده و غیر زنده سیستم انجام می شود .

اکوتون       Ecotone

اکوتون مرز بین دو منطقه زیستی است که فرآیندهای مبادله یا رقابت بین تشکل های همجوار در آن صورت می پذیرد. جامعه اکوتونی شامل بسیاری از موجودات زنده جانوری و گیاهی  از هر یک جوامع زیستی متداخل در یکدیگر و خصوصیات آنها  است. به زبانی ساده تر منطقه مرزی دو اکوسیستم یا منطقه زیستی مختلف با یکدیگر را اکوتون می نامند که دارای تنوع زیستی از هر دو منطقه درگیر با هم می باشد.

مرجع : موسسه طبیعت پژوهان زیما

صنعت اکوتوریسم در حال گسترش است ، نفوذ این صنعت در بسیار از جامع بسیار چشمگیر است . ایران بدلیل داشتن مناطق طبیعی بسیار بکر و زیبا مستعد این صنعت است . کوهستان بستر فعالیت کوهنوردان نیز از این قاعده مستثنی نیست . انسجام بخشیدن به برنامه های کوهنوردی در ارتفاعات کوهستان همراستا با اهداف اکوتوریسم تنها راهی است که برای لذت بردن از طبیعت کوهستان در عین اینکه حفاظت از آنرا به عهده می گیریم و نیز در ارتقاء سطح معیشتی جامعه محلی تاثیر گذار هستیم در فرا روی ما قرار دارد .

ضرورت توسعه اکوتوریسم در ایران

قابلیت های بالقوه سرزمین ایران

ملاحظات اجتماعی_ فرهنگی ایران

صنعتی پاكیزه منطبق بر معیار های توسعه پایدار

منافع اقتصادی

توجیه حفاظت



حال سوال این است که اکوتوریسم چیست ؟:

اكوتوریسم سفری است مسئولانه به مناطق طبیعی كه حافظ محیط زیست بوده و باعث بهبود كیفیت زندگی مردم محلی گردد.


اکوتوریسم و توسعه پایدار چه رابطه ایی دارند ؟

توسعه پایدار فرآیندی است از توسعه سرزمین، شهرها، مشاغل، جوامع و مانند آن که برآورنده نیازهای حال حاضر بشر باشد، بدون آنکه قابلیت سرزمین را برای برآورده شدن نیازهای نسل های بعد به خطراندازد.

هم بستگی بین حفاظت و توسعه برای اولین بار واژه توسعه پایدار را رایج نمود.

دیدگاه توسعه پایدار معنی جدیدی از حفاظت را پدید آورده است: "حفاظت یعنی هم مراقبت و هم استفاده منطقی از منابع طبیعی".


مفهوم اکوتوریسم

اكوتوریسم به عنوان ابزار توسعه پایدار
اكوتوریسم به عنوان ابزار حفاظت
اكوتوریسم به عنوان ابزار اقتصاد

اصول اکوتوریسم
حداقل اثرات منفی بر طبیعت و فرهنگ
آموزش و تفسیر اهمیت حفاظت برای مخاطبان
تأكید بر تجارت مسئولانه، با همكاری مردم محلی، با تكیه بر توانایی های بومی
منافع مستقیم برای مدیریت و حفاظت مناطق
تأكید بر زون بندی مناطق برای توریسم، تهیه طرحهای مدیریت بازدید كنندگان و تعیین مقاصد مناسب اكو توریسم
تأكید به انجام مطالعات زیست محیطی و اجتماعی و برنامه های بلند مدت برای ارزیابی فعالیت و كاهش اثرات منفی

آموزش راهنمایان کوهستان جهت اجرای تورهای کوهستان  با عنوان تور لیدر کوهستان دوره های جوانی است که می رود تا علاوه بر استفاده از دانش کوهنوردی از اکوتوریسم نیز به عنوان ابزاری کارآمد این راستا بهره مند شود .

شما با اکوتوریسم کوهستان چقدر آشنا هستید ؟

کافی است کلمات  Eco tourism + mountain را در اینترنت بگردید
کلمه Via Ferrata معادل فارسی ندارد ، ولی مفهوم آن یک مسیر کوهستانی طولانی است که برای کوهنوردی مورد استفاده قرار می گیرد ، جاده هایی که با استفاده از کابل های ثابت ، نردبان ، پل ها ،  اتصالات فلزی و .... ساخته می شود . در زبان ایتالیایی به آن " جاده آهنی " و در آلمانی " مسیر کوهنوردی " معروف است  .
از این جاده ها افراد با توانایی ها متفاوتی می توانند استفاده کنند و به عنوان مسیر کوهنوردی در دسترس ، جهت اجرای برنامه های کوهنوردی مهیج و ایمن از هدف های کوهنوردی می باشد ، بدلیل اینکه در تمام طول مسیر افراد با طناب های ایمن تحت حمایت قرار می گیرند و این مسیر ها در راستای سالم ماندن طبیعت کوهستان بود و اجرای برنامه ها تحت شرایط مسئولانه و حفاظت از محیط پاک کوهستان مورد استفاده قرار می گیرد .
  در تعدادی از کشورهای اروپایی، از جمله ایتالیا، آلمان ، انگلستان، اسکاتلند ، ولز، فرانسه، اتریش، اسلوونی ، رومانی ، سوئیس ، اسپانیا ، سوئد ، نروژ و از معدود مکان هایی در ایالات متحده، کانادا، مالزی ، سنگاپور و به صورت محدود در ایران این مسیر ها ایجاد شده است .

 















از این مسیر ها در کوهستان های کشور های مختلف ایجاد شده و بدون تخریب طبیعت سالیان سال است که به کوهنوردی و ارائه تورهای کوهستان می نمایند ، کافی کلمه فوق را در اینترنت جستجو کنید و ببیند که چه مسیرهای در جهان ساخته شده است . آنگاه در کوهنوردی نوین کمی بیاندیشم ، دوستانی که اهل فکر هستند به خصوص در حوزه کوهنوردی موضوعات از این دست فراوان است ....
امیدوارم در آینده کارگروه هایی از کوه نوردان در حوزه تحقیقاتی کوهنوردی فعال شده و اقدامات موثری در راستای فعالیت های کوهنوردی و حفاظت از محیط کوهستان انجام دهند .....



نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:- -
یکشنبه 5 بهمن 1393-02:10 ب.ظ



مقدمه

در محیط زیستی عوامل غیر زنده مانند خاک ، آب ، گازها و غیره به همراه جانداران وجود دارند. موجودات زنده با هم و با محیط غیر زنده خود ارتباطی متقابل برقرار می‌سازند. این ارتباط‌ها برای بقای محیط زیست بسیار لازمند. کارشناسان محیط زیست هنگام بررسی ، مناطق زیستی را مورد مطالعه قرار می‌دهند. هر منطقه زیستی شامل موجودات زنده ویژه عوامل غیر زنده است اکوسیستم نام دارد و دانشی که به بررسی اکوسیستم‌ها می‌پردازد. اکولوژی نامیده می‌شود.



img/daneshnameh_up/9/99/zist.jpg
پارک ملی یلوستون

پارکهای ملی
و محلهای طبیعی باید با دقت تمام
کنترل و اداره
شوند تا مراجعین ، تعادل زندگی
طبیعی را بر هم نزنند.
img/daneshnameh_up/0/0f/zist1.jpg
قطب جنوب

در اینجا یک گروه
از توریستهای زیست شناس را در منطقه
قطب جنوب مشاهده
می کنید روزی خواهد آمد که تمام
منطقه قطب جنوب
به یک پارک جهانی تبدیل شود.







عوامل زنده اکوسیستم

جانداران را براساس نقشی که در محیط دارند به دسته‌های زیر تقسیم می‌شوند.


  1. موجودات تولید کننده (گیاهان سبز)
  2. موجودات مصرف کننده (جانوران)
  3. موجودات تجزیه کننده (باکتری‌ها و قارچ‌ها)

ارتباط موجودات زنده با هم دیگر

مهم ترین ارتباط غذایی است که به صورت زنجیره غذایی و شبکه غذایی در جریان است. علاوه بر ارتباط کلی میان جانداران که به صورت زنجیره غذایی نشان داده می‌شود. انواع دیگری از ارتباط نیز میان آنها وجود دارد که در آن الزاما ارتباط غذایی منجر به از بین رفتن طرفین نمی‌شود بلکه در این نوع ارتباط جانداران به زیستن در کنار هم ادامه می‌دهند.

ارتباط غذایی

زنجیره غذایی

اگر وابستگی غذایی یک موجود زنده را با موجود زنده دیگر به صورت A→B نمایش دهیم بدین معنی است که موجود زنده A غذای موجود زنده B است و به عبارت دیگر B از A تغذیه می‌کند. بدین ترتیب می‌توانیم روابط غذایی زیر را که بین چند موجود زنده برقرار می‌شود نشان دهیم. در این روابط هر موجود زنده به صورت حلقه‌ای از یک زنجیر با موجود زنده دیگر مربوط می‌شود. هر یک از این روابط را یک زنجیره غذایی می‌نامند. در تمام این زنجیره‌های غذایی حلقه اول یک گیاه سبز است حلقه دوم یک جاندار گیاهخوار است و حلقه‌های بعدی را موجودات گوشتخوار تشکیل می‌شوند.

شبکه غذایی

چند زنجیره غذایی که با یکدیگر ارتباط داشته باشند یک شبکه غذایی را بوجود می‌آورند.

شبکه حیات

همه شبکه‌های غذایی با یکدیگر ارتباط دارند بطوری که همه موجودات زنده کره زمین یک شبکه غذایی بزرگ را تشکیل می‌دهد این شبکه غذایی بزرگ ، شبکه حیات نام دارد.

نوع دیگر ارتباط جانداران با هم

رقابت

در رقابت یک موجود به چیزهایی که مورد نیاز موجود زنده دیگر نیز هست احتیاج پیدا می‌کند. مثلا جانوران بین یافتن غذا و لانه سازی و غیره با هم رقابت می‌کنند. در عمل رقابت گاهی دو رقیب با یکدیگر با خبر نیستند. بعضی از رقابت‌ها میان جانداران یک گونه و برخی دیگر در بین جاندارانی که از گونه‌های متفاوت است صورت می‌گیرد. موضوع مورد رقابت اغلب جانوران غذاست. رقابت تختصاص به جانوران ندارد. گیاهان نیز برای بدست آوردن نور ، آب و کانی‌ها با هم به رقابت می‌پردازند.

هم زیستی

هم زیستی یعنی زندگی کردن با یکدیگر و با هم زیستن اما در اکولوژی منظور از هم زیستی هر نوع ارتباط نزدیک میان دو نوع موجود زنده است صورت‌هایی از هم زیستی عبارتند از:

هم سفرگی

در این نوع هم زیستی یکی از افراد ، نه سود می‌برند و نه زیان و دیگری سود می‌برد. مانند رابطه چسبیدن ماهی بادکش‌دار ، بدن کوسه ماهی ، که ماهی بادکش دار در این رابطه سود می‌برد.

همیاری

در این نوع هم زیستی دو موجود زنده هر دو از یکدیگر بهره می‌برند- همیاری ممکن است داوطلبانه و یا اجباری باشد. همیاری گل‌سنگها اجباری است و قارچی که در ساختمان گلسنگ بکار رفته بدون جلبک سبز قادر به ادامه حیات است میان باکتری‌ها و گیاهان تیره نخود نیز همیاری است - همیار s شته و مورچه حالت اجباری دارد.

زندگی انگلی

در این نوع همزیستی یک موجود (انگل) سود می‌برند و موجود دیگر (میزبان) زیان.

زندگی صیادی

مستقیم‌ترین رابطه غذایی هنگامی وجود دارد که جاندار دیگر را بخورد. هر مصرف کننده‌ای که جانداری دیگر را بکشد و بخورد یک صیاد است و جانداری که خورده شود صید نام دارد.

عوامل غیر زنده اکوسیستم

گرما

بیشتر از اشعه مادون قرمز بخشی از نور خورشید به دست می‌آید و در فعالیت‌های موجودات زنده نیز انرژی به صورت گرما آزاد می‌شود.

دما

یکی از عوامل غیر زنده محیطی است و تغییرات زیادی دارد و کلیه جانداران به نحوی با این تغییرات سازش پیدا کرده‌اند سازش باعث بقای جانوران می‌شود.

نور

نور نقش مهم در غذاسازی تولید کننده دارد.

گازها

مهم‌ترین گازهایی که در اتمسفر وجود دارند عبارتند از : اکسیژن و دی‌اکسید کربن. که اکسیژن در تنفس و در اکسید کربن در فتوسنتز نقش دارد.

آب

آب به صورت تبخیر شده وارد اتمسفر می‌شود و به صورت برف و باران به زمین برمی‌گردد.

مواد شیمیایی

به دو صورت کانی و آلی در اکوسیستمها وجود دارد مواد آلی ناشی از تجزیه موجودات زنده ، در اکوسیستمهای مختلف مورد استفاده جانداران قرار می‌گیرد. مواد کانی نیز به ترکیبات مختلف مثل نمک خوراکی یا کلریدسدیم که در غذای آدمی مهم است و یا کودهای شیمیایی که در حاصل خیزی خاک اهمیت دارد.


نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:یکشنبه 5 بهمن 1393 02:11 ب.ظ
یکشنبه 5 بهمن 1393-02:09 ب.ظ



جنگل‌ ، منطقه ‌وسیعی ‌پوشیده ‌از درخت‌ (به ‌مثابه ‌عنصر اصلی‌ آن‌)، درختچه ‌و گونه‌های‌ علفی‌، با جانوران ‌وحشی‌ كوچك‌ و بزرگ‌ اعم‌ از خشكی‌زی ‌و آبزی‌. با در نظر گرفتن ‌پوشش‌ گیاهی‌، جنگل‌ به ‌جایی ‌اطلاق ‌می‌شود كه‌ حداقل‌ دارای‌250 اصله‌ درخت ‌و نهال ‌در هر هكتار است‌ كه‌ در این‌ صورت‌، انبوهی ‌آن‌10% است‌ و جاهای‌ با انبوهی ‌كمتر از آن‌، منطقه ‌غیر جنگلی‌ نامیده ‌می‌شوند (بدیعی‌، ج‌3، ص‌265، پانویس‌2). همچنین ‌در شرایط ‌معمولی‌، حداقل ‌مساحت‌لازم ‌برای ‌تشكیل ‌جنگل‌، از نظر علمی‌، 3ر0 هكتار (سه ‌هزار متر مربع‌) است‌ (مروی‌ مهاجر، ص‌1).

جنگل‌، با توجه ‌به ‌نوع‌ پیدایش‌ و خصوصیات‌ساختاری‌، به ‌جنگل ‌بكر، جنگل ‌طبیعی ‌و جنگل ‌مصنوعی‌ یا به ‌طور صحیح‌تر جنگل‌ دست‌ كاشت ‌یا انسان ‌ساخت ‌طبقه‌بندی‌ می‌شود (ساعی‌، ج‌2، ص‌25).

در این‌ مقاله‌ به ‌پراكندگی ‌جنگل‌ در ایران ‌و دیگر كشورهای‌اسلامی ‌پرداخته‌ می‌شود.

1) جنگل‌ در ایران‌

جنگلهای‌ ایران‌در سه‌ منطقه‌ خشك‌، نیمه‌خشك ‌و مرطوب‌ پراكنده‌اند.

الف‌) جنگلهای‌ مناطق‌خشك‌ ایران ‌در دو ناحیه ‌رویشی‌ ایران‌ـ تورانی ‌و خلیج‌ـ عمانی ‌واقع ‌شده‌اند. ناحیه ‌رویشی‌ ایران‌ـ تورانی‌ وسیع‌ترین ‌ناحیه‌ رویشی‌ ایران ‌است‌ كه ‌دامنه‌های ‌جنوبی ‌البرز، شمال‌شرقی‌، شرق‌، قسمتی‌ از جنوب‌شرقی‌ و مناطق‌مركزی‌ را شامل‌ می‌شود. جنگلهای‌ هزار مسجد خراسان ‌رضوی‌ و چهار باغ‌ شاهرود در دامنه ‌جنوبی ‌البرز، از انبوه‌ترین ‌جنگلهای ‌اُرْس‌ ایران‌ محسوب‌ می‌شوند و در آنها انواع‌ میوه‌های ‌خوراكی‌، مانند بادام ‌و زالزالك ‌و گلابی ‌وحشی‌، نیز وجود دارد. مهم‌ترین ‌جنگلهای‌ بَنه ‌و بادام ‌كشور در رشته‌ كوههای ‌بارز * (استان ‌كرمان‌)، حوضه‌ آبریز دریاچه ‌بختگان (استان ‌فارس‌)، جنگلهای ‌تفتان (استان ‌سیستان‌ و بلوچستان‌) و در استان‌ خراسان‌ جنوبی ‌است‌. انبوه‌ترین‌ توده‌های ‌جنگلی ‌پسته ‌در مناطق‌ چهچهه‌، خواجه‌ و پلگرد خراسان‌ رضوی‌، و نیز جنگل‌ پسته ‌قاز انقایه ‌در استان‌ گلستان ‌است‌(ابراهیمی ‌رستاقی‌، ص‌31ـ32).

ب‌) جنگلهای ‌مناطق ‌نیمه‌خشك ‌ایران‌ واقع‌ در كوههای‌ زاگرس‌ از سردشتِ آذربایجان ‌غربی ‌تا كازرونِ فارس‌، استانهای ‌آذربایجان‌غربی‌، كردستان‌، كرمانشاه‌، ایلام‌، لرستان‌، چهارمحال‌ و بختیاری‌، كهگیلویه ‌و بویراحمد، فارس‌، خوزستان ‌و همچنین ‌در ارتفاعات ‌جنوبی‌ البرز و دیگر مناطق ‌كوهستانی ‌و ارتفاعات‌ گوناگون ‌كشور، به ‌صورت ‌تُنُك‌، دیده‌ می شود. در این ‌نواحی‌، جنگلهای‌ انبوه ‌نیز وجود دارد و گاهی ‌به ‌جای‌ جنگل‌، بوته‌زارهایی‌ با درختچه‌ها و بوته‌های‌ گوناگون ‌با مراتع ‌خشك ‌دیده ‌می‌شود. جامعه ‌درختی‌ آن‌ شامل ‌بلوط‌، بَنه‌، بادام‌، بید، صنوبر و ارس‌است‌. در این ‌منطقه‌ انواع‌ درختان‌، مانند گلابی‌، توت‌، سنجد، چنار، كیكم‌، سفیدار و ارغوان‌، نیز وجود دارد (ثابتی‌، ص‌146ـ176؛ مصدق‌، ص‌154). جنگلهای‌ ناحیه ‌رویشی‌ خلیج‌ـ عمانی ‌به‌ صورت‌ نوار باریكی‌ از قصر شیرین ‌در استان ‌كرمانشاه (مغرب ‌ایران‌) آغاز می‌شود و تا جنوب‌ شرقی ‌ایران‌، مرز ایران‌ و پاكستان‌، ادامه ‌می‌یابد و به ‌دو قلمرو خلیجی‌ و عمانی‌تقسیم ‌می‌گردد. انبوه‌ترین ‌جنگل ‌گز و بیشه‌ای‌ آن‌ در حاشیه ‌رودخانه ‌كرخه ‌و دز در استان‌ خوزستان‌ است‌. از ویژگیهای‌ بارز پوشش‌ گیاهی ‌ناحیه ‌خلیج‌ـ عمانی‌، جنگلهای‌ ماندابی ‌و مانگروست‌ كه‌ از بندر عَسَلویه ‌تا خلیج ‌گواتر به ‌صورت ‌پراكنده ‌وجود دارد و به ‌جنگلهای ‌حرّا نیز معروف‌ است‌. جنس ‌درخت‌ حرّا به‌ افتخار ابوعلی‌سینا، Avicennia نامگذاری‌ شده‌است‌ (ابراهیمی‌ رستاقی‌، ص‌33ـ 35).

ج‌) جنگلهای ‌مناطق‌ مرطوب‌ ایران‌. این ‌جنگلها در دامنه‌های‌ شمالی‌ البرز، در حوضه‌ دریایی ‌مازندران‌، از آستارا تا گلیداغ ‌در مشرق ‌گرگان ‌امتداد دارند و به‌ جنگلهای‌ هیركانی ‌و جنگلهای ‌خزری‌ معروف‌اند. گونه‌های‌غالب‌ تشكیل‌ دهنده ‌آن‌، راش‌، مَمْرَز، بلوط‌، توسكا، افرا و انجیلی‌اند (جهاندار، ص‌50؛ هدایتی‌، ص‌43؛ برای ‌جنگلهای ‌گیلان رجوع کنید به نظامی ‌و مقدم‌، ص‌173ـ200).

2) جنگل ‌در دیگر كشورهای‌ اسلامی‌

پراكندگی ‌و انواع‌ جنگلها در جهان‌ اسلام‌ عبارت‌اند از:

الف‌) جنگلهای ‌حاره‌، كه ‌بین ‌حدود ْ5ر23 شمالی‌ و جنوبی‌ از خط‌ استوا قرار گرفته‌اند. این ‌جنگلها شامل‌ قسمت ‌عمده ‌افریقا، هندوستان‌، جنوب ‌شرقی ‌آسیا و غیره‌ می‌باشند و آن‌ را به‌ چهار گونه ‌تقسیم ‌می‌كنند:

1. جنگلهای‌ بارانی‌، كه‌ حدود 500 ، 2 میلیمتر بارش‌ سالانه‌ دارند. این ‌جنگلها همیشه ‌سبزند (مصدق‌، ص‌5 ـ6) و در اعماق‌ آنها انواع ‌گیاهان‌، حیوانات‌ و موجودات‌ ذره بینی ‌یافت ‌می‌شود و همه ‌آنها از نظر بوم‌ شناسی‌ (اكولوژی‌) به‌ هم‌ مرتبط‌اند. هیچ ‌محیط‌ دیگری ‌تا این ‌اندازه ‌گیاه ‌و حیوان ‌ندارد. برای ‌نمونه‌، دو هكتار از جنگلهای ‌بارانی ‌مناطق ‌پست ‌ممكن ‌است‌ بیش ‌از دویست‌ نوع‌ درخت‌ داشته ‌باشند، اما در همین ‌مقدار زمین ‌از جنگلهای ‌معتدله ‌ممكن ‌است ‌ده ‌تا بیست ‌نوع‌ درخت ‌یافت ‌شود. فرآورده‌های ‌مهم ‌فرعی ‌این ‌نوع‌ جنگلها كائوچو و نخل ‌روغنی‌ است (گالی ‌و هادلی‌، ص‌13).

2. جنگلهای ‌مرطوب ‌خزان‌ كننده‌، كه ‌حدود هزار تا دوهزار میلیمتر بارش‌ سالانه ‌دارند و تنوع ‌زیستی‌ (بیولوژیكی‌) آنها از جنگلهای ‌بارانی ‌كمتر است ‌و جنگل ‌تراشی‌ در آنها بیشتر از جنگلهای ‌بارانی ‌صورت‌ می‌گیرد.

3. جنگلهای ‌خشك‌ مناطق ‌حاره‌، كه ‌بارش‌ سالانه‌ آنها بین ‌پانصد تا هزار میلیمتر است‌. این ‌جنگلها تُنُك ‌و مانند باغ‌ هستند و حیوانات ‌زیادی ‌در آنها زندگی‌ می‌كنند. نیمی‌ از جنگلهای‌ خشك‌ حاره‌ جهان ‌در افریقا و قسمتی‌ نیز در هندوستان‌است‌.

4. جنگلهای ‌حاره ‌كوهستانی‌، كه ‌سطح‌ وسیعی‌ را در آسیا و مناطقی‌ از هیمالیا، میانمار (برمه‌)، كوهستانهای ‌تایلند و افریقا می‌پوشانند (مصدق‌، ص‌6ـ7). در این ‌جنگلها انواع ‌حیوانات‌ عظیم‌الجثه (مانند فیل‌، كرگدن‌، زرافه‌)، میمون‌ و انواع ‌خزندگان‌ و حشرات‌ و پرندگان ‌زندگی‌ می‌كنند (ثابتی‌، ص‌99).

ب‌) جنگلهای ‌آسیای ‌صغیر، شامل‌ منطقه ‌وسیعی ‌از تركیه ‌و سوریه‌ و لبنان‌، آب‌ و هوای‌ مدیترانه‌ای ‌و بارش‌ فراوان ‌سالانه‌، به ‌خصوص ‌در فصل‌ پاییز، دارند. دشت ‌آناطولی ‌استپی ‌است ‌و در مسیر رودخانه‌ها قرار دارد و پوشش‌ گیاهی ‌آن ‌شامل ‌صنوبر، بید، گز و چناراست‌. در كرانه ‌دریا رستنیها درختچه‌ای ‌و پهن‌برگ‌اند. گونه‌های‌ ممرز، نارون‌، فندق‌ و همچنین ‌درختچه‌های ‌همیشه ‌سبز نیز در آنجا می‌روید. در ارتفاعات ‌بین ‌ششصد تا هزار متر از سطح‌ دریا، جنگل ‌از گونه‌های ‌ممرز، نارون‌، توسكا، افرا، نمدار، گردو و لرك‌ تشكیل‌ شده ‌است‌. در ارتفاعات‌ بین ‌هزار تا دوهزار متر از سطح‌ دریا، جامعه ‌جنگل‌ مخلوطی‌ از پهن‌ برگ‌ و سوزنی ‌برگ‌ است‌. در این ‌منطقه‌، زیتون‌، زربین‌ (فلور مدیترانه‌ای‌)، راش‌، كاج‌ و بلوط ‌نیز وجود دارد (مصدق‌، ص‌37ـ 38).

ج‌) جنگلهای ‌قفقاز در رشته‌ كوههای‌ قفقاز، رستنیهای ‌بسیار مخلوط‌ دارد. در ارتفاعات‌، سوزنی ‌برگها و درختان ‌راش ‌و بلوط ‌می‌رویند. در جنگلهای‌ مغرب ‌قفقاز انواع ‌جنگلهای ‌رطوبت ‌پسند معتدله (جامعه ‌بلوط‌ در ارتفاع ‌دویست ‌تا ششصد متر از سطح‌ دریا) و راش‌ و مَمْرَز و شمشاد و انواع‌ پیچك‌ و جنگلهای ‌استپی ‌یافت ‌می‌شود (همان‌، ص‌40).

د) جنگلهای ‌كوهستانی ‌آسیای ‌مركزی‌ دارای ‌رشته ‌كوههای ‌وسیعی ‌است ‌كه ‌در جنوب ‌سیبری ‌واقع ‌شده ‌و قسمتی ‌از ادامه‌ رشته‌ كوههای ‌به ‌طرف‌ افغانستان ‌است ‌و دشت‌ پامیر و كوه ‌آلتای‌ در آن‌ واقع ‌است‌. نوع ‌رستنیهای ‌آن‌ پهن ‌برگ ‌است‌. در جنگلهای ‌بیابانی ‌آسیای ‌مركزی ‌ــ كه ‌از مشرق ‌دریای ‌خزر آغاز می‌شود و به ‌دریاچه ‌آرال‌، تركمنستان‌ و رشته ‌كوه‌ تین ‌شان‌ می‌رسد و قسمتی ‌از ایران‌ را نیز شامل‌ می‌شود ــ رستنیها از گونه‌های ‌درختچه ‌ای ‌همراه ‌با ریشه‌های‌ عمیق ‌است‌(همان‌، ص‌47).

ه) جنگلهای ‌ناحیه ‌آرال‌، شامل ‌جنوب ‌شرقی‌ روسیه‌ در اروپا تا سرحد بالكان ‌و قسمت ‌بزرگی ‌از آسیای ‌مركزی‌، دارای ‌آب ‌و هوای ‌برّی ‌و نوسانات ‌دما، زمستانهای‌ سرد و تابستانهای ‌خشك‌ است‌. جنگلهای‌ آن‌ از گونه‌های ‌بلوط ‌و كاج‌ و گاه ‌مخلوطی‌ از این‌ دو گونه ‌می‌باشد. در آنجا جنگل‌ به‌ صورت‌ استپ ‌نیز مشاهده‌ می‌شود (همان‌، ص‌49ـ50).

و) جنگلهای ‌اردن‌ در قسمتی ‌از آنها آب‌ و هوا مدیترانه‌ای ‌و در جنوب ‌آن ‌استپی ‌و بیابانی ‌است‌. در شمال‌ افریقا (مراكش‌، الجزایر، تونس‌ و لیبی‌) رستنیها مدیترانه‌ای ‌و تُنُك‌ است ‌و گونه‌های ‌راش‌ و گونه‌هایی ‌از بلوط ‌در جنگلها دیده‌می‌شود. جنگلهای ‌بین‌النهرین ‌از نوع‌ نیمه ‌بیابانی ‌و استپی ‌است‌(همان‌، ص‌129ـ 133؛ برای ‌گونه‌های‌گیاهی‌ رجوع کنید به ص 37ـ 137).

الف: جنگل های شمال ( خزری یا هیرکانی )

از نظر جغرافیای جنگل، جنگل های خزری شمال ایران ، به طور کلی جزء جنگل های سبز تابستانی یا جنگل های پهن برگ خزان کننده به شمار می آیند که دارای جنگل های مدیترانه ای نیز می باشد . که به جنگل های هیرکانی مشهورند. جنگل های خزری به صورت نوار باریک و بلندی روی دامنه شمالی سلسله جبال البرز ظاهر شده است . طول این نوار حدود 800 کلیومتر و عرض آن بین 20 تا 70 کیلومتر در نوسان است. جنگل های شمال ایران از آستارا شروع و تا دره گلیداغی بجنورد ادامه می یابد. گسترش عمودی آن از سطح دریا شروع و تا ارتفاع حداکثر 2800 متر ادامه می یابد.. مساحت این جنگل ها در اوایل قرن جاری، دهه 20 به 6/3 میلیون هکتار بالغ برآورد شده است. با شروع بهره برداری تجاری از جنگل های مزبور و همچنین چرای مفرط و قطع بی رویه ، این سطح دائما رو به کاهش نهاده است. به طوریکه امروزه حدود 9/1 میلیون هکتار جنگل در این منطقه باقی مانده که از این مقدار فقط 2/1 میلیون جزء جنگل های مرغوب و تجاری محسوب می شود.

جنگل های شمال از نظر تعداد گونه درختی و درختچه ای جزء جنگل های غنی از گونه محسوب می شوند و تقریبا 80 گونه درختی و 50 گونه درختچه ای به صورت طبیعی در این جنگل ها یافت می شود. گونه هایی از قبیل انجیلی ، بلند مازو ، کرگ ، لیلکی و سفید پلت در جنگل های شمال به فراوانی یافت می شود. همچنین گونه های زربین نیز که امروزه در مناطق مدیترانه ای اروپا وجود دارد و در جنگل های شمال ایران نیز یافت می شود. گونه های سوزنی برگ معروف ( مثل نراد ، پیسه آ ، کاج و لاریکس ) در جنگل های خزری به طور طبیعی یافت نمی شوند.

اقلیم شمال ایران در حقیقت یک اقلیم نیمه مدیترانه ی است که دارای آب و هوای معتدل و مرطوب است . میزان بارش سالانه به طور متوسط 1000 میلی متر است که بیشترین آن در قسمت های غربی و کمترین آن در نواحی شرقی است. به طور متوسط میزان بارندگی از غرب به شرق کاهش می یابد ، حداکثر میزان بارش اندازه گیری شده در حدود 2000 میلی متر و حداقل 600 میلی تر در سال می باشد. پراکنش بارندگی در طول سال کاملا منظم نیست . بیشترین مقدار بارندگی در فصول بهار و پاییز و کمترین آن در تابستان است. طول دوره خشکی نیز از غرب به شرق افزایش می یابد . به طور متوسط طول دوره خشکی در غرب یک ماه ، مناطق مرکزی 2 ماه و در قسمت های شرقی گاهی به 3 ماه در سال نیز می رسد. درجه حرارت متوسط سالانه یین 15 تا 18 درجه سانتی گراد است. میانگین گرمترین ماه سال بین 28 تا 35 درجه و سردترین ماه سال بین 1 درجه بالای صفر تا 4 درجه زیر صفر می باشد.

ب: جنگل های ارسباران

در قسمت شمال غربی ایران جنگل هایی وجود دارند که محدود به منطقه ارسباران می شوند . این جنگل ها در شمال شرق استان آذربایجان شرقی و حدفاصل استان گیلان و مرز آذربایجان قرار دارند و بیشتر در جنوب رود ارس و کوه های قراچه داغ متمرکز می باشند . از نظر جغرافیای جنگل ، جنگل های ارسباران متعلق به جنگل های کوهستانی پهن برگ مخلوط هستند که حدفاصل بین جنگل های نم پسند خزری و نیمه خشکی پسند مناطق اسپتی و جنگل های زاگرس به حساب می آیند . از نظر ترکیب گیاهی این جنگل ها بیشتر به جنگل های شمال ایران شباهت دارند ولی درجه تخریب این جنگل ها بیشتر از جنگل های شمال البرز می باشد.

ج: جنگل های زاگرس

کوه های البرز از شمال غرب تا جنوب غرب ایران گسترش می یابد بعلت جذب رطوبت ابرهای باران زا از نواحی غربی با مبداء دریای مدیترانه ، شرایط لازم را جهت استقرار و گسترش پوشش جنگلی به وجود آورده است. جنگل های این ناحیه از پیرانشهر در آذربایجان غربی شروع و در امتداد رشته جبال زاگرس و بختیاری تا اطراف جهرم و فسا  در استان فارس ادامه می یابد. طول این نوار جنگلی بیش از هزار کیلومتر و عرض آن 50 تا 100 کیلومتر است که معمولا منقطع بوده و فقط در قسمت کوه های بختیاری از پیوستگی بیشتری برخوردار می باشد.

مساحت جنگل های زاگرس در گذشته بیش از 10 میلیون هکتار بوده است و به دلیل بهره برداری بی رویه طی سالیان دراز مساحت این جنگل ها دائما سیر نزولی را پیموده است و متاسفانه این روند هنوز هم ادامه دارد. مساحت فعلی این جنگل ها در حال حاضر در حدود 5 میلیون هکتار می باشد.

 گونه های غالب آن بلوط ایرانی (Quercus persica) می باشد و همراه با سایر گونه گونه های بلوط جنس غالب این جنگل ها را تشکیل می دهد و به همین مناسبت نیز به جنگل های بلوط غرب مشهور است. مهم ترین گونه های درختی و درختچه های جنگل های زاگرس عبارتند از: کیکم (کرکو) ، بادام معمولی ، بادام کوهی ، بادامک ، زرشک ، آلبالو ، ارغوان ، زالزالک  سنجد ، زبان گنجشک ، گردو ، توت ، زیتون ، انار، چنار ، بلوط ، بلوط ایران

 با توجه به تعداد زیادی از گونه درختی و درختچه ای که در جنگل های زاگرس وجود دارد ، درصد بالای ترکیب گونه بلوط در اکثر نقاط به صورت غالب است و می توان گفت جنس بلوط مشخص کننده سیمای ظاهری این جنگل هاست . به همین دلیل این جنگل ها اکثرا به جنگل های بلوط مشهورند.

میزان بارش سالانه در مناطق جنگلی زاگرس به طور متوسط بین 400 تا 600 میلی متر است که بیشتر در بهار و پاییز می بارد. حداکثر میزان بارندگی سالانه در ارتفاعات زرد کوه و تونل کوهرنگ تا هزار میلی متر در سال ثبت شده است. درجه حرارت متوسط بین 12 تا 18 درجه سانتی گراد می باشد . در قسمت های شمالی زاگرس فصل یخبندان وجود دارد و در اکثر ارتفاعات در زمستان  برف می بارد. اقلیم كلی منطقه زاگرس یک نوع آب و هوای مدیترانه ای با زمستان سرد است . در تابستان ها فصل خشک وجود دارد و در اکثر نقاط تا 4 ماه در سال هم می رسد.

د) جنگل های فلات مرکزی یا جنگل های ایرانو – تورانی :

فلات مرکزی ایران به علت خصوصیات جغرافیایی و اکولوژیک به طور کلی جزء مناطق خشک و نیمه خشک غیر جنگلی محسوب می شود. کمبود بارش سالانه ، گرمای زیاد ، خاک های شور و سایر عوامل اکولوژیک برای ایجاد پوشش جنگلی مناسب نیستند . وسعت این منطقه زیاد است و بیش از نیمی از سطح کشور را می پوشاند. فلات مرکزی ایران به دلیل وسعت زیاد ، ناهمواری های گوناگون ، کویر های نمک  لوت از تنوع اقلیمی زیادی برخوردار است و باعث پیدایش رویش های مختلف بیابانی مثل جوامع تاغ و گز ، استپی ( جامعه غالب درمنه – گون ) و استپی کوهستانی ( جوامع پسته و بادام و ارس ) شده است.

وجود آب زیرقشری در خاک فلات مرکزی ، مقاوم بودن گونه ها در مقابل خشکی ، گرما  و شوری خاک شرایط لازم برای ایجاد رویش های درختی ، درختچه ای و بوته ای کم و بیش تنک را به وجود آورده است. این رویش ها به دلیل بهره برداری شدید برای مصرف سوخت و چرای مفرط ، تخریب شده و امکان تجدید حیات طبیعی گونه ها در بسیاری از نقاط عملا غیر مکن است.

هر چند از نظر علم جنگل شناسی نمی توان اصطلاح جنگل را برای این رویش های درختی و درختچه ای به کار برد ولی به دلیل اهمیت آن در حفاظت آب و خاک ، مناطق مسکونی و کشاورزی ، حیات وحش و ... در اصطلاح عام به این رویش ها جنگل می گویند. مساحت کلی جنگل های فلات مرکزی با در نظر گرفتن تراکم موجود کلا در حدود 3 میلیون هکتار برآورد می گردد. این جنگل ها را به دو نوع کلی جنگل های بیابانی و جنگل های کوهستانی تقسیم می کنند.

1) در جنگل های بیابانی که مهم ترین گونه های چوبی در آن گونه های مختلف تاغ ، گز ،اسکنبیل و قیچ می باشند.در بسیاری از نقاط گونه های تاغ و گز ، جامعه مخلوط تاغز را به وجود می آورند. تثبیت ماسه های روان و جنگل كاری  مناطق کویری از نظر عمران و توسعه مناطق کویری از اولویت خاصی برخوردار است

2) جنگل های کوهستانی :ارتفاعات فلات مرکزی از حدود 1500 متر به بالا شرایط اکولوژیک نسبتا مناسب تری دارد. بارش سالانه کمی زیاد شده و با افزایش ارتفاع بارش برف نیز بیشتر می شود . درجه حرارت نیز مناسب تر است و آب حاصل از ذوب برف ها نیز باعث افزایش رطوبت خاک می شود. به دلیل وجود چنین شرایطی در این مناطق مخصوصا در شیب های جنوبی البرز ، کوهستان های آذربایجان ، خراسان ، کرمان و سایر نقاط فلات مرکزی ، رویش های درختی و درختچه ای کم و بیش تنک پدید آمده است.

جنگل های کوهستانی فلات مرکزی را می توان به دو آشکوب (جامعه) گیاهی متمایز تقسیم کرد:

1) از ارتفاعات 1300 متر تا حدود 1800 متر : جامعه پسته و بادام ( pistachio – amygdaletam)

2) از ارتفاعات 1700 متر تا 2500 متر جامعه سروکوهی یا جامعه ارس(Juniperetum polycarpos) که برخی مواقع تا 3400 متر در ارتفاعات جنوب کشور نیز ادامه می یابد . مساحت این نوع رویش ها جمعا حدود 5/3 میلیون هکتار برآورد می شود .

ه) جنگل های سواحل خلیج فارس و دریای عمان:

این جنگل ها به صورت پراکنده و گاهی کم پشت و گاهی متراکم در مناطق مختلف جنوب استان خوزستان ، استان بوشهر ، استان هرمزگان و جنوب استان سیستان و بلوچستان و همچنین جزایر تنگه هرمز و خلیج فارس یافت می شوند. جنگل های سواحل خلیج فارس و دریای عمان را بر حسب نوع گونه و منطقه پراکنش ،رویش های خلیجی و ساحل عمانی نیز می گویند. در این مناطق یک نوع اقلیم خشک و گرمسیری (نیمه استوایی) حکم فرما است و کلا فاقد یخبندان است ( فقط در قسمت خوزستان گاهی در زمستان یخبندان وجود دارد). تسلط اقلیم گرمسیری در این مناطق طوری است که گونه خرما بخوبی رشد می کند.

در قسمت هایی سواحل خلیج فارس و جنوب خوزستان بیشتر گیاهانی مثل کنار (Ziziphus spina-christi) همراه با درختچه کهورک یا جغجغه و همچنین گونه های مختلف جنس Acacia یافت می شود. فراوانی کنار در اکثر مناطق باعث به وجود آمدن جامعه گیاهی کنار شده است که حتی تا قسمت های جنوبی استان فارس گسترش می یابد و در اطراف سیرجان و بم نیز به همراه گونه زیتون (Olea aucheri) ظاهر می گردد.

در نواحی ساحل خلیج فارس و دریای عمان بین بندر لنگه و بندر عباس ، جزیره قشم و بندرعباس و میناب و اطراف چابهار در سواحلی که در موقع جزرومد دریا آب دریا جریان می یابد و یک حالت باتلاقی (مانداب) تشکیل می دهد . درختانی مثل حرا  (Avicenia marim) و چندل (Rhizophora mucromta) رشد می کنند که رویش های خاصی به نام مانگرو (mangrove) تشکیل می دهند و این رویش ها در حقیقت یک نوع جنگل مانگرو یا ماندابی می باشند که در مناطق نیمه استوایی در سواحل دریاها و رودخانه ها یافت می شوند . که همان دو خصوصیت جنگل های مانگرو را داراست.

چوب درخت چندل از لحاظ صنعتی با ارزش می باشد و حفظ و توسعه چنین جنگل هایی هم از لحاظ صنعتی و هم به دلیل حفاظت تالاب های ساحلی حائز اهمیت می باشند .  این مناطق در حقیقت اکوسیستم های ماندابی را تشکیل می دهند که اهمیت اکولوژیک فوق العاده ای دارند . از طرفی این جنگل ها تنها نمونه جنگل های مانگرو است که در ایران یافت می شوند ، می باید در حفاظت و احیای آنها حداکثر سعی به عمل آید .

گونه های درختی و درختچه ای مناطق گرمسیری جنوب کشور عبارتند از :

کرت (آکاسیا) ، حرا ، استبرق ، خرنوب، شیشم (دالبرجیا) ، مورد ، خرزهره ، زیتون ، خرما  کهور ، گز ، کنار ، و ...
 


1390
گونه های درختی و درختچه ای كه در جنگل های كوهستانی فلات مركزی یافت می شود
 

اسم گونه

 نام علمی

کهوک

Acer ibericum

بادام معمولی

Amygdalus communis

بادام

Amygdalus elaegnifolia

 بادام کوهی

Amygdalus lyciodes

 بادامک

Amygdalus scoparia



 

  *ناحیه رویشی ایران – تورانی شامل دو رویشگاه متمایز از یکدیگر است: رویشگاه زاگرس و رویشگاه ایران – تورانی.                                         

رویشگاه زاگرس                                             
رویشگاه زاگرس بخش وسیعی از سلسله جبال زاگرس را شامل می گردد که از شمال غربی کشور یعنی شهرستان پیرانشر شروع و تا حوالی شهرستان فیروز آباد کشیده میشود ومنطقه ای  با  طول 1300 وعرض متوسط   200 کیلومتر را  می پوشاند. جنگل های زاگرس که تحت عنوان جنگل های نیمه خشک طبقه بندی گردیده اند با 5 میلیون هکتار وسعت معادل 40 درصد کل جنگل های ایران را به خود اختصاص داده اند، بیشترین تأثیر را در تأمین آب، تعدیل آب و هوا و تعادل اقتصادی و اجتماعی در کل کشور دارند. این جنگل ها در حال حاضر به عنوان جنگل های تخریب یافته تلقی می شوند که مهمترین دلایل تخریب   جنگل های منطقه تأمین چوب سوخت و تعلیف دام می باشد. زراعت دیم نیز عامل مهم دیگر در تخریب این اکوسیستم به شمار می رود. (800 هزار هکتار جنگل های زاگرس را اراضی دیم به خود اختصاص داده اند که در زیر اشکوب این جنگل ها صورت می گیرد). ناحیه غرب کشور حدود 1/5 تا 1/6 سرزمین ایران رامی پوشاند. به دلیل طولانی بودن سلسله جبال زاگرس و واقع شدن در جوار 3 اقلیم مختلف ایران – تورانی در شمال و شرق و بیابان و گرم در جنوب و جنوب غربی و اقلیم نیمه گرمسیری خلیجی و عمانی در جنوب و نیز به دلیل دارا بودن کوهستان های مرتفع دارای تیپ های متفاوت اقلیمی خرد است. به علاوه سیکلون های مدیترانه ای موجب بارش هایی در فصول پائیز و زمستان می گردد. قاعده کلی بارش از شمال به جنوب و از غرب به شرق نقصان می پذیرد. (در طول تابستان بیشتر خشکی دیده می شود). میزان بارش سالانه در مناطق جنگلی زاگرس به طور متوسط بین 400 تا 600 میلی متر است که بیشتر در بهار و پاییز می بارد. درجه حرارت متوسط بین 12 تا 18 درجه سانتی بین سانتی گراد می باشد. اقیلم کلی منطقه زاگرس یک نوع آب و هوای مدیترانه ای با زمستان های سرد است. در تابستان ها فصل خشک وجود دارد و در اکثر نقاط تا 4 ماه در سال می رسد. سنگ مادر اغلب آهکی کرتاسه است و خاک این مناطق بیشتر شامل تیپ های راندزین، قهوه ای جنگلی و لیتوسل می باشد.

مقدمه :

بهره برداری از جنگل به روش سنتی و نیز تبدیل آن به اراضی مزروعی, همراه با رشد جمعیت و با هدف تأمین نیازهای چوبی و تغذیه ای از گذشتة دور و ابتدا توسط رومیهای قدیم شروع شد . مبدأ و منشأ تفكر علمی تهیه و اجرای طرحهای جنگلداری در قالب سری و با روش كلاسیك, اروپای مركزی بود كه هدف عمدة این طرحها در «برداشت چوب» متمركز می شد .

بتدریج روشهای علمی تر ارائه و به كشورهای دیگر تسری یافت, بطوریكه اولین طرح جنگلداری در آمریكا از صد سال قبل (1905 میلادی) و اولین طرح جنگلداری در ایران براساس قانون جنگلها و مراتع  مصوب 1338 (هـ ش) از 45 سال پیش و با كمك فرانسویها تهیه و به اجرا در آمد .

طرحهای جنگلداری در گذشته بر مبنای اصول «برداشت مستمر» و «بهره برداری اقتصادی» استوار بود بهمین جهت برای اقتصادی نمودن طرح و سهولت در مدیریت, گرایش به همسال كردن جنگل و تك كشتی در احیاء جنگلهای مخروبه با استفاده از گونه های سریع الرشد بومی و غیربومی و با هدف افزایش تولید متداول گردید .

در نتیجه اجرای روشهای كلاسیك جنگلداری طی قرون گذشته, ناهنجاریهای زیست محیطی و پدیده های مخرب جنگل چون بارانهای اسیدی و … بروز نمود كه دانشمندان علوم جنگل در اروپا برای كاهش اثرات تخریبی جنگل با تغییر نگرشی اصول جنگلداری مدرن را برای مدیریت پایدار جنگل ارائه نمودند كه معروفترین آن «جنگلداری نزدیك به طبیعت» و «جنگلداری با تاج پوشش دائمی» می باشد . این رویكردها در مقالة حاضر مورد بررسی قرار می گیرند .

1-  جنگلداری نزدیك به طبیعت (Close to nature forestry)

1-1 تاریخچه

اعمال مدیریت جنگلداری سنتی و كلاسیك با قدمت بالغ بر پنج قرن در اروپا شروع شده است . براثر بهره برداری متمركز از جنگل طی چندین دوره به روش قطع یكسره متوالی موجبات فقر مواد آلی و معدنی خاك, لغزش و رانش زمین, تغییر مناظر زیبا و زیستگاهای حیات وحش را فراهم وپدیده های زیانبار زیست محیطی چون : بارانهای اسیدی, تخریب لایة ازون, اثر گلخانه ای در زمین, افزایش درصد دی اكسیدكربن و … را در پی داشته است .

بمنظور كاهش اثرات تخریبی ناشی از اجرای جنگلداری كلاسیك و رویكرد تحول و تكامل جنگلداری مدرن و نیز به منظور پاسخگوئی به اعتراضات تشكلهای غیردولتی طرفداران محیط زیست, جنگلبانان بدنبال راه حلهای اصولی برآمدند كه در این راستا «جنگلداری نزدیك به طبیعت» به همین منظور پیشنهاد شده است .

«گروه كار برای جنگلداری نزدیك به طبیعت» از حدود 50 سال قبل در كشور آلمان شكل گرفت و بعداً در سپتامبر 1989 «اتحادیة اروپایی جنگلبانان طرفدار جنگلداری نزدیك به طبیعت- Prosilva) تشكیل شده كه برخی از اعتقادات و الزامات مهم اتحادیه برای برنامه ریزی در جنگلداری مدرن در ادامه این نوشتار می آید .

1-2-اصول جنگلداری نزدیك به طبیعت

 اصل اول : شناخت ظرفیتهای اكوسیستم های جنگلی :

اساس و پایة تولید در جنگل خاك آن است لذا باید نسبت به حفظ و حاصلخیزی خاك و در صورت نیاز در تقویت آن اقدام نمود. به همین جهت در جنگلداری باید از تخریب خاك بصورت های لغزش و رانش, فرسایش, آبشویی عناصر و كوبیدگی خاك جلوگیری نمود . باید از قطع یكسره وسیع, استفاده از ماشین آلات سنگین بهره برداری و حمل و نقل بویژه در زمین های حساس به رانش خودداری نمود . حجم سرپا را به حد مطلوب رسانده تنوع زیستی را تقویت نمود .

استقرار تجدید حیات در حد نیاز مورد توجه قرار گیرد بطوریكه از نظر اكولوژیكی روند تعادل انرژی به حداكثر برسد . خوشبختانه جنگلهای خزری شمال كشور, بدلیل عدم قطع یكسره در سطوح گسترده (فقط در جنگلهای مخروبه و با هدف تسریع در احیاء) و بر هم زدن اكوسیستم های آن, از ظرفیت های بسیار بالایی برخوردار می باشد ولی حاصلخیزی خاك جنگلهای زاگرس در غرب كشور بدلیل حاد بودن مسائل اجتماعی اقتصادی و دامداری سنتی و فرسایش شدید خاك با آسیب های جدی مواجه شده است.

 

اصل دوم : متناسب بودن گونه ها و ساختار توده ها با رویشگاه

هر رویشگاه ظرفیت خاصی برای تنوع گونه ای و كمیت و كیفیت آن جنگل دارد, بطوریكه در رویشگاهی گونه راش از رشد بالایی برخوردار است ولی رویشگاه دیگر ممكن است برای بلوط و یا توسكا بیشتر مناسب باشد . لذا در این نوع مدیریت جنگل, باید به نكات فوق توجه نمود . ضمناً چون مبدأ بذر در امر جنگلكاری دارای اهمیت فراوانی می باشد, توصیه
می گردد در جمع آوری بذور مختلف از پایه های محلی استفاده شود . هر چند ممكن است
گونه های غیربومی و غیرمحلی گاهی بسته به اهمیت خاص و رعایت اصل پیش گیرانه در جنگلكاری بكار گرفته شوند . بعنوان مثال برخی از گونه های سوزنی برگ (كاج تدا در جنگلهای جلگه ای گیلان) و نیز كاج سیاه و كاج جنگلی و نوئل (Picea exelsa) در رویشگاههای مطلوب ارتفاعات بالا با اهداف بالا بردن حجم سرپا, استقرار توده های پیشاهنگ در رویشگاههای تخریب یافته, افزایش تنوع گونه ای و … وارد شده اند .

اصل سوم : پایداری

تمام اكوسیستم های طبیعی دارای خصوصیاتی از قبیل خودترمیمی (Resiliance) تنوع زیستی و پیچیدگی (Complexity) می باشند كه برای مدیریت و دخالت در جنگل باید به این موارد توجه نمود و آنها را به حداكثر رساند تا پایدرای اكوسیستم تضمین گردد .

برای دست یابی پایداری مطلوب در جنگلهای تك گزیدة هیركانی, رعایت اصول جنگلشناسی در نشانه گذاری به شیوة تك گزینی كه اهداف چند گانه و چند منظوره را در بر دارد از اهمیت فراوانی برخوردار است بطوریكه این امر موجبات تقویت تنوع گونه ای, تنوع ساختاری و تنوع زیستی را فراهم خواهد نمود .

 

اصل چهارم : داشت و برداشت پایه ای از جنگل

این اصل در حقیقت هستة مركزی جنگلداری نزدیك به طبیعت است. بطوریكه برداشت و یا باقی گذاشتن هر درختی بسته به وضعیت و موقعیت آن در بین مجموعة درختان اطراف آن مورد توجه قرار می گیرد . یعنی ممكن است درختی به منظور تولید چوب در آینده یا بعنوان پرستار, تولید بذر, ارزشهای ژنتیكی, موقعیت فیزیكی, بخاطر زیبایی یا ایجاد زیستگاه برای تقویت تنوع زیستی نگهداری شود . طبق این اصل در برش تك گزینی پایه ای,‌ همزمان اهدافی چون رشد جنگل, بهره برداری, استقرار تجدید حیات و اصلاح ساختار توده های جنگلی بویژه ساختار عمودی در چندآشكوبه كردن توده ها, تعقیب می گردد . در این راستا تأكید می گردد كه تعداد كمی درخت ولی از درختان بزرگ و با ارزش برداشت شوند . این روش باعث استمرار روند هرس طبیعی و ایجاد توده های ناهمسال و میكروكلیمای ثابت میشود كه نتیجتاً تولیدات و خدمات جنگل و اشتغال استمرار می یابد .

 

اصل پنجم : دائمی بودن مسیرهای خروج چوب

طبق این اصل مسیرهای چوبكشی باید ثابت و دائمی باشد . این امر باعث كاهش خسارات وارده به درختان سرپا و تمركز تخریب در حداقل سطح می گردد . رعایت این اصل در نشانه گذاری برای انتخاب درخت و جهت انداختن آن كمك می كند, بطوریكه موجب سرعت عمل در امر خروج فراورده های جنگلی و كاهش خسارت به خاك جنگل و درخت مقطوعه
می گردد .

فاصله مسیرهای چوبكشی از یكدیگر به عوامل خاص آن جنگل چون : آمیختگی, سن و ارتفاع درختان, تراكم توده,‌ عوارض طبیعی, فاصله جاده ها از هم و كیفیت تولیدات و نیز ماشین آلات بهره برداری بستگی دارد, كه عملاً ممكن است این فاصله در كشورهای اروپایی بین 20 تا 100 متر و در ایران بین 50 تا 150 متر متغیر باشد . عرض مسیر بستگی به عرض
ماشین آلات كشنده و سیستم بهره برداری دارد كه باید در حداقل مورد نیاز احداث شود .

 

2-  جنگلداری با تاج پوشش دائمی (Continuous cover forestry)

1-3-تاریخچه

مبدأ و منشأ جنگلداری با تاج پوشش دائمی كشور انگلستان است, كه قطع یكسره وسیع با سطوح 10-5 هكتار در 90% از جنگلهای تحت مدیریت طرحهای جنگلداری آن اجرا شده است . ولی در روش جنگلدرای با تاج پوشش دائمی, چنانچه سطح برش از 25/0 هكتار تجاوز نماید, نوع برش آن قطع یكسره محسوب می گردد و جنگل احداثی در این سطوح همسال خواهد بود . از وقتیكه بحث درخصوص مزایای جنگلهای ناهمسال (از اواسط قرن 19) در اروپا رونق یافت, همزمان مسئله جنگلداری با تاج پوشش دائمی در انگلستان مطرح شد . طبق این روش جنگلداری, همة روشهای جنگلشناسی باید تاج پوشش جنگل را حفظ و از قطع یكسره پرهیز نمایند . در این رابطه نظریة مذكور (Helliwell-1997) بین سالهای 1950 تا اوایل سال 1960 مورد آزمایش جدی قرار گرفت . این روش جنگلداری برای مدیریت چند منظوره جنگل و در جاهایی كه نقش های زیست محیطی, تفرجی, حفظ منظر و سایر اهداف و خدمات جنگل به اندازه تولید چوب مهم هستند, بكار گرفته میشود . قابل ذكر است كه این رویكرد در سالهای اخیر در سایر كشورهای اروپایی هم طرفدارانی پیدا كرده است .

 

1-4-اصول جنگلداری با تاج پوشش دائمی

 

اصل اول : مدیریت اكوسیستم های جنگل نه مدیریت فقط درختان

در این روش, توده های جنگلی بعنوان چارچوبی برای اكوسیستم های جنگلی محسوب می شوند ؛ كه درختان بطور دوره ای از آن توده ها برداشت میشوند و چشم انداز و زیستگاه حیات وحش نیز به همان اندازه از اهمیت برخوردار می باشد . در این روش جنگلداری باید به اثرات بهره برداری بر توده های جنگلی (اكوسیستم های جنگلی) توجه خاص نمود و میزان برداشت هم باید به اندازه ای تنظیم گردد كه به توده های جنگلی آسیب نرساند . قابل ذكر است كه این اصل برای كلیة جنگلهایی كه با هدف چند منظوره مدیریت می شوند صدق می نماید . بنابراین برای چند آشكوبه كردن جنگلكاریها هم می توان از این اصل استفاده نمود .

برای بكارگیری یك رویكرد متضمن پایداری باید از عوامل رویشگاه, نیاز گونه ها و اهداف جنگلداری ارزیابی های لازم معمول گردد . در نتیجه برای اعمال این نوع مدیریت در جنگلهای شمال كشور كه با سیاست های اتخاذ شده همخوانی دارد, مطالعه و شناخت دقیق عوامل اقلیمی, ادافیكی, نیاز گونه ها و توده های جنگل و نیز اهداف طرح از اهمیت خاص برخوردار است .

 

اصل دوم : استفاده از فرآیندهای طبیعی بعنوان اساس مدیریت توده های جنگلی

در این روش جنگلداری, تصور بر این است كه استفاده از فرایندهای طبیعی, همانند تجدید حیات طبیعی در مدیریت توده های جنگلی, پایدار تر از تجدید حیات مصنوعی (نهالكاری) و توده های همگن و خالص است, هر چند شواهد زیادی برای این تفكر وجود ندارد . تجدید حیات طبیعی وسیله ای برای افزایش تنوع زیستی و تضمین استقرار مناسب گونه در رویشگاه است . قابل ذكر است كه طبق بررسی ها, مشاهدات و تجربیات نگارندگان, توده های جنگلی با منشأ تجدید حیات طبیعی در جنگلهای شمال كشور, از تنوع گونه ای و پایداری بیشتری نسبت به توده های جنگلی دست كاشت برخوردارند .

 

اصل سوم : اقدام با توجه به محدودیت های رویشگاه

در صورتیكه تركیب گونه های جنگلی متناسب با شرایط رویشگاه باشد, فرایندهای طبیعی هم مطلوب خواهد بود . به همین جهت از كشت گونه های پرنیاز در رویشگاه فقیر باید پرهیز نمود . تفاوتهای رویشگاهی موجود در هر جنگل بعنوان منشأ تنوع و ناهمگنی است . در نتیجه باید از همگن كردن جنگل یا تك كشتی خودداری نمود . در این راستا شناخت دقیق نیازهای اكولوژیكی گونه های درختی بمنظور توسعه جنگل و سازگاری گونه ها با رویشگاه, شدیداً ضرورت دارد .

 

اصل چهارم : ایجاد ساختار متنوع در توده های آمیخته

اصولاً جنگلكاریهایی كه از توده های خالص و همسال تشكیل میشوند دارای ساختار منظم یك آشكوبه, رستنی های كم كف جنگل, تعداد كمی درختان خشك و تنوع درختی محدود می باشند . هر چند توده های مسن عمدتاً از تنوع ساختاری بیشتری برخوردارند . بطوریكه در میان آنها انواع رویشگاههای خرد (Microsites) كه آشیان های اكولوژیك برای گونه های مختلف بوجود آوردند, دیده می شود .

از طرفی در این توده ها, شرایط برای زادآوری طبیعی بیشتر فراهم است . هر چه توده های طبیعی مسن تر میشوند, نقش های تفرجگاهی, بهره مندی از فواید حیات وحش و ارزشهای غیر بازاری در این جنگلها بیشتر می شود .

 

بحث و نتیجه گیری :

نظر به بهره برداری با روش قطع یكسره وسیع طی چندین دوره در قرون گذشته در كشورهای غربی (اروپای مركزی- كشورهای اسكاندیناوی- كانادا و …) و بازكاشت گونه های سریع الرشد موجب فقر مواد معدنی و آلی خاك, بروز پدیده های مخرب مثل باران های اسیدی، كاهش تنوع زیستی, پیدایش آفات و بیماریها و … شد . لذا در مقابله با روشهای جنگلداری گذشته و بمنظور استفاده پایدار و دائمی از تولیدات و خدمات جنگل, حفظ تنوع زیستی و آب و خاك, حفظ منظر و توسعه گردشگری در طبیعت (اكوتوریسم) و غیره اعمال روشهای جنگلداری فوق الذكر توسط دانشمندان علوم جنگل و محیط زیست پیشنهاد و حمایت می گردد . با توجه به ساختار جنگلهای طبیعی شمال كشور و پیشینة كم بهره برداری صنعتی از آن و سطوح كم جنگكاریها, اجرای روشهای جنگلداری فوق در آن از جایگاه ویژه ای برخوردار است, بخصوص اینكه برای استفاده چند منظوره از این جنگلها استعدادهای فراوانی نهفته است .




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:- -
یکشنبه 5 بهمن 1393-02:06 ب.ظ



کودکان :

درمورداینکه کودکان دقیقادرچه گروه های سنی قراردارندیک توافق کلی وجودندارد WLO (سازمان بین المللی کار) وUNEPکلیه افرادزیر15سال راکودک معرفی میکندواین درحالیست که کنوانسیون حقوق کودک کلیه افرادزیر18سال راکودک برمی شمارد.

محیط زیست Environment)):

محیط زیست دریک تعریف کلی عبارتست ازمجموعه شرایط بیرونی که درطول عمریازندگی یک موجودزنده ، همانندانسان براواثرمی گذارد.بدین ترتیب نورخورشید،آب ، هوا، اقلیم ، گیاهان ، جانوران ، سایرعوامل بی جان وجاندارکه برروی سیاره زمین وجودداشته وبایکدیگردرارتباط متقابل می باشند،محیط زیست انسان راتشکیل می دهند.البته تعاریف گوناگونی وجودداردکه ازآنهاچشم پوشی می نماییم.محیط زیست ومنابع موجوددرآن ،درواقع محل زندگی وتامین کننده اصلی ترین نیازهای انسان به شمارمی آید.باوجودآن طی سالهای اخیردرنتیجه رشدفزاینده جمعیت وپیشرفت های تکنولوژیکی ، روندبهره برداری ازمنابع موجوددرزمین نیزتشدیدگردیده است ودریک کلام محیط زیست انسان دستخوش تخریب وآلودگی قرارگرفته است.

انهدام محیط زیستEnvironmental Degradation):)

هم اکنون تخریب جنگلها ، فرسایش خاک ، پیشروی کویرومحدودشدن زمین های کشاورزی ، تهی شدن دریاهاازذخایرآبزی ، بهره برداری بی رویه ازمنابع معدنی ، انقراض گونه های گیاهی وجانوری ،آلودگی هواوآب وخاک ازشناخته شده ترین جنبه های تخریب وآلودگی سیاره زمین به شمارمی رود.

درمیان موجودات زنده انسان بیش ازسایرموجودات محیط زیست خودراتغییرمی دهدوباعث شکل گیری انواع آلودگی ها می گردد.حتی علل بسیاری ازحوادث وبلایای طبیعی هم فعالیت های انسان است.اینک دامنه آلودگی هواازمناطق صنعتی وفرازشهرهاوکشورهافراتررفته ولایه های حیاتی زمین راهدف قرارداده است.آلودگی آب به یک مشکل جهانی تبدیل شده است.حجم ترکیبات سمی که به صورت فاضلاب درزمین تزریق می شودروزبه روزافزایش می یابد.نکته قابل توجه دراین موارداثراتی است که برروی سلامتی انسانهامی گذارد.هوا، آب ، خاک، نظایرآن ها مهم ترین منابع حیاتی هستندکه آلودگی هریک ازآ نهااثرات مستقیمی برمجموعه زیستمندان روی کره زمین می گذارد.

هرسال چندین میلیون نفردرنتیجه آلودگی هوادرشهرهای بزرگ ومناطق صنعتی جان می بازندویابه علت بیماری های مزمن به نوعی زندگی همراه بامرگ تدریجی تن می دهند.

شمارافرادی که به آب سالم دسترسی ندارندبه میلیونهانفرمی رسد.دربسیاری ازجوامع درحال توسعه مردم ازکمترین امکانات بهداشتی محروم بوده ودربرابرساده ترین بیماری های محیطی ناتوان وآسیب پذیرند.



محیط زیست ،تغییرات:Changing Environment))

محیط زیست همچنان درحال تغییراست.استفاده ازگازهای مخرب لایه ازن ، امکان انتشارسرطان وبیماری های پوستی راافزایش داده است.درنتیجه استفاده فزاینده ازسوخت های فسیلی دمای کره زمین درحال افزایش است.

استفاده ازموادرادیواکتیو،فلزات سنگین وورودآنهابه زنجیره غدایی نیزمشکلات بی شماری رادرسلامتی افرادایجادنموده است.

کودکان ومحیط زیست:

· ازنظراکولوژیکی چندویژگی کودکان راازسایرگروههای سنی متمایزکرده است:

· کودکان بزرگترین گروه انسانی اند.

· آنان بیش از30%کل جمعیت جهان راتشکیل می دهندضمن اینکه درکشورهای درحال توسعه این مقداربه50%هم می رسد.

· کودکان هم نسل بعدی راتشکیل می دهندوهم مسوولیت ارتباط نسل حاضر بانسلهای آینده رادارند.

· کودکان درتصمیم گیری های امروزکه نتایج آن به آنان مربوط می شودکمترین دخالتی ندارند.

· آنان دربرابرانواع آلودگیهای محیط زیست آسیب پذیرترازسایراقشارهستند.

· افزون برمواردمذکورکودکان بزرگترین مصرف کنندگان غذا،انرژی، آموزش ،بهداشت، مهارت ودیگرمنابع مادیدرزمان حاضرمی باشند.سرانجاماینکه آنان هیچ گونه نقشی درآلودگی محیط زیست وتخریب منابع طبیعی ندارند.

کودکان وآلودگی محیط زیست :

اساساکودکان سازگاری Adaptation))کمتری بامحیط زیست خود(خانه، محله، مدرسه، اجتماع دارند) وبه همین علت درمقایسه بابزرگسالان دربرابرعوامل بیماری زا(انسانی، طبیعی) مقاومت کمتری داشته وآسیب پذیرترند.متاسفانه هرازگاهخی گزارش های نگران کننده ای در موردبیماری ومرگ ومیرکودکان انتشارمی یابد.موضوع مرگ ومیرکودکان ازآن چنان اهمیتی برخورداراست که امروزه به عنوان یکی ازشاخص های مهم توسعه درجوامع مختلف شناخته می شود.برنامه محیط زیست ملل متحدUNEP)) درسال 1990گزارشی اختصاصی باعنوان" کودکان ومحیط زیست " انتشارداد.که بااین عبارت آغازشده است:انهدام محیط زیست درحال کشتن کودکان است.دراین گزارش تکان دهنده به جنبه های مختلف محیط زیست وارتباط آن باکودکان اشاره شده که برخی نکات مهم وبرجسته آن درموردتخریب محیط زیست واثرات آن برروی سلامت وبهداشت کودکان می باشد.تخریب جنگلها، بیابان زایی، بهره برداری فزاینده اززمین های کشاورزی درحال توسعه ضمن کاهش میزان تولیدوفراوری، سطح تغذیه کودکان راکاهش میدهد.

تنگدستی، وجودفاضلاب ها وآب آلوده ازجمله عواملی اندکه بطورمستقیم بهداشت کودکان را تهدیدمی کند.

دراین جوامع سالانه14000000کودک زیر5سال به علت استفاده ازآب آلوده ،عدم برخورداری ازخدمات بهداشتی ،آلودگی محیط زیست، بیماری های مسری، سءتغذیه جان خودراازدست داده وبیش از3میلیون نفرنیزدچارمعلولیت می شوند.این درحالیست که حدود1000000موردازاین مرگ ومیرهاباهزینه ای اندک یعنی ازطریق تغذیه باشیرمادر، قطره های خوراکی، رعایت بهداشت موادغذایی، واکسیناسیون، همچنین مدیریت بهترمحیط زیست قابل پیشگیری است.آلودگی هوانیزبرروی کودکان اثراتی به مراتب بیشترازبزرگسالان دارد.بطوریکه هرسال 2000000/4کودک زیر5سال به علت ابتلاء به بیماری های تنفسی ناشی ازآلودگی هوا می میرند.درکشورهای صنعتی نیزکه تاچندی پیش رهاسازی یا"سرراه گذاردن"کودکان، اصلی ترین عامل زیست محیطی تهدیدانان به مرگ ومیریامعلولیت بود.،اکنون جای خودرابه آلودگی محیط زیست بویژه آلودگی هوا بویژه آلودگی حاصل ازتخلیه ترکیبات شیمیایی درمحیط زیست داده است.بیماری نوظهورایدزبرروی کودکان تاثیربیشتری دارد.بیش از5000000/1نفراززنان جهان به ویروس این بیماری خطرناک آلوده اند.کودکانی که ازاین زنان متولدمی شوند،تنها20%تا25%شانس زنده ماندن پس ازتولدرادارند.وجودپرتوهای رادیواکتیونیزازعوامل بروزسرطان وناتوانی جسمی درکودکان شناخته شده است.

کودکان وتوسعه پایدار:

منظورکلی ازتوسعه پایدارSustainable Development))بهره برداری نسل حاضرازمنابع طبیعی ومدیریت منابع محیط زیستی به گونه ای است که نسلهای آینده نیزبتوانندازاین منابع بهره مندگردند.امروزه کودکان درکانون برنامه های توسعه پایدارقراردارند.

آنان اولین نسل ازنسلهای آینده می باشند.چنانچه نسل حاضر نتواندنیازهای اساسی کودکان امروزیانسل بعدراتامین نماید،آنان چگونه خواهندتوانست نسلهای آینده راازشانس برخورداری ازیک زندگی پایدار،بهره مندسازند؟!

طبق یک آماری که توانستم تهیه کنم بیشترین میزان مرگ ومیردرآفریقای سیاه وآسیای جنوبی است.که متاسفانه همان کشورهای درحال توسعه اند.

مرگ ومیرکودکان:

ازدهه1980تاکنون پیشرفت های قابل توجهی دروضعیت بهداشتی جهان حاصل شده که می توان به کاهش مرگ ومیرهای کودکان وافزایش امید به زندگی (تقریبا درهمه جا)اشاره نمود.باوجوداین تفاوت های فاحشی درمیان کشورهای فقیروغنی مشهوداست.

برای مثال طی این مدت نرخ مرگ ومیر کودکان درچندکشورمانندفنلاند،سوئد،ژاپن به کمترین میزان یعنی 1000/6رسیده است.حال آنکه در149کشورموردمطالعه بویژه درآفریقاوآسیا نرخ مرگ ومیرکودکان از1000/100بیشتراست.

باوجودپیشرفت های یادشده ،مرگ ومیرکودکان درجهان چشمگیراست.

براساس گزارش UNICEFهرسال حدود13000000کودک براثرابتلاء به بیماری های مزمن تنفسی ،سوءتغذیه ، دیفتری، سیاه سرفه، کزاز، فلج اطفال ، سرخک، سل جان خودراازدست می دهند.

همانطورکه پیداست بیماری های مذکورمستقیماباآلودگی های محیط زیست رابطه دارند.برای مثال نقش 2عامل آلودگی هوا وآب درابتلاء به بیماری های تنفسی ومزمن انکارناپذیراست.سوءتغذیه ودیگربیماری ها نیزنتیجه تخریب محیط زیست یافقدان امکانات بهداشتی است.

سرطان، دشمن آینده کودکان:

سرطان ازجمله بیماری های ناشی ازتماس افرادباآلاینده های محیط زیست است.آژانس بین المللی سرطان 60عامل مهمن محیطی ایجادسرطان راشناسایی کرده که موادشیمیایی ، پرتوها، داروها، موقعیت جغرافیایی ، فعالیت ها ی صنعتی ،رژیم غذایی ،دخانیات ، ویروس ها والکل ازمهم ترین آنهاست.درکشورهای صنعتی 20% ازمرگ ومیرافراد،به سرطان مربوط می شود.مواردبروزاین بیماری درحال افزایش است.این افزایش معمولا درافرادبالای 60سال بیشترقابل مشاهده است.کودکان باتوجه به فزونی تعدادومقاومت کمی که دارندبیشتردرمعرض این بیماری هاهستند.آنچه مسلم است اینست که باپیشرفت علم پزشکی نقش آلودگی های محیط زیست دراین زمینه روشن ترخواهدشد.

حفاظت ازمحیط زیست کودکان:

کودکان درطول زندگی خودبا3محیط زیست درارتباط اند.

· محیط زیست کوچک:Micro Environment

که به دامان مادر واتاق مخصوص نگهداری آنهامحدودمیشود.دراین محیط سلامت وزنده ماندن کودک به عواملی مثل بهداشت، تغذیه، تعدادافرادخانوار، وضعیت اقتصادی، آموزش مادرونظایرآن بستگی دارد.

· محیط زیست متوسطMezo Environment:

دراین محیط کودک با مسایلی مانندآلودگی آب ،بارانهای اسیدی ، آلودگی هوا، استفاده نادرست ازترکیبات شیمیایی، جنگل زدایی ودیگرمشکلات محیطمحیط زیست آشنامی شود.

وجودچنین عواملی می تواندسلامت و رشدکودکان راتحت تاثیرقراردهد.

· محیط زیست بزرگMacro Environment:

درچنین محیطی مسائل ودشواریهای کودکان بابزرگسالان یکی می شود.کودکان باورودبه این محیط تحت تاثیرانواع آسیب های ناشی ازگرم شدن ، نازک شدن لایه ازن، بالا
آمدن شطح آب دریاها ودیگرعوامل مخرب محیط زیست قرارمی گیرند.

دوران کودکی ونوجوانی به لحاظ اینکه زمان تضمین سلامت وهمچنین تکوین شخصیت فردی می باشدمهم ترین دوران زندگی انسان به شمارمی رود.حفاظت ازمحیط زیست وحمایت ازکودکان مستلزمهمکاری ها واقدامات همه جانبه ای است.ازآن جمله می توان به فعالیت های بنیادکودکان ملل متحدUNICEF)) اشاره نمود.تشکیل کنوانسیون حقوق کودک یکی ازمهم ترین دستاوردهای این سازمان است.

دراین راستابرنامه محیط زیست سازمان ملل متحدنیزطی سالهای گذشته اقداماتی رادرجهت تضمین حقوق وسلامت کودکان به انجام رسانیده است، که ازآن جمله میتوان به مواردزیراشاره کرد:

· اعلام سال1985به عنوان سال بین المللی جوانان .

· انتخاب واعلام شعار"کودکان ومحیط زیست"برای سال1990

· اختصاص گزارش سال1990خودبه کودکان ومحیط زیست که باهمکاری بنیادکودکان ملل متحدچاپ ومنتشرگردید.

· هدایت جوانان برای تشکیل نهادهای زیست محیطی غیردولتی NGOS ))به منظورآشنایی آنان باموضوعات جهانی محیط زیست ومبادله اطلاعات زیست محیطی.

· به رسمیت شناختن اهداف کنوانسیون حقوق کودک دراجلاس سران زمین که درژوئن 1992باحضورسران کشورهای جهان درریودوژانیرو(پایتخت برزیل) برگزارشد.

نتیجه اینکه کودکان بخش مهمی ازجمعیت جهان راتشکیل می دهند.آینده به آنان تعلق دارد.آنچه امروزه درجهان به ویژه کشورهای درحال توسعه بانام برنامه های توسعه اقتصادی درحال انجام می باشد.بدون توجه به کودکان ، بی هدف ونامفهوم خواهدبود.یعنی کودکان هدف اصلی برنامه های توسعه به شمارمی آیند.آنان امروز به ویژه درکشورهای فقیرودرحال توسعه درشرایط زیستی نامطلوبی به سر می برند.بسیاری ازبیماری ها وتلفات آنان ناشی ازآلودگی آب وفقدان امکانات بهداشتی است.درچنین شرایطی هیچگونه مسوولیتی متوجه آنان نیست.

کودکان درعین حال به عنوان نسل بعدازماونماینده نسلهای آینده حق دارندازمحیط زیست وزندگی سالم برخوردارباشند.حفاظت ازمحیط زیست وحمایت ازکودکان درحقیقت 2وظیفه اصلی درجهت دستیابی نهایی به یک زندگی پایدار(sustainable living)

می باشند.که انجام آنهاازیک سومستلزم مشارکت های بین المللی وازسویی دیگرنیازمندتوجه جدی دولت هااست.

منبع:

١)آقای مهندس محمودسلطانی،کارشناس ارشدمحیط زیست، نویسنده این مقاله درفصلنامه سازمان محیط زیست.
 
عادتی که باید نهادینه شود
ترجمه؛ مهتاب خسروشاهی

پژوهشگران معتقدند بهترین شیوه نهادینه کردن عادت های مثبت، آموزش، آن هم آموزش این عادت ها از دوران کودکی است. حفاظت از محیط زیست هم عادتی است که باید از کودکی آموخته شود تا به یک باور ذهنی تبدیل شود. این باور کودک را موظف می کند تا از یگانه زیستگاهی که در آن زندگی می کند به بهترین وجه ممکن پاسداری کند.

آنچه در پی می خوانیم نکاتی ساده و عملی برای آشنا کردن کودک با محیط زیست و حفاظت از آن است.

استفاده بهینه از کاغذ ؛ نقاشی کردن یکی از نخستین مهارت ها و علایق کودکان است. اغلب کودکان به محض آنکه بتوانند قلم به دست بگیرند، نقاشی می کشند. بنابراین نخستین آموزش ها باید از همین نقطه آغاز بشود. به کودک توضیح بدهیم مدادی که با آن نقاشی می کند چطور ساخته شده است. سپس به او یاد بدهیم که با استفاده بهینه از مداد رنگی ها و نتراشیدن بی رویه آنها، می تواند به حفاظت از جنگل ها و درختان کمک کند.

گام بعدی برگه های نقاشی است. علاوه بر دفتر نقاشی که برای او می خریم، برگه های باطله یی که یک روی آنها سفید و قابل استفاده است را دور نریزیم و روی میز کودک، کنار مداد رنگی های او قرار بدهیم تا برای نقاشی از این برگه ها استفاده کند. شیوه درست شدن کاغذ را برای او توضیح بدهیم و سپس به او شرح بدهیم که با استفاده مناسب از کاغذها می تواند مانع از قطع درختان برای تولید کاغذ بشود.

بازیافتی ها را دریابیم؛ با جمع آوری وسایل دورریختنی منزل یا وسایل شخصی فرزندمان و استفاده مجدد از آنها مساله بازیافت و جمع آوری زباله ها را به او بیاموزیم. به طور مثال با کمک فرزندمان قوطی های نوشابه (Can) را جمع کنیم. آنها را بشوییم و با بریدن در آنها، از این قوطی ها جا قلمی برای روی میز تحریر فرزندمان درست کنیم. از این قوطی ها یا ظرف های پلاستیکی مواد شوینده می توانیم به عنوان گلدان هم استفاده کنیم.

بازی با طبیعت؛ برای آنکه کودک را با طبیعت و وجود موجودات مختلف در طبیعت یا نعمت های طبیعی مثل باران آشنا کنیم، بازی ها و آزمایش های ساده یی را همراه او انجام بدهیم. مثلاً هنگام بارش باران ظرف های خالی مواد شوینده، بطری های خالی شیر و… را جلوی پنجره یا حیاط بگذاریم تا آب باران داخل شان جمع شود. سپس از فرزندمان بخواهیم با آب باران جمع شده در این ظرف ها، گلدان های منزل را آبیاری کند. این آزمایش به صورت ساده و عملی جمع شدن آب باران در دریاها و اقیانوس ها را به کودک نشان می دهد. علاوه بر این او را با فواید نزولات آسمانی آشنا می کند.

حفاظت از انرژی را بیاموزیم؛ چند لحظه قبل از شروع برنامه مورد علاقه او تلویزیون یا رادیو را از برق بیرون بکشید. در جواب اعتراض او توضیح بدهید که اگر از انرژی برق یا هر انرژی دیگری بی رویه استفاده کنیم، هنگام نیاز ضروری به آن، این انرژی در اختیار ما نخواهد بود. تلویزیون یا رادیو را روشن کنید تا این نبودن برق و لذت دوباره داشتن برق و تماشای تلویزیون در ذهن او بماند. درباره انواع انرژی، شیوه های تولید آن و… برای او توضیح بدهید.

دانه بکاریم؛ برای آنکه فرزندمان مفهوم حفاظت از خاک و آب را به درستی دریابد، همراه او باغبانی کنیم. با کاشتن تخم سبزی ها یا دانه هایی مثل آفتابگردان در حیاط منزل یا گلدان او را با مراحل رشد گیاه، نیاز گیاه به خاک خوب، آب سالم، نور خورشید و… آشنا کنیم. برای درک بهتر او، بهتر است یک نمونه کوچک را با خاک نامناسب (مثل خاک آغشته به نفت) یا آب ناسالم (آب مخلوط شده با مواد شوینده) رشد بدهیم تا کودک به خوبی تاثیر آلودگی آب و خاک بر گیاهان را ببیند. مقایسه گیاه سالم و بیمار مفاهیم را به خوبی به او می آموزد. بازدید از گلخانه ها و پارک ها ارتباط او را با محیط زیست بیشتر می کند.

با آشغال ها بازی کنیم؛ آموزش جدا کردن زباله های خشک و تر و جمع آوری و دفع زباله ها نکته دیگری است که باید به خوبی به کودک آموخته شود. برای این کار چند کیسه زباله انتخاب کنیم و آن را در محل مناسبی بگذاریم. روی هر کیسه با برچسب، نوع زباله یی را که باید درون آن بریزیم مشخص کنیم. مثلاً مواد پلاستیکی، قوطی های فلزی، ظرف های شیشه یی و کاغذ (برای جلوگیری از آلودگی بهتر است فقط زباله های خشک را برای این کار جمع آوری کنیم). سپس از فرزندمان بخواهیم تا برای جمع آوری و تفکیک زباله ها ما را همراهی کند. به این ترتیب او را با مساله جمع آوری، تفکیک و دفع صحیح زباله آشنا کرده ایم.

کاردستی بسازیم؛ ابتدا برای فرزندمان توضیح بدهیم که پارچه، چوب، کاغذ و… چطور تهیه می شوند. سپس با استفاده از پارچه های اضافی برای او وسایل مختلفی مثل عروسک، جاجورابی، جامدادی و… بسازیم. هر چقدر با استفاده از مواد به ظاهر دورریختنی مثل کاغذ، پارچه، چوب، پلاستیک (مثل ظرف های خالی مواد شوینده) و… وسایل جدید بسازیم به همان نسبت ارزش مواد را به فرزندمان آموخته ایم. از طرفی به او می آموزیم که به جای آشغال سازی می توان از موادی که به ظاهر دورریختنی به نظر می رسند، وسایل قابل استفاده ساخت.

یک روز بدون انرژی؛ ماهی یک بار، روز بدون انرژی در منزل اعلام کنیم. در این روز خاص بازی با اسباب بازی ها یا استفاده از وسایل برقی یا باتری یی، تماشای تلویزیون و… استفاده از تلفن همراه و… ممنوع است. در این روز فقط باید از وسایلی که با انرژی کار نمی کنند، استفاده کنیم (مثلاً بازی با اسباب بازی های غیربرقی و باتری یی و…). با این کار فرزندمان ارزش و اهمیت انرژی ها، جایگاه آنها در زندگی امروز و ضرورت حفظ این منابع و جلوگیری از به هدر رفتن این منابع با ارزش را می آموزد.

گردش علمی؛ هفته یی یک بار گردش علمی ترتیب بدهیم یا اینکه در برنامه های تفریحی خانواده، آموزش های علمی را به طور غیرمستقیم بگنجانیم.

مطالعه؛ با خرید کتاب های علمی درباره طبیعت، حیات وحش، حفاظت از محیط زیست، زباله ها و راه های بازیافت و دفع زباله و… او را به طور غیرمستقیم به سوی آشنایی با مفاهیم علمی و شیوه های حفاظت از محیط زیست سوق می دهیم. فراموش نکنیم برای مطالعه فرزندمان را اجبار نکنیم؛ همین که کتاب ها را در معرض دید او بگذاریم و همراه او برای خرید کتاب به کتابفروشی برویم، کافی است @};- @};- .



 


     
 



 
 
 
 



نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:یکشنبه 5 بهمن 1393 03:24 ب.ظ
یکشنبه 5 بهمن 1393-02:05 ب.ظ



فرآیند مطالعات ارزیابی اثرات زیست محیطی
مراحل ارزیابی اثرات محیط‌زیستی مشتمل بر مراحل زیر است:
- پیش امكان سنجی فنی-اقتصادی
- غربال‌گری (SCREENING):تصمیم‌گیری‌درمورد لزوم انجام ارزیابی اثرات توسعه، سطح وعمق مطالعات مربوط به‌آن
- تعیین محدوده (SCOPING): تعیین مسایل عمده و تعیین محدوده و شرح خدمات مطالعه
- تعیین و تحلیل اثرات (IMPACT ANALYSIS): پیش‌بینی اثرات طرح و تعیین اهمیت آن
- اقدامات اصلاحی (MITIGATION): اقداماتی در جهت جلوگیری، كاهش یا جبران اثرات
- تهیه گزارش‌ (REPORTING): آماده سازی اطلاعات لازم جهت تصمیم‌گیری در مورد پروژه
- بازنگری (REVIEWING): آزمون كیفیت گزارش تهیه شده
- تصمیم‌گیری (DECISION MAKING): پذیرش، رد و یا پذیرش پروژه مشروط به رعایت ضوابط ‌زیست محیطی
- پیگیری (FOLLOW UP): كنترل، مدیریت و ممیزی اثرات اجرای پروژه،
- مشاركت مردمی (PUBLIC INVOLVEMENT): آگاه‌ سازی و دخالت گروه‌های ذینفع وذی‌نفوذ درفرآیند تصمیم‌گیری.
مراحل وگردش کار تهیه گزارش ارزیابی اثرات محیط زیستی
تهیه گزارش ارزیابی درصورت الزام به انجام آن، درمراحل مختلف توسط کارفرما انجام می‌پذیرد. جدول شماره 1نمودار مراحل گردش کاری ارزیابی مشاهده می شود.ترتیب مرحله‌ای تهیه‌ گزارش ارزیابی برای جلوگیری ازاتلاف زمان و کاهش هزینه ها، تایید گزارش، اخذ مجوز اجرا و یا عدم دریافت آن به شرح زیر می باشد :
- سازماندهی و مدیریت
- زمان بندی مطالعات
- تامین اعتبارات مالی و هزینه ها
- تعیین محدوده مطالعات(مرزهای پروژه پیشنهادی اعم از : اکولوژیک، اجتماعی،اداری)
- تعیین شرح خدمات مطالعات
- تهیه اطلاعات پایه مورد نیاز
- تدوین گزارش
گزارشات ارزیابی در دو شیوه تهیه می شوند :
- گزارش ارزیابی اجمالی(مقدماتی)
- گزارش ارزیابی (جامع)
الف : گزارش ارزیابی مقدماتی(اجمالی)
در ایران این گزارش اهمیت زیادی دارد چون با صرف بودجه کم و با بکارگیری داده ها، آمارها و اطلاعات قابل دسترس و یا تولید کم هزینه آنها ضرورت و الزام تهیه گزارش وعدم نیاز به ارایه آن مشخص میشود.هدف تشخیص زود هنگام اثرات مهم و جدی بر محیط زیست اطراف است. چنین تشخیصی می تواند در مراحل اولیه طرح معدنی، بر اساسمطالعات مقدماتی ویژگیهای طرح، اطلاعات عملیاتی و سایر اطلاعات موجود صورت پذیرد.
این گزارش در برگیرنده موارد زیر می باشد :
- چکیده غیر فنی
- تشریح طرح یا پروژه پیشنهادی
- تشریح مرحله آماده سازی و اقدامات زیر بنایی
- آلاینده ها و پسماندهای مهم تولید شده
- خطرات سوانح و عدم ایمنی مرتبط با طرح
- پیش بینی آثار و پیامدهای مثبت و منفی طرح برای هر یک از گزینه ها
- تجزیه و تحلیل آثار کاربردی و پیامد های محیط زیستی طرح
- مدیریت و پایش محیط زیستی طرح
- ارایه شیوه های پیشگیری ، کاهش وکنترل برای هر یک از آثار منفی محیط زیستی مرتبط با فعالیت‌های طرح
- منابع و مراجع مورد استفاده
- نام و مشخصات مسئولیت و تجربیات ارزیابی هر یک از مشاوران و تهیه کنندگان
- پیوستها
ب : گزارش ارزیابی مشروح (جامع)
درشرایطی که یک گزارش ارزیابی مقدماتی مورد تایید سازمان مسئول‌ دولتی واقع نشود، موارد زیرنیاز به تهیه و ارایه گزارش ارزیابی (جامع) را الزامی می نماید.
- پروژه هایی که دارای اثرات پایدار منفی در محیط زیست بوده و یا اینکه اثرات آنها ناشناخته اند. درنتیجه به اطلاعات بیشتری نیاز دارندکه‌ در گزارش ارزیابی(جامع) ارایه می شود.
- پروژه هایی که برحسب تجربه و سابقه دارای اثرات منفی و ناسازگار در محیط زیست می باشند لازم است که بررسی های بیشتری انجام گیرد.
در این مرحله پس از ارزیابی اثرات فعالیتهای طرح معدنی و بررسی امكان كاهش اثرات، پیش بینی های لازم برای تعقیب، كنترل و نظارت انجام می شود.
مندرجات پیشنهادی یک گزارش ارزیابی اثرات محیط زیستی در ایران :
1- خلاصه غیر فنی :
شامل نوع ویژگیهای پروژه ، گزینه های موجود ، خلاصه ای از وضعیت موجودمحیط زیست ، آثارمهم طرح برمحیط زیست و برنامه های پیشگیری ، کاهش و کنترل آثار نامطلوب ونتیجه گیری از ارزیابی محیط زیستی
2- شرح پروژه :
2-1- عنوان طرح
2-2- اهداف ، نیازها و ضرورتهای طرح
2-3- جایگاه طرح در برنامه ها و سیاست‌های کلی مملکت
2-4- قوانین ، مقررات و استانداردهای محیط زیستی مرتبط با طرح
2-5– موقعیت مکان پیشنهادی طرح
2-6– گزینه های مکانی و فنی طرح
2-7- فازبندی کلی طرح
2-8- تشریح ریز فعالیتهای طرح به تفکیک فاز احداث و بهره برداری
2-9- نمودار خط تولید و تشریح فرایندها برای واحدهای صنعتی و معدنی
2-10- تاسیسات جانبی و پروژه های پی آیند (احداث راه ، اماکن و خدمات عمومی و...)
2-11- ویژگی های طرح در هر یک از گزینه ها و فازهای طرح شامل
2-11-1- ارایه ظرفیت تولید و یا ارایه سطح خدمات رسانی برای طرحهای عمرانی – خدماتی
2-11-2- تخمین کلی سرمایه
2-11-3- براورد نوع و میزان مواد اولیه ، محل تامین و نحوه انتقال آنها
2-11-4- براورد نوع و میزان منابع آب و موارد مصرف ، محل تامین و نحوه انتقال آنها
2-11-5- براورد نیروی انسانی و محل تامین
2-11-6- براورد و میزان محصول اصلی و جانبی
3- تشریح مرحله آماده سازی و اقدامات زیر بنایی :
که منجر به تغییر و تخریب محیط زیست می شود به صورت فهرستیاز:خاکبرداری، برداشت پوشش گیاهی ، احداث استخرباطله، زه کشی ،حفاری و...
4- آلاینده ها و پسماندهای مهم تولید شده طی فرایند و عملیات درهر یک از گزینه ها و فازهای طرح شامل : آلاینده های هوا، فاضلابهای بهداشتی و صنعتی ، زایدات و ضایعات زباله ، سروصدا و...
5- خطرات سوانح وعدم ایمنی مرتبط با طرح شامل:
احتمال انفجار، نشت،پیامدهای وقوع بلایای طبیعی
6- تشریح وضعیت موجود محیط زیست منطقه:
6-1- تعریف محدوده مطالعاتی و نمایش روی نقشه
6-2- محیط فیزیکی شامل(خاکشناسی، زمین شناسی، منابع آب، هواواقلیم، صدا و ارتعاش)و آلودگی های هر یک ازآنها
6-3- محیط طبیعی(زیستگاههای آبی و خشکی با ذکر جوامع گیاهی و جانوری وگونه های نادر،مناطق چهار گانه سازمان حفاظت محیط زیست)
6-4- محیط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی(جمعیت ویژگی‌ها و تحولات آن،اشتغال، تسهیلات، آموزش، بهداشت، اعتقادات فرهنگی و مذهبی، میراث فرهنگی)
6-5- معرفی اجمالی سایر طرحهای توسعه مصوب ویا در دست اجرا در محدوده مطالعاتی روی نقشه
6-6- تشریح کاربری های اراضی در محدوده مورد مطالعه وراهبردهای طرح های برنامه ریزی بالادست برای محدوده موردنظر
7- پیش بینی آثاروپیامدهای مثبت ومنفی طرح برای هریک ازگزینه ها و فازهای پیشنهادی
به صورت (اثر برمحیط فیزیکی، طبیعی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، کاربری اراضی )
8- تجزیه و تحلیل آثار کاربری ها و پیامدهای طرح
9- مدیریت و پایش محیط زیستی طرح
9-1- ارایه شیوه های پیشگیری، کاهش و کنترل برای هر یک از آثار منفی محیط زیستی مرتبط با فعالیتهای طرح
9-2- ارایه برنامه کلی مدیریت محیط زیستی برای اندازه گیری و پایش آثار محیط زیستی وبازرسی و نظارت بر حسن انجام اقدامات پیشنهادی کنترل و کاهش
10- منابع و مراجع مورد استفاده
11- نام و مشخصات مسئولیت و تجربیات ارزیابی هریک از مشاوران
12- پیوستها
روش‌های ارزیابی محیط زیستی
روشهای مختلفی برای ارزیابی اثرات محیط زیستی پروژه‌ها وجود دارد که هریک با توجه به صلاحیت متخصصین ، ‌دسترسی به‌ اطلاعات لازم،بودجه،زمان و فن آوری رایانه‌ای براساس قابلیت استفاده ازآنها دریک کشورانتخاب‌ می شود.
انتخاب روش‌های ارزیابی زیست محیطی به موارد زیر بستگی دارد:

v نوع و اندازه پروژه

v نوع گزینه هایی كه باید مورد ارزیابی قرار گیرند

v ماهیت اثرات احتمالی

v ماهیت روشهای ارزیابی زیست محیطی

v تجربه در كاربرد روش ارزیابی زیست محیطی

v منابع قابل دسترسی

v ماهیت مشاركت مردم

v تجربه كارفرما















این روشها در گروههای زیر قرار می گیرند :
1- كارشناسی ویژه (تخصصی) 2- چک لیستها 3- ماتریسها 4- روش کمی 5- شبکه ها 6- رویهم گذاری نقشه ها 7- روش منوری2001
اقدامات اصلاحی
در یک پروژه، پیامدها و یا اثرات سوء ومهم محیط زیستی بندرت قابل حذف است. ولی‌ با اقدامات امکان پذیرمی‌توان آنهارا کاهش داد. این اقدامات که برای کاهش اثرات ناسازگار مهم به کار میروند به نام اقدامات اصلاحی ، جبرانی و یا کاهش ، حذف و بازسازی یا ترمیم اثرات نامیده میشوند.
این اقدامات از طریق عملیات مهندسی و مدیریت انجام پذیر می گردند و به عنوان یک اصل مهم گزارش ارزیابی اثرات محسوب می شوند که یک گزارش بدون ارایه برنامه هایا اقدامات اصلاحی مورد تایید سازمان نخواهد بود.
پایش
پایش محیط زیستی یک پروژه علی‌رغم عدم وجود نگرانی از بروز احتمالی یک یا چند پیامد ناسازگار و حتی باشدت و اهمیت کم در اثر فعالیتهای آن پروژه از اهمیت زیادی برخوردار است.
هدف از ارایه این برنامه دستیابی به اطلاعاتی است که مشخص می نماید اثرات وپیامدهای فعالیتهای یک طرح یا پروژه مورد سنجش قرار گرفته و نتایج آن حاکی ازاقدامات مقبول و یا غیر مقبول انجام شده و یا در حال انجام می باشد.
پایش محیط زیستی به عنوان گردآوری و ارزیابی اطلاعات جهت موارد زیر به کارمی رود:
- تعیین میزان اثراقدامات حفاظت محیط زیست
- بهبود مدیریت پروژه و برنامه های مرتبط آن و...
یافته های برنامه پایش اطلاعات و خط مشی های مناسب را برای کنترل و اجرای‌ اقدامات اصلاحی و کاهش اثرات سوء فراهم می نماید.در شرایط عدم تطابق یافته ها با قوانین، مقررات، ضوابط و استانداردها و نهایتا با برنامه های پایش، اقدامات مورد نیاز و ضروری اعمال خواهد گردید.
مشاركت مردم
مشارکت جامعه به عنوان بخش تلفیقی یک ارزیابی محیط زیستی به شمار می‌رود. دیدگاهها و نظرات مشارکت کنندگان در این فرایند می تواند به ارزیابی موثرتری برای شناسایی پیامدهای مهم پروژه و تصمیم گیری بهینه کمک نمایند.
دلیل مشارکت جامعه و مشاوره ها در این فرایند در موارد زیر خلاصه می شود:
- آشنایی بیشتر جامعه با پروژه
- کمک کردن دیدگاهها و نظرات در مورد پروژه به برنامه ریزی
- شناسایی عدم رضایت گروهها از پروژه و اقدام برای رفع نگرانی های آنان
- تحلیل و ارزیابی نظرات و نگرانی های جامعه
در ایران جلب مشارکت عموم از طریق ”فرم نظرخواهی ارزیابی زیست محیطی“در روزنامه ها اجرا می گردد.
ممیزی
هر چند در گزارشات ارزیابی اثرات ناسازگار پیش بینی شده و برنامه راهکارهای اقدامات اصلاحی‌ و پایش ارایه می گردند ولی نیاز به نوع دیگری از سیستم مدیریت محیط زیست وجود دارد.
ممیزی به عنوان یک ابزار مدیریتی دارای ویژگیهای زیر است :
- تعیین اثرات
- بررسی شرایط موجود در گزارش ارزیابی انعکاس یافته
- آزمون صحت پیش بینی اثرات در ارزیابی
- شناسایی نواحی که دراثر ارزیابی باید بهبود می یافته اند
دارا بودن نگرش توسعه کیفی برای ارزیابی های محیط زیستی که در آینده انجام خواهند شد.
منابع
- شریعت ، سید محمود و منوری ، سید مسعود ، 1375 ، مقدمه ای بر ارزیابی اثرات زیست محیطی ، تهران ، انتشارات سازمان حفاظت محیط زیست ، چاپ اول
- منوری ، مسعود، 1384 ، ارزیابی اثرات زیست محیطی ، تهران ، انتشارات میترا ، چاپ اول
- محرم نژاد ، ناصر، 1385 ، مدیریت و برنامه ریزی محیط زیست ، تهران ، انتشارات میران
- نوری ، جعفر، جزوه ارزیابی زیست محیطی و آمایش محیط زیست

منبع من : http://environmentplan.blogfa.com/post-3.aspx

_________________
اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه‌ای را بالا ببری (دکتر علی شریعتی)


 

     




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:- -
یکشنبه 5 بهمن 1393-02:04 ب.ظ



با سلام خدمت دوستان محترم ابتدا یک توضیح بدم خدمت دوستان که ابتدا در این مقاله به اثرات زیست محیطی مصزف انرژی پرداخته شده و در آخر معرفی انرژی های نو می آید . بدلیل اینکه متنش یخورده زیاده و از ترس اینکه دوستان ببینن زیاده نخونن به 5 قسمت تقسیمش کردم . نویسنده مقاله خودم هستم البته منابعش در آخر یعنی همراه قسمت 5 می یاد . حتما پیام بزارین تا دلگرم تر بشم . با تشکر
مقدمه :
در ابتدای سال 88 مقام معظم رهبری آن سال را به نام سال اصلاح الگوی مصرف نامگذاری نمودند . تلاشهای زیادی در این سال از طرف اندیشمندان جهت تبعین جوانب این موضوع انجام گردیده است و راهكارهای زیادی نیز جهت كاهش و بهینه نمودن مصرف ارائه گردید . عمده راه کارهای پیشنهادی معطوف به راه ها و روشهای مصرف بهینه و نقش آن در جلوگیری از هدر رفت سرمایه های ملی شد . و در این بین کمتر به اثرات مصرف ، بخصوص مصرف بی رویه بر محیط زیست پرداخته شد . نوشتار پیش روی نیز بر این است تا اصلاح الگوی مصرف را از زاویه ای دیگر یعنی آثار زیانبار مصرف بر محیط زیست و نقش انرژی های نو در کنترل و کاهش پیامدهای زیست محیطی آن ، بررسی نماید .
امروزه تبعات مداخله انسان در محیط زیست بیش از هر زمانی متجلی شده است. مفهوم توسعه با رعایت حفاظت از محیط طبیعی و زیست محیط مترادف است و درشاخص های اقتصادی حساب های ملی، همچون تولید ناخالص داخلی، ملحوظ نمودن منابع طبیعی و زیست محیطی نیز مطرح است.
مصرف گستره زیادی از كالا ها را شامل می گردد از مصرف كالاهای غیر ضرور مثل لوازم آرایشی گرفته تا مصرف كالاهای اساسی و ضرورری زندگی مثل نان ، آب و غیره همگی برای تولید شدن نیاز به مصرف انرژی دارند پس انرژی توسط بشر یا بطور مستقیم یا بطور غیر مستقیم مورد استفاده قرار می گیرد .
كالاهای مختلف مصرفی در كارخانه جات و صنایع تولید می گردند . هر صنعت و یا كارخانه ای كه كالاهای مصرفی را تولید می كنند برای اینكه چرخشان به حركت دراید ناگزیر به استفاده از انرژی می باشند و مصرف انرژی های كنونی كه عمدتا سوختهای فسیلی می باشند خواه یا ناخواه آلودگی بدنبال دارند .
الگوی مصرف چرا باید اصلاح شود ؟ به سه دلیل عمده الگوی مصرف باید اصلاح گردد .
اول اینکه مصرف به خودی خود موجب تهی شدگی منابع غیر تجدید شونده مثل نفت خام ، گاز طبیعی ، زغال سنگ و ... می شود و در مواردی نیز که مدیریت صحیح اعمال نگردد حتی منابع تجدید شونده مثل آب ، جنگلها ماهیها و .... نیز در معرض خطر تهی شدن قرار دارند . دوم اینکه مصرف بی رویه موجب هدر رفت سرمایه های ملی می شود که در واقع می بایست این سرمایه ها صرف پیشرفت و افزایش رفاه کشور شود . و سومین پیامد مصرف تولید طیف بسیار گسترده ای از پسماندهای خطرناک و غیر خطرناک و همچنین آلودگی منابع آب ، خاک و هوا بوسیله پساب آلوده صنایع ، انتشار آلاینده های گازی در جو زمین و ... می باشد که می تواند اثرات بسیار زیانبار و مخربی به همراه داشته باشد .
آلاینده های ناشی از احتراق و افزایش غلظت دی اكسیدكربن در اتمسفر و پیامدهای آن، جهان را باتغییرات برگشت ناپذیر وتهدید آمیزی مواجه ساخته است. افزایش دمای كره زمین، تغییرات آب وهوایی ، بالا آمدن سطح دریاها و درنهایت، تشدید منازعات بین المللی، از جمله این پیامدها محسوب می شوند.
بنابریاین اصلاح الگوی مصرف علاوه براین كه بر مصرف بهینه و هدفمند تاكید دارد بر تغییر الگوی مصرف بدین معنی كه نوع انرژی مصرفی نیز باید تغییر كند تاكید دارد . به غیر از سوختهای فسیلی که اکنون عمده انرژی مورد نیاز بشر را تامین می نماید ، انرژی های دیگری نیز هستند که امکان مهار و بهره برداری از آنها وجود دارد . زیرا یكی از نتایج مصرف ایجاد آلودگی زیست محیطی بر اثر انتشار گازهای ناشی از احتراق سوختهای فسیلی است . اگر انرژی های نو كه به انرژی های پاك نیز معروف هستند جایگزین سوختهای فسیلی گردند ( میزان افزایش مصرف انرژی بوسیله انرژی های نو تامین گردد ) یكی از اثرات زیانبار رشد مصرف گرایی كه همان آلودگی زیست محیطی است تا اندازه ای کنترل خواهد شد .
با توجه به افزایش سالیانه میزان مصرف انرژی در جهان بدلیل افزایش سطح رفاه و رشد و پیشرفت تکنولوژی در جوامع مختلف و بدنبال آن افزایش انتشار آلاینده ها بخصوص گاز دی اکسید کربن دانشمندان پیش بینی می کنند ، در صورتی که بشر بطور مناسبی از انرژی های نو بهره نبرد در آینده زمین با تغییرات خسارتباربیشتر و شدیدتری مواجه خواهد شد . برای درک بهتر این موضوع ابتدا لازم است با سوختهای فسیلی و اثرات زیست محیطی مصرف آنها بیشتر آشنا شویم .
سوختهای فسیلی :
سوختهای فسیلی سوختهایی هستند كه از منابع طبیعی غیر تجدید شونده تشكیل می شوند . این سوختها بر اثر تجزیه بی هوازی ارگانیسمهای مرده ای كه در زیر زمین دفن شده اند بوجود می آیند . سن ارگانیسمهایی كه سوختهای فسیلی از آنها منتج شده اند میلیونها سال است . برخی از آنها بیش از 650 میلیون سال در زیر زمین مانده اند . این سوختها دارای درصد بالایی از كربن و هیدروكربن می باشند . سوختهای فسیلی به سه شكل گاز ، مایع و جامد وجود دارند . گازها مثل متان و مایعات مثل نفت خام فرار بوده و دارای زنجیره كربن كوتاه و نیمه بلند هستند . شكل جامد آنها زغال سنگ می باشد كه غنی از كربن بوده و غیرفرار می باشد .
این سوختها بر اثر فشرده شدن جسد و یا لاشه گیاهان و حیواناتی كه مرده اند و میلیونها سال زیر زمین باقی مانده اند شكل گرفته اند . در سال 2007 میلادی سهم منابع فسیلی 4/86 درصد از كل مصرف انرژی جهان برآورد شده است كه ازاین میزان 36% نفت خام ، 4/27% زغال سنگ و 23% مربوط به گاز طبیعی است . سهم منابع غیر فسیلی در سال 2006 شامل برق آبی 3/6% انرژی هسته ای 5/8% و « ژئوترمال ، خورشیدی جذرومد ، باد و ضایعات چوب » 9/0% برآورد شده است . همچنین پیش بینی می شود كه مصرف انرژی در جهان سالانه 3/2% رشد داشته باشد . سوختهای فسیلی غیر تجدید شونده اند زیرا آنها به میلیونها سال زمان نیاز دارند تا تشكیل شوند و ذخایر آنها بسیار سریعتر از آنكه دوباره تشكیل شوند تهی می شوند .
احتراق سوختهای فسیلی سالیانه 5/5 میلیارد تن دی اكسید كربن تولید می نمایند . پروسه های طبیعی فقط قادرند نصف این مقدار را جذب نمایند . بنابراین سالیانه حدود 75/2 میلیارد تن بر دی اكسید كربن اتمسفر افزوده می شود .
اثرات زیست محیطی :
در ایالات متحده امریكا بیش از 90% انتشار گازهای گل خانه ای مربوط به احتراق سوختهای فسیلی است . احتراق سوختهای فسیلی علاوه بر انتشار گاز دی اكسید كربن آلاینده های دیگری نظیر اكسید های نیتروژن ، دی اكسید گوگرد ، تركیبات آلی فرار و فلزات سنگین نیز منتشر می نمایند . مصرف برق در بخشهای صنعتی ، تجاری و خانگی سهم بسیار زیادی در انتشار آلایندها دارد . مولدهای برق باعث انتشار دی اكسید گوگرد و اكسیدهای نیتروژن در جو می شوند كه موجب ایجاد مه دود ، بارانهای اسیدی و مواد معلق بسیار ریز می شوند . همچنین دی اكسید كربن منتشر شده از دودكشهای صنایع ، خودرو ها و مصارف خانگی باعث ایجاد گرمایش جهانی می گردد كه خود باعث ایجاد تغییرات گسترده آب و هوایی و آب شدن یخهای قطبی می گردد . علاوه بر آن صنایع پالیش نفت و گاز اثرات قابل توجهی بروی آب و خاك دارند
بارانهای اسیدی ناشی از انتشار اكسیدهای نیتروژن و اكسیدهای گوگرد موجب اثرات نامطلوب بر بناهای تاریخی ، مجسمه ها ، از بین رفتن نمای منازل و وسایل نقلیه می شوند و همچنین اثرات بسیار مضری بروی اكوسیستمهای دریایی و خشكی دارند . همچنین سوختهای فسیلی محتوی مواد رادیو اكتیو بویژه اورانیوم و توریوم می باشند كه در اتمسفر آزاد می گردند . در سال 2000 میلادی 12000 تن توریوم و 5000 تن اورانیوم در سرارسر جهان بر اثر احتراق زغال سنگ آزاد شده است . همچنین سوزاندن زغال سنگ موجب رها شدن رسوبات خاكستری و خاكسترهای معلق می شود .
روشهای استخراج زغال سنگ مخصوصا برداشت در كوه بوسیله انفجار اثرات منفی بروی محیط زیست می گذارد . حفاری جهت استخراج نفت خام در دریا برای گونه های آبزی خطرناك می باشد . همچنین پالایشگاه های نفت و گاز اثرات منفی زیادی بروی محیط زیست می گذارند و موجب آلودگی آب ، خاك و هوا می گردند . پسابهای صنعتی پالایشگاه هامی توانند بسیار خطرناك باشند زیرا این پسابها مقادیر زیادی فلزات سنگین نیز می توانند همراه خود اشته باشند .
عمده تغییرات آب وهوایی و زیست محیطی در جهان در سال های اخیر بر اثر مصرف سوختهای فسیلی را می توان به شرح زیر خلاصه كرد:
* میزان انتشارCO2 در، 200 سال گذشته 31 درصد افزایش یافته است.
* میزان انتشارCH4 از سال 1800 به دو برابر افزایش یافته است.
* دمای سطحی كره زمین در قرن گذشته نسبت به متوسط، 14 درجه سانتی گراد معمول، از 4/0تا 8/0 درجه افزایش یافته است.
* دهه 1990 به احتمال زیاد گرم ترین دهه در 100 سال گذشته بوده است.
* تعداد روزهای سرد سال، تقریباً برای تمام نواحی زمین درقرن گذشته كاهش یافته است.
* نزولات جوی درنیمكره شمالی، 5 تا 10 درصد افزایش یافته است، هرچند در نواحی خشك (به خصوص آفریقای شمالی وغربی)، این روند معكوس بوده است.
* در اثر افزایش نزولات جوی در عرصه های جغرافیایی میانی و بالا شاهد سیل وطوفان های عظیم بوده ایم.
* در قرن گذشته، سطح آب های آزاد دریاها در جهان به طور متوسط سالانه 1 الی 2 میلی متر افزایش یافته است.
* از دهه 1950 تاكنون، در تابستان یخ های دریای شمال تا 40 درصد نازك تر و 10 تا 15 درصد كم عرض تر شده اند.
* پدیده ال.نی.نو، به كرات و به طور شدیدتر و پایدارتری اتفاق افتاده است.
* فصل رویش تا حدود 1 تا 4 روز در هر دهه، در عرض 40 سال گذشته طولانی تر شده اند.
* پرندگان، گیاهان، حشرات وماهیان به طرف قطب ها وعرض های بالاتر تغییر مكان داده اند.
پیامدهای مصرف :
1- تهی شدن منابع :
منابع طبیعی به منابع تجدید شونده و غیر تجدید شونده تقسیم می شوند . ذخایر غیر تجدید شونده میزان مشخصی دارند . مثلاً یک منبع گاز به میزان مشخصی گاز دارد و به هر مقدار که از آن برداشت شود ، به همان اندازه از ذخایرش کاسته خواهد شد . تا اینکه بر اثر تداوم برداشت از آن منبع بالاخره ذخایر آن پایان می یابد . اگر از ذخایر برداشت شده استفاده بی رویه شود منابع سریعتر از آنچه که باید تهی خواهد شد . این وضعیت در مورد منابع تجدید شونده نیز صدق می کند . در صورتی که از منابع تجدید شونده نیز برداشت بی رویه گردد این خطر وجود دارد که این منابع نیز تبدیل به منابع غیر تجدید شونده شده و به شکلی تهی گردند که دیگر قابلیت برداشت از آنها فراهم نباشد . به عنوان مثال آنچه که در سالهای اخیر در مورد منابع آب اتفاق افتاده است ناشی از برداشت بی رویه و عدم مدیریت صحیح منابع آب می باشد. متاسفانه بدلیل سوء مدیریت ها و عدم فرهنگسازی مناسب در مورد مصرف بهینه آب میزان برداشت از سفره های زیر زمینی آب بسیار بیشتر از ظرفیت سفرهاست و این امر موجب شده است که در بسیاری از مناطق ما شاهد بحران آب باشیم . مصرف انواع مختلف کالاها نیز به همین صورت منابع و ذخایر طبیعی را تحت فشار قرار می دهند . برق یکی از حاملهای انرژی است که در اقصا نقاط دنیا مورد استفاده قرار می گیرد و امروز ضرورت انکارناپذیر در زندگی بشر دارد و بطور فزاینده ای نیز وابسته به سوختهای فسیلی است . خوب است بدانیم مصرف برق در قسمت خانگی در کشور ما بیش از سه برابر کشورهای پیشرفته دنیاست . و با توجه به وابستگی شدید تولید برق به سوختهای فسیلی مصرف بیش از اندازه برق موجب می شود که ذخایر سوختهای فسیلی تحت فشار بیشتری قرار گیرد . و این زخایر ارزشمند سریعتر از آنچه که پیش بینی شده است ، خالی خواهد شد . این نکته نیز باید مورد توجه قرار گیرد که ذخایر زیر زمینی نفت و گاز با ارزش تر از آن هستند که ما بخواهیم با سوزاندن ، آنها را به هدر دهیم .



نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:- -
یکشنبه 5 بهمن 1393-02:04 ب.ظ



  

هلال سبز ایمنی ، بهداشت صنعتی ،حفاظت محیط زیست

هلال سبز ایمنی ، بهداشت صنعتی ،حفاظت محیط زیست
برای ورود به سایت آگهی بر روی عکس-- کلیک کنید.

تجهیزات و پوشاک و تابلو و علائم ایمنی

شرکت مهندسین مشاور هلال سبز

تابلو و علائم ایمنی و ترافیکی

ایمنی ، بهداشت صنعتی ،حفاظت محیط زیست

حفاظت از حریق (HSE)

تجهیزات و پوشاک ایمنی




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:- -
یکشنبه 5 بهمن 1393-02:03 ب.ظ



واژه Ecology از لغت یونانی oikos به‌معنای مسکن و پسوند Logos به‌معنای شناخت، اولین‌بار توسط ارنست هکل (Ernst Haeckel: 1834-1919) زیست­شناس آلمانی در سال 1869 بیان شد.[1]
اکولوژی به‌معنای "محیط‌شناسی" عبارت است از مطالعه زیست یا بوم که چگونگی اشغال زمین توسط موجودات زنده و همچنین، نحوه تنسیق آنان در اماکن و چگونگی کنش و واکنش بین این موجودات با یکدیگر را شامل می­شود. پس محیط‌شناسی، دانش شرایط هستی و تعامل یا کنش و واکنش بین موجودات زنده و محیط و یا دانش مرتبط با روابط موجود زنده و محیط می­باشد.[2] به‌عبارت کلی‌تر، بوم‌شناسی به مطالعه رابطه میان صور زندگی با محیط طبیعی اطلاق می‌شود.[3]
هر چند بوم‌شناسی در علوم طبیعی ریشه دارد ولی دانشمندان علوم اجتماعی نیز در سده گذشته، اصول آن را برای مطالعه جمعیت‌های انسانی به‌کار برده‌اند.[4] هنگامی که محیط‌شناسی در مورد انسان به‌کار می­رود به چگونگی استقرار انسان در جغرافیا و مخصوصا شیوه­های تجمع انسان‌ها و سکونت آنان در جغرافیا توجه دارد. از نظر مک‌کنزی (Mac kenzie)، محیط‌شناسی انسانی، مطالعه وابستگی متقابل و گروه‌بندی انسان‌ها در فضاست. او در اثرش با نام شهر (City: 1925) می­گوید: «محیط‌شناسی اجتماعی از آن‌رو به مطالعه روابط موجودات انسانی در چارچوب فضا و زمان می­پردازد که این روابط از نیروهای گزیننده، توزیع کننده، و انطباق‌بخش محیط طبیعی تأثیر می­پذیرند.»[5]
محیط‌شناسی یا بوم‌شناسی، در اصطلاح جامعه‌شناختی نام یکی از مکاتب مطرح در حوزه جامعه‌شناسی شهری است. بنیانگذار این مکتب که به مکتب شیکاگو نیز معروف است رابرت پارک (Robert Ezra Park: 1864-1944)، است که در سال 1916 پس از ورود به دانشگاه شیکاگو مقاله­ای تحت عنوان "شهر: پیشنهادی برای تحقیق درباره رفتار انسان در محیط شهری" نوشت و جامعه را به ارگانیسم تشبیه کرد.[6] در این مقاله وی، رویکرد بوم‌شناسی را به اختصار، در آغاز ذکر کرده است. پارک در اینجا نیز این رویکرد را یکی از رویکردهای چهارگانه نسبت به شهر تلقی نموده است؛ سه رویکرد دیگر؛ جغرافیایی، اقتصادی و فرهنگی محسوب می­شوند.[7] پارک تلاش کرده که از مفاهیم زیست‌شناختی برای فهم شهر کمک بگیرد. وی در زمانی طرح خود را ارائه کرد که کاربرد نظریه اجتماعی داروین از شهرت عمومی برخوردار بود. داروینیسم اجتماعی از مفاهیم زیست‌شناختی برای توجیه نابرابری‌های اجتماعی براساس مفاهیمی چون بقای اصلح استفاده می­کرد. در واقع پارک روش­شناسی خود را از امیل دورکیم گرفته بود و نظریه خود را از چارلز داروین اخذ کرده بود. در مکتب اکولوژی به رابطه میان ارگانیسم و محیط می­پردازد و این برگرفته از زیست‌شناسی داروینی است. همان‌طور که در زیست‌شناسی در میان انواع موجودات تفاوت‌هایی وجود دارد آنکه قوی­تر است سلطه به‌وجود می­آورد در میان گروه‌های شغلی و طبقاتی نیز آنکه قوی­تر است مسلط­تر است و کنترل شهر را به‌دست می­گیرد. به‌عنوان نمونه درختان در جنگل از طریق نور کنترل جنگل را در دست می­گیرند و بخش تجاری نیز در یک شهر از طریق موقعیت مرکزی کنترل را در دست می­گیرد و اعمال سلطه می­کند.[8]
پارک شهر، اجتماع و ناحیه را مفاهیمی صرفا جغرافیایی ندانسته است و آن‌ها را نوعی "ارگانیسم اجتماعی" و یا در جایی دیگر یک واحد "ارضی-کارکردی" می­داند. از نظر پارک و مکتب شیکاگو شهر ترکیبی از عناصر مادی (مدنیت) و غیر مادی (اخلاقی) است که بخش دوم مهم­تر است.[9] از نظر پارک شهر همانند یک اندام زنده اجتماعی محل اسکان طبیعی انسان متمدن می­باشد بدین معنا که شهر نمایانگر یک "ناحیه فرهنگی" با نمونه‌های فرهنگی ویژه است.[10] از نظر وی شهر نه‌تنها متشکل از افراد انسانی، امکانات اجتماعی، خیابان‌ها، ساختمان‌ها، چراغ­های برق، متروها، نهادها، بیمارستان­ها و مدارس است، بلکه یک قلمرو و منطقه روانی مشتمل‌بر؛ مجموعه­ای از شیوه­های کاربردی، نگرش­های سازمان‌یافته و احساسات را تشکیل می­دهد. بنابراین شهر دارای دو جنبه توأمان است: جنبه کالبدی و جنبه ماهیت انسانی.[11] از نظر پارک شهر کارگاه تمدن بشر است.[12]
از دید پارک و سایر متفکران و پیروان اکولوژی شهری، شهر به‌مثابه متغیر مستقلی است که می­تواند تبیین‌گر بعضی از تجارب و رفتارهای انسانی در چارچوب شهر باشد. پارک در این مورد می­گوید:
«ساخت شهر با پیچیدگی و گستردگی مشهود خود، اولین چیزی است که ما را تحت تاثیر قرار می­دهد. اما چنین ساختی خود بر طبیعت آدمی استوار است و ساخت شهر نمودی از این طبیعت به‌حساب می­آید. از سوی دیگر سازمان وسیعی که شهر نام گرفته است و در پی پاسخ به نیازهای ساکنین پا به عرصه وجود نهاده، خود پس از شکل‌گیری به‌مثابه عنصری خارجی بر ساکنین تحمیل می­شود و براساس طرح و علایق نهفته خود به ساکنین شکل می­بخشد.»[13]
 
تقسیمات اکولوژی
این دانش تقسیم‌بندی­های متفاوتی را دربر می‌گیرد. بر‌اساس یک تقسیم‌بندی عمومی، اکولوژی به دو شاخه اصلی تقسیم می‌شود:
الف) اتواکولوژی (Autoecology): که به بررسی یک موجود زنده به‌صورت منفرد یا عده‌ای از افراد متعلق به یک گونه با محیط اطرافش را گویند.
ب) سین‌اکولوژی(Synecology) : بررسی موجودات زنده به‌صورت جمعی با محیط اطرافش را گویند.
در یک تقسیم‌بندی دیگر اکولوژی به سه شاخه تقسیم می‌شود:
الف) اکولوژی گیاهان
ب) اکولوژی جانوران
ج) اکولوژی انسان.[14]
 
مفاهیم متداول در مکتب اکولوژی
1. تسلط (Dominance)؛ به این معنی که به‌عنوان مثال یک درخت می‌تواند بر محیط مسلط شده و نور را به‌خود تخصیص دهد و دیگران را از این امر محروم کند. در شهر نیز ممکن است چنین اتفاقی بیفتد. به‌عنوان مثال یک فعالیت اقتصادی در شهر مثل تجارت یا صنعت می­تواند بر محیطی مسلط شده و شکل آن محیط را تحت اختیار خود قرار دهد و بر آن محیط مسلط شود.[15]
2. هجوم و استقرار (Invasion Succession)؛ هجوم به‌معنی حرکت یک گروه یا قوم یا نژاد از یک منطقه شهری به یک منطقه دیگر است. و در صورتی که هجوم موفقیت‌آمیز باشد ساکنین قبلی آن منطقه را بیرون می‌کند و خود در آن منطقه مستقر می­شود.
3. همزیستی (Symbiosis)؛ به معنی وابستگی متقابل میان ارگانیسم‌های غیرشبیه است. یعنی نوع طبیعی همکاری اجتماعی. مثلا گیاهان میوه خود را به حیوانات می­دهند و حیوانات تخم میوه را در محیط پخش می‌کنند و باعث تکثیر آن می­گردند. همین رابطه در تقسیم کار میان مشاغل گوناگون در محیط شهری دیده می­شود.[16]
 
نظریه دوایر متحدالمرکز
بعد از پارک شاگردانش در مکتب شیکاگو با مطالعات تجربی تلاش کردند تا نظریه‌هایی در مورد چگونگی شکل‌گیری شهرهای صنعتی و بافت آن‌ها ارائه دهند. معروف‌ترین آن‌ها نظریه دوایر متحدالمرکز برگس (Ernest Watson Burgess: 1886-1966) است. اصل اساسى که در مدل توسعه فضاهاى درون‌شهرى برگس نهفته است از این فرضیه مایه مى‌گیرد که رقابت و همسازى تعیین کنندهٔ اندازه و سازمان اکولوژیک اجتماع انسانى است. به‌عبارت دیگر صور زندگى اجتماعى با فضا و مکان اشغال‌شده رابطه‌اى تنگاتنگ داشته، توزیع مکانى جمعیت از ارتباط دائمى رقابت و اجتماع در چارچوبى مکانى شکل مى‌گیرد. در واقع از نظر این مکتب، هر آنچه که در شهر رخ مى‌دهد، موضوع جامعه‌شناسى شهرى به‌شمار مى‌رود.[17] برگس معتقد است که شهرهای مدرن الگوی دوایر متحدالمرکز را پیدا می­کنند که هر یک از این دوایر خصایص ویژه خود را دارا می­باشند.
 
 

مدل توسعه فضا از برگس
 
منطقه اول: منطقه تجاری مرکزی؛ این منطقه جایی است که قیمت زمین بسیار بالاست و فروشگاه‌های بزرگ، بناهای اداری، بانک­ها و مراکز فعالیت اقتصادی در آن واقع شده‌اند. علاوه‌بر این، این منطقه شامل خدمات رفاهی و تفریحی و فرهنگی می­شود مثل هتل­ها، رستوران‌ها، تئاترها، سینماها، موزه­ها و از این قبیل می­شود. جمعیت زیادی روزانه به درون این منطقه حرکت می‌کند و از آن بیرون می­آید. این هسته مرکزی کانون اصلی و اولیه سکونت‌گاه‌ها شهری بوده است.
منطقه دوم؛ نزدیک هسته مرکزی؛ ساکنین کم‌کم مبدل به مهاجرین تازه‌وارد به شهر و یا افراد کم‌درآمد می­شوند که به‌دنبال مسکن ارزان هستند. در این منطقه اماکنی مانند مسافرخانه­های گمنام و از این قبیل هم واقع شده‌اند. کج‌رفتاری در این منطقه بسیار رواج دارد.[18]
منطقه سوم؛ سکونت‌گاه‌های کارگران؛ شامل مسکن نسبتا ارزان و کوچک می­گردد. بعضی کارخانه­ها در این قسمت واقع شده‌اند. و ساکنین آن اغلب در کارخانه کار می­کنند.
منطقه چهارم؛ منطقه حومه­ای؛ شامل محلاتی می­شود که در اطراف شهر وجود دارند. در بعضی از موارد هم شهرک‌های حومه­ای در اطراف دوایر به‌وجود می­آیند. این منطقه محل سکونت طبقات مرفه با خانه­های ویلایی است.[19]
                                
نقد مکتب اکولوژی انسانی کلاسیک
از بین انتقادهای وارده بر جنبه نظری مکتب اکولوژی کلاسیک، سه انتقاد بسیار جدی بوده و کماکان مورد چالش‌اند:
1. پارک ادعا می­کرد که نظم زیستی و نظم فرهنگی و اخلاقی جامعه از هم جدانشدنی هستند ولی در عمل بیشتر مباحث این مکتب، به بعد زیستی رفتارهای جمعی توجه دارد و به بعد اخلاقی و فرهنگی جامعه توجه نکرده است.[20]
2. این انتقاد به روش‌شناسی آن‌ها بستگی دارد که اگر روش‌شناسی آنان پوزیتیویستی و حس‌گرایانه است، پس باید علاقه آن‌ها به شئ باشد. بنابراین نباید برای نظریه‌پردازی از عناصر بنیادینی که تعیین کننده کیفیت و چگونگی سازمان­های انسانی هستند بپردازند.[21]
3. مکتب اکولوژی انسانی یک مکتب غیرسیاسی است. کاستل معتقد است که رقابتی که پارک توصیف می­کند اکولوژیک نیست، بلکه این روابط جلوه­ای از نظم موجود سرمایه‌داری است. وقتی که پارک روابط موجود را طبیعی در نظر می­گیرد این یک توجیهی برای وضع موجود خاص است. پارک افراد جامعه را مانند یک درخت و گیاه در نظر می­گرفت که در بین آنان روابط سلطه و قدرت وجود ندارد. در حالی که نابرابری­های اجتماعی که در بین محله‌های فقیرنشین و گتوها دیده می­شود نه‌تنها اجتناب‌ناپذیر و طبیعی نیستند بلکه معلول روابط مبتنی‌بر سلطه هستند. افرادی که در یک چنین شرایط اسفناکی زندگی می­کنند به این دلیل است که انتخاب و فرصت دیگری ندارند.[22]
 
رویکرد جدید در مکتب اکولوژی انسانی
مکتب اکولوژی انسانی در دهه 50 شاهد رویکردی نوین از لحاظ روش‌شناسی بود. این رویکرد توسط آموس هاولی (Amos Henry Hawley: 1910-20109)، به‌وجود آمد. به‌‌‌عقیده هاولی ارزش‌ها و انگیزه­های فردی هرچند نقش مهمی در توسعه اجتماعات انسانی دارند اما نقشی در رویکرد اکولوژیک ندارند. هدف نظری اکولوژی انسانی در واقع ارائه توصیفی از "ریخت‌شناسی یا شکل جمعی تحت تأثیر شرایط و متغیرهای بیرونی" است. وی برای مکتب اکولوژی چهار اصل را در نظر می­گیرد:
الف) وابستگی متقابل
ب) کارکرد اصلی و کلیدی
ج) تمایز یافتگی
د) سلطه[23]
"دانکن" نظریه‌پرداز دیگر در رویکرد جدید اکولوژی انسانیعقیده دارد که نظام اکولوژیک متشکل از واحدهایی است که از لحاظ کارکردی متقابلا به یکدیگر وابسته هستند. واحدهای یک ترکیب اکولوژیک از این قرارند: جمعیت، محیط، تکنولوژی انسانی و سازمان انسانی. از نظر دانکن تمام این واحدها و متغیرها باهم در ارتباطند و باهم در تعامل هستند.[24]
 
نقد رویکرد نوین مکتب اکولوژی انسانی
انتقادات وارده به این رویکرد جدید از این قرارند:
1. این رویکرد برای تحلیل نظام­های اجتماعی به کنش­های هدف‌دار و معنا‌دار افراد توجهی نشان نمی­دهد. در حالی‌که بدون توجه به کنش­های هدف‌دار و معنادار در این مکتب نمی­توان به تحلیل نظام‌های اجتماعی پرداخت.
2. این رویکرد مفهومی خیالی و فانتزی و آرمان‌شهر از جهان اجتماعی ارائه می­دهد و پدیده­های طبیعی مانند عدم ثبات و اختلال و ستیز را به‌راحتی به‌عنوان پدیده­های کجرو، غیرعادی و بیمارگونه در نظر می­گیرد.
3. این انتقاد به این برمی­گردد که با توجه به اصل وابستگی متقابل اکولوژیست‌ها و در نتیجه وابستگی که بین محل‌ها، نواحی و دولت­ها در جهان امروز، وجود دارد پس تنها واحد اکولوژیک نظام جهانی است. در صورت پذیرفتن این انتقاد، جایگاه شهر به‌مثابه اجتماع اکولوژیک مخدوش می­شود.[25]


[1]. http://biology.somee.com/forum_posts.asp?TID=100
[2] . بیرو، آلن؛ فرهنگ علوم اجتماعی، باقر ساروخانی، تهران، کیهان، 1366، چاپ اول، ص99.
[3] . بروس، کوئن؛ مبانی جامعه‌شناسی، غلامحسین توسلی و رضا فاضل، تهران، سمت، 1372، ص291.
[4] . همان، ص291.
[5] . بیرو، آلن؛ پیشین، ص99.
[6] . ممتاز، فریده؛ جامعه‌شناسی شهر، تهران، انتشار، 1379، ص124.
[7] . ساوج، مایک و وارد، آلن؛ جامعه‌شناسی شهری، ابو القاسم پوررضا، تهران، سمت، 1387، ص21.
[8] . افروغ، عماد؛ فضا و نابربرای‌های اجتماعی، تهران، مدرس، 1377، ص96.
[9] . ربانی، رسول؛ جامعه‌شناسی شهری، اصفهان، سمت، چاپ دوم، 1385، ص3.
[10] . وبر، ماکس؛ شهر در گذر زمان، شیوا کاویانی، تهران، سهامی انتشار، 1370، ص38.
[11] . همان، ص51.
[12] . عظیمی، ناصر؛ برنامه‌ریزی منطقه­ای شهر و انباشت سرمایه، مشهد، نیکا، 1384، ص35.
[13] . پیران، پرویز؛ دیدگاه‌های نظری در جامعه‌شناسی شهر و شهرنشینی، اطلاعات سیاسی اقتصادی، سال پنجم، شماره سوم، 1369،ص67.
[14]. http//microbiology.84.Persiagig.com
[15] . ممتاز، فریده؛ پیشین، ص126.
[16] . همان، ص127.
[17] . وبر ، ماکس؛ پییشن، ص38-40.
[18] . ممتاز، فریده؛ پیشین، ص131.
[19] . همان، ص132.
[20] . افروغ، عماد؛ پیشین، ص102.
[21] . همان، ص103.
[22] . همان، ص103.
[23] . همان، ص105.
[24] . همان، ص106.
[25] . همان، ص107.

 

توجه به اكـولــوژی=توسعه پایدار در امر آبزی پروری

 

نویسنده: كیانوش مقدم / گروه علمی شركت تعاونی آبگین آبادان

اكولوژی دانش شناخت اثرات محیط بر روی موجودات زنده، اثرات موجود زنده بر روی محیط و ارتباطات متقابل بین موجودات زنده است، هنگامی كه اكولوژی موجود زنده ای مورد مطالعه قرار می گیرد هدف تعیین این موضوع است كه چرا موجود مورد بحث در محیط های خاص و تحت شرایط معینی زندگی می كند؟ شرایط محیطی چه اثراتی بر روی موجود زنده دارد و موجود زنده چه تحولاتی در محیط پدید می آورد؟ بعبارتی اكولوژی مطالعه موجود زنده و محیط یا مطالعه روابط متقابل بین موجود زنده و محیط و یا مطالعه ساختمان و كیفیت وقوع پدیده های زیستی در طبیعت و یا شناخت ساختمان و نحوه كاركرد طبیعت است. تحقیق درباره شرایط محیطی بر روی موجود زنده یكی از اهداف مهم اكولوژی است.

فیزیولوژی علم دیگری از شاخه های علم بیولوژی است كه بر روی همین هدف پایه گذاری شده و توسعه یافته است. پس تشابه و اشتراك بین دو شاخه علمی اكولوژی و فیزیولوژی وجود دارد لیكن اختلاف این دو در این است كه فیزیولوژی اثرات تك تك عوامل محیطی را در شرایط آزمایشگاهی بر روی پدیده های حیاتی بررسی كرده و اكولوژی اثرات عوامل محیطی را در شرایط طبیعی بر روی موجودات زنده مورد مطالعه قرار می دهد. پس اكولوژی را می توان مطالعه ساختمان و فیزیولوژی طبیعت و یا به بیان ساده تر بیولوژی عنوان كرد.

لیمنولوژی (Limnology) مشتق از دو كلمه یونانی Limne به معنای تالاب، آبگیر، دریاچه و یا باتلاق و logos به معنای شناخت است، پس لیمنولوژی دانش شناخت آب های داخلی (inland waters) می باشد كه با تمامی عواملی كه بر حیات جمعیت این آبها تاثیر می گذارند در ارتباط است. لیمنولوژی به مطالعه آب های ساكن و جاری می پردازد. این دانش ابزارها، جنبه های كیفی و راهكارهای عملی شناخت و توسعه پایدار را برای شیلات و محیط زیست آبزیان فراهم می كند.

لازم به شرح است كه توسعه پایدار یك كشور منوط به توسعه سه بخش اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، زیست محیطی است كه بی توجهی به هریك از این بخش ها موجب عدم دسترسی به یك توسعه پایدار می گردد. مباحث اكولوژی و لیمنولوژی مانع توسعه تكنولوژی محسوب نمی شود. در صورت استمرار بی توجهی به بخش زیست محیطی، این عامل می تواند موجبات سقوط برخی از كشورهای بزرگ صنعتی جهان را در طی دهها سال آینده سبب شود. بعنوان مثال هرچند چین از قدرت های صنعتی جهان محسوب نمی شود ولی در طی چند سال گذشته دارای رشد اقتصادی بسیار ممتازی بوده است و به شدت و سریع به سمت صنعتی شدن به عنوان یكی از بزرگان جهان پیش می رود اما قابل پیش بینی است كه این كشور با چنین زیرساخت های زیست محیطی و استفاده از سوخت های فسیلی توسعه پایداری نداشته و هیچ گاه به رشد صنعتی كشورهایی همچون ژاپن یا آلمان نخواهد رسید. اكولوژی و لیمنولوژی مناسبترین روش ها را در جهت توسعه تكنولوژی پیش روی جوامع قرار می دهند.

لیمنولوژی در مفهومی وسیعتر اكولوژی آبزیان است و با تاثیرات متقابل آبزیان و عوامل فیزیكوشیمیایی محیط زیست آنها مرتبط می باشد. دكتر Owen T. Lind بیان می كند: برخی تمایلی نسبت به مطالعه درمورد شیمی و فیزیك آبها ندارند و بررسی سیستم های غیرزنده برای آنان اغلب كسالت بار است كه این عدم تمایل گاهی به ارائه تفسیرهای تخیلی از اجزای اكوسیستم و یا در شرایط بدتر به ارائه داده های اشتباه فیزیكی و شیمیایی منجر خواهد شد. درصورتیكه مطالعه ظرافت و شگفتی های زندگی آبزیان همراه با آگاهی پژوهشگر از پویایی این سیستم ها، تحلیل تمامیت این نظام ها را نه تنها ضروری می سازد بلكه آن را جذاب می كند. سؤال همیشه مطرح این بوده كه چگونه بدون آگاهی از پارامترهای فیزیكوشیمیایی آب محیط های پرورشی مدیریت های تغذیه ای، بهداشت و پیشگیری از بیماری ها و . . . صورت می گیرد.

یكی از مشكلات عمده در تولید نامناسب و زیان های اقتصادی به آبزی پروران و به تبع آن خسارت به سرمایه گذاری های ملی عدم توجه به شیمی و فیزیك آب است؛ البته بی توجهی به ژئوشیمی (شیمی خاك) نیز تبعات منفی را دربردارد. شیمی آب یكی از علوم مرتبط با محیط زیست است كه اطلاعات ارزشمندی را از ساپروفی و تروفی در اختیار پرورش دهندگان قرار داده و شرایط مطلوب و نامطلوب را در ارتباط با گونه های پرورشی برای مزرعه داران پرتلاش عرصه آبزی پروری روشن می نماید.

ماهی جانداریست كه حیات و رشد آن در ارتباط تنگاتنگ و دائمی با محیط زندگی اش یعنی آب است. شرایط نامطلوب زیست محیطی پیكره آب (water body) فعالیت های بیولوژیكی ماهی را تحت تاثیر قرار داده كه بسته به شدت و نوع این عوامل نامطلوب قسمتی از فعالیت های بیولوژیكی ماهی مختل و درصورت شدت موجب مرگ و میر و تلفات بیوماس پرورشی و بیوماس های دیگر در پیكره آبی می شود. بطوركلی مدیریت كنترل كیفی آب در ارتباط با پرورش ماهی باید به گونه ای باشد كه امكان حیات، تغذیه و رشد مناسب فراهم شود تا بتوان در زمان مناسب به بهره برداری اقتصادی مطلوبی دست یافت.

پس بیاییم با آب كه آبزیان را همچون مادری در دامان خود می پروراند دوست باشیم و با توجه به رموز آن، مدیریت تولید ماهی را در طی مدت پرورش هدایت نماییم. تامل در مورد مدیریت كنترل كیفی آب نوعی تدبیر و دوراندیشی محسوب شده و همان معنای پیشگیری بهتر از درمان را تداعی می كند. در مدیریت پرورش آبزیان معنای علاج واقعه قبل از وقوع آن از اهمیت بسزائی برخوردار است، چراكه در بسیاری از موارد بروز شرایط حاد تنفسی و شیوع بیماری بطور پنهان و آرام و بدور از چشم پرورش دهندگان در داخل آب اتفاق افتاده و بطور ناگهانی موجب تلفات شدید آبزیان و كاهش چندین تن از محصول می شود.

بطور قطع یكی از اساسی ترین پایه های پیشگیری از بیماری ها و بهداشت محیط زیست آبزیان كنترل كیفی آب است. مدیریت كنترل كیفی آب برای كسب تولید بیشتر در واحد سطح یا حجم و كاهش هزینه ها در امر آبزی پروری حیاتی است و اگر مزرعه ای شرایط مطلوب زیست محیطی را برای بیوماس پرورشی خود مهیا نكند باید مطمئن بود كه اگر تلفاتی نیز رخ ندهد، در آینده تولید مطلوبی نخواهد داشت.

رشد یكی از جنبه های بیولوژیك ماهی محسوب می شود. از نظر انرژی رشد تغییر كالری مصرفی به صورت ذخیره ای می باشد كه این انرژی ذخیره ای به صورت بافت بدنی و تولید مثلی در می آید و از نقطه نظر انرژی بخصوص برای درك فاكتورهایی كه بر روی رشد اثر می گذارند مفید است. متابولیسم مجموع آنابولیسم (anabolism) (سنتز بافت یا جنبه سازندگی builing up) و كاتابولیسم (catabolism) (شكستن اتصالات شیمیایی با استفاده از انرژی یا جنبه ویران كنندگی) است. پس در یك ماهی در حال رشد میزان آنابولیسم بیش از كاتابولیسم است. عوامل عمده ای كه روندهای آنابولیك را كنترل می كنند شامل هورمون های رشد از هیپوفیز و همینطور هورمون های استروئیدی از غدد جنسی می باشد، اما میزان رشد ماهی تا حدود زیادی متغیر است و تا حدود زیادی به عوامل محیطی مانند دمای محیط پرورشی آبزیان، میزان آمونیاك (یونیزه و غیریونیزه)، شوری، اكسیژن محلول، فتوپریود، PH، نیترات و نیتریت، فلزات سنگین، TDS، TSS، شفافیت، COD، BOD و . . . وابسته است. رشد سریع و مطلوب نشاندهنده تغذیه كافی و وجود شرایط بهینه از جمله شرایط مطلوب زیست محیطی است درحالیكه رشد كند به احتمال قریب به یقین در اثر كافی نبودن غذا و نامساعد بودن شرایط دیگر می باشد.

دما: دما مهمترین متغیر محیطی است و سوخت و ساز یا متابولیسم های ماهی وابسته به درجه حرارت محیطش می باشد. در هر دمای مشخص یك جیره مطلوب برای حداكثر رشد موجود است.

اكسیژن محلول (DO): مقدار آن در میزان رشد و كارایی تبدیل غذایی (FCR) و همچنین SGR موثر است؛ بطوریكه با كم شدن مقدار اكسیژن محلول، ماهی ها دچار بی اشتهایی می شوند. در هر گونه با توجه به میزان حساسیت به كمبود اكسیژن می توان معیاری را در نظر گرفت كه در آن گونه می تواند موجب بی اشتهایی و كاهش رشد و همچنین تلفات گردد.

آمونیاك: ماده دفعی اصلی ماهیان است كه اگر غلظت آن در آب افزایش یابد باعث كاهش میزان رشد می شود. آمونیاك مولكولی NH3 برای ماهی ها از سمیت زیادی برخوردار است زیرا به علت نداشتن بار الكتریكی به راحتی از دیواره سلولی ماهیان عبور می كند. البته تركیبات آمونیاكی می توانند از طریق منابع آبی، كوددهی و تجزیه مواد آلی در آب نیز به وجود آیند. مقادیر تحت كشنده آمونیاك در آب باعث كاهش رشد می شود. میزان نسبت دو شكل آمونیاك یعنی آمونیاك غیریونیزه و آمونیاك یونیزه به PH آب بستگی دارد. پس اندازه گیری قدرت هیدروژنی یا یون هیدرونیوم در روش های پرورش متراكم ماهی در آب شیرین قسمتی از عملیات ضروری را تشكیل می دهد.

شوری: به مجموع املاح محلول در آب اطلاق می شود و آن را با Ec یعنی قابلیت هدایت الكتریكی نشان می دهند. اگر روش های انتقال فعال یونی و تنظیم اسمزی به خصوصصیات محیطی پاسخ دهد میزان رشد تغییر می كند. این پاسخ ها نیاز به انرژی نگهداری را زیاد كرده كه در صورت ثابت ماندن انرژی غذای بلعیده شده و انرژی دفعی یا ترشحی میزان رشد كاهش پیدا خواهد كرد.

در پایان شایان ذكر است عوامل فیزیكوشیمیایی متعدد دیگری -همانطور كه در مطالب فوق به آن اشاره شده است- در موفقیت آبزی پروری دخیل هستند كه در این نوشتار كه هدف از آن تنها آشنا كردن پرورش دهندگان ماهی كشور -كه تعداد قابل توجهی از آنها را شركت های تعاونی تشكیل میدهند- با مبحث لیمنولوژی می باشد، نمی گنجد.




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:- -
یکشنبه 5 بهمن 1393-02:02 ب.ظ



اکولوژی کاربردی :

کشاورزی مقاوم اول را در استفاده از زمین دارا می باشد.
در اینصورت کشاورز اساساً به اوت اکولوژی مبادرت می ورزد. یعنی از تأثیر خاک ، آب ، آفت و ... برایس تولید یک یا چند گیاه یا حیوان اهلی بهره می گیرد.

اوتریفیکاسیون فرآیند طبیعی است در پر شدن حوضه های آبی . در عمل آبهای مبتلا به اوتریفیکاسیون حاصلخیزترین اکوسیستم های جهان از نظر تولید گیاهی هستند.

آبگیرهای کوچک ممکن است فقط در چند سال از مرحله اولیگوتروفیک به مرحله اوتروفیک برسند.

مشخصه نهایی اوتریفیکاسیون عبارتست از رشد و نمو سریع گیاهان که موجب خفگی جانوران آبزی می شود و حوضه آب را بتدریچ از یک محیط زیست آبی به یک محیط خشکی تبدیل می کند.

در سالهای اخیر تعدادی از دریاچه ها در نتیجه این فرآیند طبیعی به مرگ دچار شده اند و تعداد دیگری در معرض خطر قرار گرفته اند. 
 
اکولوژی انسانی :

در اکولوژی انسانی ارتباط متقابل جوامع انسانی با عوامل محیطی و همچنین عوامل تحرک و مهاجرت جوامع انسانی هم  مورد مطالعه قرار می گیرد.
جامعه انسانی دارای چند ویژگی منحصر به فرد است که در اکولوژی انسانی بررسی می شود مثل فرهنگ ، قدرت تسلط بر محیط ، احساس همدردی ، بهداشت و رفاه عمومی ، افزایش جمعیت و ... .

مهمترین ویژگی جامعه انسانی فرهنگ است که آن را از دیگر جوامع متمایز می کند. یعنی انسان ذاتاً موجودی فرهنگی است و جامعه انسانی فرهنگ آفرین است.

در حالی که سایر جوامع چنین نیستند. بنابراین وجود محیط طبیعی و محیط فرهنگی و اثرات متقابل آنها در مطالعه اکولوژی انسانی باید مورد توجه قرار گیرد.
 
فرهنگ بروی هم پدیده های آمیخته با تعصب و نسبتاً پایدار و کم تغییر است کما اینکه مردم پس از مهاجرت به مکانهای دیگر تا مدتها عادات و سنن خود را حفظ می کنند.

فرهنگ از عوامل محیط تأثیر می پذیرد ولی این واقعیت بدین معنی نیست که تحت یک دسته عوامل محیطی ، فقط یک نوع فرهنگ متولد می شود.

بطور خلاصه می توان گفت که در تأثیر عوامل محیطی بر فرهنگ جبر مطلق حاکم نیست.

جامعه گیاهی معمولاً در محل خود ثابت هستند و در برابر تغییرات عوامل محیطی دگرگونی شکل و ساختمان پیدا می کنند.

افراد جامعه جانوری معمولاً متحرک هستند و در برابر تغییرات محیط صرفاً رفتارشان عوض می شود ولی انعطاف افراد جامعه انسانی در برابر عوامل محیط بمراتب بیشتر از سایر موجودات زنده است.
 
انسان بیش از هر جامعه زیستی ، قدرت تسلط بر محیط را دارد. یکی از مهمترین خصوصیات اکوسیستم ها ، تأخیر عمل هتروتروفی ها در استفاده کامل از محصول سوخت و ساز موجودات اتوتروف است ولی رفتار بی توجه انسان اختصاص مزبور را بشدت به خطر انداخته است.  

اکوسیستم های بیوسفر :

اکوسیستم های آبی و آکوسیستم های خشکی

1) اکوسیستمهای آبی : نوسانات درجه حرارت در آبها بمراتب کمتر از خشکی است یعنی هر وقت هوا گرم باشد بتدریج حرارت را می گیرد و هر وقت هوا سرد باشد حرارت را از دست می دهد.
 
مناطقی که کنار آبها هم باشند ، نوسانات حرارتی کمتری دارند مثلاً سرما به مرکبات شهرهای کنار دریای خزر همواره کمتر از شهرهای دور از آن صدمه می زند. شوری آب دریاها متوسط 35 گرم در لیتر است ولی مقدار املاح آب شیرین یک گرم در لیتر است.

اکوسیستم آبی به دو گروه آب شور و شیرین تقسیم میشود:

الف : اکوسیستم های آب شور :

زندگی دریایی عمدتاً در سه رده پلانکتونها ( زئوپلانکتونها و فیتوپلانکتونها ) ، نکتونها و کف زیها طبقه بندی می شود. بیشتر پلانکتون ها ذره بینی هستند و در منطقه روشن دریا ( تا عمق 100 متر ) زندگی می کنند، اینها در مقابل جریان آب مقاومت ندارند و لذا شناور هستند.

نکتون ها شامل شناگران قوی مثل انواع ماهی ها هستند و کف زیها آنهایی هستند که در بستر دریا می خزند. تجزیه کننده های دریا عمدتاً از گروه باکتری ها هستند.

رابطه بین تولید کننده، مصرف کننده و عوامل غیر زنده محیط در یک اکوسیستم دریایی بر اساس یک هرم غذایی است.

با توجه به تقسیم بندی جغرافیایی اقیانوسها ، می توان آنها را به عنوان زیستگاه جانداران دریایی به پنج منطقه اصلی تقسیم کرد که سه منطقه آن افقی و دو منطقه آن قائم است :
 
1: از کناره ساحل تا انتهای فلات قاره که به آن منطقه لیتورال گوییم.

2: تمام کف دریا از شیب قاره ای و دشت مغاکی ، منطقه بنتونیک خوانده می شود.
 
3: پهنه آبی که اقیانوس را پر می کند و به پلاژیک معروف است. خصوصیت اصلی اکوسیستم پلاژیک مواجهه آن با بهره برداری طبیعی و تلاطم است که هر دو عامل بلوغ را در سطح پائینی نگه می دارند.
 
4: منطقه روشن که حداکثر تا عمق 180 متر را شامل می شود که جانوران فتوسنتز کننده در این منطقه هستند.
 
5: منطقه تاریک که فقط شامل جانوران ، باکتریها و قارچها است. در منطقه لیتورال مشکل عمده با توجه به قدرت موج و ناهمواری بستر ، چسبیده مانده به زمین است و چون جذر و مد جایی است که آب و خاک بهم می رسند ، این منطقه را باید در شمار زیستگاه های بسیار تغییر پذیر زمین محسوب داشت.

در منطقه نبتونیک ، آب دریا بطور یکسان سرد و همواره تاریک است. حیوانات اعماق عمدتاً کوچک اما دهانی گشاد و شکمی کیسه مانند دارند و بیشتر آنها صیاد هستند. منطقه پلاژیک ، پهنه گسترده و دور از خشکی دریای آزاد است.  

ب : اکوسیستم های آب شیرین : این اکوسیستم ها بصورت رود ، جویبار ، چشمه و ... هستند که روی هم فقط یک درصد آب زمین را تشکیل می دهند. در حقیقت محیط آب شیرین رابط بین خشکی و آب شور است.
 
 2) اکوسیستم های خشکی : از آنجایی که توالی اکولوژیک در خشکی ها تا حد زیادی تحت تأثیر اقلیم است ، شگفت نیست که اکوسیستم های خشکی مشابه در سرتاسر جهان در ارتفاع نزدیک بهم و در عرض جغرافیایی یکسان قرار دارند.

که مجموعه این اکوسیستم های همانند را بیوم نامند.

الف : بیوم توندرا ( مناطق قطبی) : آب و هوای سرد زمین پوشیده از برف و یخ است.
 
ارتفاعات بلند مثل البرز ، هیمالیا و آلپ هم شرایط تشکیل توندرا وجود دارد. گیاهان توندرا بیشتر گلسنگها، خزه ها و درختان کوتاه هستند و جانوران این منطقه اکثراً دارای خواب زمستانی هستند مثل خرس قطبی ، جغد سفید و ... .

ب : بیوم تایگا ( جنگل های سوزنی برگ ) : آب و هوای این منطقه سرد و فصل رویش سه ماه در سال می باشد. اقلیم این بیوم از توندرا گرمتر و مرطوبتر است و بیشترین بارندگی در تابستان صورت می گیرد و پوست جانوران این بیوم نیز منبع درآمد خوبی است.

ج : بیوم جنگلهای پهن برگ ( برگ ریز )( معتدله ) : آب و هوا در تمام مدت سال معتدل و ملایم است. میزان بارندگی بین 1000 -   750   مییلیمتر است که تقریباً در تمام سال یکنواخت می بارد. در شمال ایران این جنگل ها وجود دارند که درختان بلوط ، افرا ، راش ، توسکا ، شمشاد و ... وجود دارند.

در غرب ایران درختان پهن برگ  و بوته های کوتاه وجود دارند مثل گردو ، انجیر ، انگور ، تمشک ، پسته ، گلابی ، زبان گنجشک و ... . جانوران اینجا بسیار متنوعند مثل آهو ، خرس سیاه ، خرگوش ، سنجاب ، روباه و انواع جوندگان . پرندگانی مثل دارکوب ، قرقاول و انواع مارها .

د : بیوم جنگل های گرمسیری و نیمه گرمسیری ( جنگلهای بارانی ) : مثل جنگلهای آمازون و هند . از نظر آب و هوا مهمترین مشخصه این است که گرما در تمام طول سال زیاد و طول شب و روز مساوی است. میزان بارندگی سالانه در بعضی مناطق متجاوز از 200 میلیمتر است.
 
در ایران کرانه های خلیج فارس و دریای عمان بیوم نیمه گرمسیری هستند. دما در تابستان به بالای 45 درجه هم می رسد. تنوع درختان جنگل های بارانی برخلاف جنگل های مناطق معتدله بسیار زیاد است.

این درختان اغلب 30 تا 60 متر ارتفاع دارند. درختانی مثل موز ، خرما ، آناناس و نارگیل و در بیوم نیمه گرمسیری ایران بیشتر خرما ، کهور و کنار می رویند. جانورانی مثل مار ، سوسمار ، لاک پشت ، آهو و گرگ را می توان نام برد.

ه : بیوم علفزار ( Grass land ) : یا بیوم مراتع که یکی از خصوصیات گونه های گیاهی این بیوم گسترده تر بودن سیستم ریشه ای نسبت به اندام های هوایی آن است. بارندگی کمتر از مناطق جنگلی بوده ، میانگین 750 – 250 میلیمتر در سال است.

در بیوم علفزار ، پوشش گیاهی آنقدر فشرده و انبوه است که نمی گذارد بارانهای موسمی خاک را بشوید و خاک حاصلخیز است.

تجزیه سریع مواد آلی در خاک علفزارها ، این بیوم را بصورت یکی از غنی ترین مناطق کشاورزی جهان در آورده است. جو وحشی ، یولاف ، آگروپیرم و ... از گیاهان این بیوم هستند. درختچه هایی مثل گلابی وحشی ، ارس ، بادام وحشی و پسته وحشی و جانورانی مثل گرگ ، پلنگ ، کبک و عقاب در این بیوم وجود دارند.

ی : بیوم بیابان : وقتی رطوبت و بارندگی کم شود ، مراتع به بیابان تبدیل می شود و این نتیجه یک توالی طبیعی است. میزان باران سالیانه این بیوم کمتر از 250 میلیمتر است و آن هم بسرعت تبخیر می شود مثل کویر مرکزی ایران .

اختلاف درجه حرارت شب و روز بسیار زیاد است. روز گاهی تا 80 درجه و شب تا مرز یخبندان. گیاهانی مثل گز ، تاغ ، اسکمبیل ، گونهای خاردار ، کاکتوس ، قیچ ، درمنه ، آرتیپلکس و ... می رویند. خاکهای بیابانی غالباً دارای مقدار زیادی مواد معدنی و نمک هستند.  
 

     




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:یکشنبه 5 بهمن 1393 02:03 ب.ظ
یکشنبه 5 بهمن 1393-02:01 ب.ظ



میزان تولید اکوسیستم ها :

تولید در اکوسیستم های مختلف بستگی به نوع اکوسیستم ، تولید کننده های درون آن ، میزان مواد غذایی و انرژی وارده به آن دارد.
بنابراین در انواع اکوسیستم ها میزان تولید فرق می کند. بیشترین سطح کره زمین را آبها در قالب اقیانوسها اشغال کرده اند.

ولی میانگین تولید خالص آنها در واحد سطح حتی بیشتر از یک پنجم مناطق کشاورزی هم نیست.

میانگین نرخ تولید خالص اولیه در بیوم های خشکی در واحد سطح به ترتیب مربوط به تالابها و باتلاقها ، جنگل های حاره ، جنگل های معتدله ، سوزنی برگ ، بیشه زارها ، مناطق کشاورزی شده ، درختچه زارها و بوته زارها ، علفزارها ، توندرا ، مناطق کوهستانی آلپی ، درختچه زارهای بیابانی ، برهوتها و صخره های بی حاصل که میانگین تولید علفزار حدود 0/5 کیلوگرم ، اقیانوس آزاد 125 گرم ، درختچه های بیابانی 70 گرم و بیابانهای واقعی 3 گرم در حالی که در هر متر مربع جنگلهای حاره و باتلاقها و مصب های رودخانه ای سالی 2 کیلوگرم ماده خشک دارد.

بیوماس خشکی های کره زمین 12/5 کیلوگرم در متر مربع و اقیانوسها حدود 1400 برابر کمتر از آن است که اگر کل سطح جهان در نظر گرفته شود نسبت مزبور 55 برابر است.

بیوماس مصب رودخانه ها و مناطق کشاورزی در هر متر مربع 1 کیلوگرم ماده خشک است. بیوماس جنگلهای حاره ای بارانی 45 کیلوگرم در سال ماده خشک است .

بیوماس دیگر بیوم ها به ترتیب کاهنده از این قرار است : جنگل معتدل سوزنی برگ ، باتلاق و تالاب و درختچه زارها ، بیشه زار و علفزار ، درختچه های بیابانی ، توندرا و بیابان.

در اقیانوسها مقدار بیوماس در مصب آنها بیشترین مقدار ( در متر مربع 1 کیلوگرم ) است و آن بدلیل تأمین بودن مواد غذایی کافی جهت تولید بیشتر انجام می گیرد.

مصب اکوسیستمی است که در سر حد بین دریای آزاد و جنگل که خود حد تغییرات طبیعی هستند قرار دارد.  
 
     



نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:یکشنبه 5 بهمن 1393 02:02 ب.ظ
یکشنبه 5 بهمن 1393-01:57 ب.ظ



آشنایی با سازمان جهانی حفاظت از منابع طبیعی:


سازمان جهانی حفاظت از منابع طبیعی یکی از بزرگترین و مهمترین شبکه‌‌های حفاظت از محیط‌ زیست جهانی است.
این سازمان اتحادی است متشکل از ۸۳ کشور، ۱۱۰ آژانس دولتی، بیش از ۸۰۰ تشکل غیر‌دولتی و ۱۰هزار دانشمند و کارشناس از ۱۸۱ کشور که به صورت مشارکت جهانی فعالیت می‌کنند.
ماموریت اصلی این سازمان جهانی تحت تاثیر قرار دادن، تشویق و ترغیب جوامع دنیا است تا علاوه بر حفظ تنوع زیستی، روند استفاده از منابع طبیعی را بر اساس معیارهای اکولوژیک متعادل کند.
سازمان جهانی حفاظت از منابع طبیعی بر پایه یک سازمان چند فرهنگی و چند زبانی بنا شده است. این سازمان ۱۱۰۰ ستاد در ۴۰ کشور دنیا دارد و دفتر مرکزی این سازمان در کشور سوییس است.

نام کامل این سازمان” The International Union for the Conservation of Nature and Natural Resources”
است اما بسیاری از سال ۱۹۹۰ به آن ” سازمان جهانی حفاظت از محیط زیست””IUCN” گفته‌اند.

این سازمان در سال ۱۹۴۸ با عنوان اتحادیه بین‌المللی حفاظت از طبیعت “IUPN” به دنبال کنفرانس بین‌المللی در فرانسه بوجود آمد اما در سال ۱۹۵۶ به نام سازمان جهانی حفاظت از محیط زیست تغییر نام داد.

تا هنگامی که ایده حفاظت از محیط زیست در دهه‌های گذشته با سعی و کوشش و در جهت حفظ منافع سیاسی انجام می‌شد، ملت‌ها تمایل کمتری برای همکاری با این سازمان داشتند.

حدود ۱۶ هزار گونه از حیوانات و گیاهان در خطر انقراض‌اند و بسیاری از اکو‌سیستم‌ها، تالاب‌ها، جنگل‌ها در حال انحطاط و تخریب هستند در حالی که ما می‌دانیم اکو‌سیستم‌های طبیعی منابعی با ارزش در اختیار انسان قرار می‌دهند.

مهمترین کارکردهای اکوسیستم کمک به کاهش فقر و افزایش فرصت‌های توسعه اقتصادی برای جوامع است.
گسترش این تفکر نیازمند یکپارچگی در تصمیم‌ها و عملکرد‌های منطقه‌ای، ملی و بین‌المللی سیاستگذارها در همه رده‌ها و همچنین در رهبران اقتصادی است.
سازمان جهانی حفاظت از منابع طبیعی (IUCN) به دنبال افزایش درک علمی فرصت‌هایی است که طبیعت در اختیار انسان قرار می‌دهد. اما این سازمان جهانی می‌داند این درک تنها از طریق راه‌های عملی چون همراهی دانشمندان، سیاستگزاران، رهبران اقتصادی و NGOها و تغییر ارزش‌های جهانی و نحوه استفاده از منابع طبیعی تحقق خواهد یافت.

این سازمان از طریق حمایت و توسعه علوم جدید حفظ محیط زیست، استفاده این علوم در پروژه‌های بین‌المللی و برقراری ارتباط بین نتایج بدست آمده در تحقیق‌ها با سیاست‌های منطقه‌ای، ملی و بین‌المللی از طریق گفت‌وگوی بین دولت‌ها و جوامع شهری و بخش خصوصی به دنبال حفظ محیط زیست است.

اولویت برنامه فعلی سازمان جهانی حفاظت از محیط زیست بازشناسی راه‌های امرار معاش -به خصوص برای فقرا- از طریق مدیریت پایدار منابع طبیعی است.

این سازمان در پروژه‌هایش، مفهوم مدیریت اکوسیستم جهت حفظ تنوع زیستی و معیشت پایدار وابسته به منابع طبیعی مستقیم را به کار می‌برد و سازمان تلاش می‌کند تا اکوسیستم‌ها را مدیریت و بازسازی کند و همچنین نحوه زندگی اجتماعی و اقتصادی مردم را بهبود بخشد.

این سازمان به عنوان بزرگترین شبکه دانش زیست محیطی تا کنون به ۷۵ کشور برای حفظ منابع طبیعی و تدوین استراتژی‌های تنوع زیست محیطی کمک کرده‌است.

از دیگر اقدامات سارمان جهانی حفاظت از محیط زیست می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

*
دیده‌بانی گونه‌های گیاهی و جانوری کشورهای جهان برای قرار دادن در فهرست قرمز سازمان جهانی حفاظت از محیط زیست (IUCN Red List)

*همکاری و حمایت ارزیابی اکوسیستم هزاره

*تشکیل جلسات و همایش‌های بین‌المللی برای اتفاقات زیست محیطی به مانند کنگره پارک جهانی در سال
۲۰۰۳
.
*انتشار دستاورد‌های علمی سازمان و کارشناسان در زمینه محیط زیست در سراسر جهان

*ارائه توصیه‌ و پشتیبانی فنی دولت‌ها، سازمان‌ها و کمیسیون‌های بین‌المللی و دیگر گرو‌های سیاسی مانند G8 و G77.

*ارزیابی و معرفی تمامی سایت‌های فعال در زمینه میراث طبیعی جهان.

*همکاری فنی برای ایجاد تنوع زیستی و برنامه عمل کشور‌ها

*آماده سازی زمینه‌های حمایت کشورها در زمینه قوانین حمایت از محیط زیست و تدوین استراتژی‌های مدیریت منابع طبیعی

عضویت ایران در IUCN

1- هیات وزیران در جلسه مورخ ۴ اسفند ۱۳۵۲، بنا به پیشنهاد شماره ۱۸/ ۷۵۸۸، مورخ ۳ آذر ۵۲ وزارت امور خارجه اجازه داد اقدام‌‌های لازم از طرف وزارت امور خارجه برای عضویت ایران در سازمان بین‌المللی حفاظت از طبیعت و منابع طبیعی به عمل آید.
۲- پس از یک دوره تعلیق چند ساله، ادامه عضویت ایران در اتحادیه مذکور در تاریخ ۳ آذر ۱۳۷۰ به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید.

لیست قرمز گونه‌های در معرض خطر

لیست قرمز گونه‌های در معرض خطر سازمان جهانی حفاظت از منابع طبیعی که در سال ۱۹۶۳ بوجود آمد جامع‌ترین لیست وضعیت نگهداری از منابع طبیعی گیاهی و جانوری است.

سازمان بین‌المللی حفاظت از طبیعت و منابع طبیعی معتبر‌ترین سازمان اعلام نظر در مورد وضعیت گونه‌ها است.

این لیست قرمز (لیست داده‌های سرخ) بر روی ضوابط دقیقی جهت ارزیابی خطر انقراض هزاران گونه و زیر گونه استوار شده است. این ضوابط مربوط به همه گونه‌ها در تمام مناطق دنیا می‌شود.

هدف از تدوین این لیست جلب توجه مردم، تصمیم‌گیران و همچنین اجتماعات بین‌المللی به موضوع حفاظت از منابع طبیعی است تا از این طریق از روند رو به رشد انقراض گونه‌های گیاهی و جانوری جلوگیری شود.

اصلی‌ترین ارزیاب‌ها و سنجش‌گران گونه‌ها در دنیا، انجمن مطالعه بر زندگی حیوانات لندن، موسسه مطالعه بر زندگی حیوانات، مرکز جهانی نظارت بر منابع طبیعی و بسیاری از گروه‌های تخصصی که با کمیسیون بقای گونه‌های سازمان جهانی حفاظت از منابع طبیعی کار می‌کنند هستند. به طور کلی تا کنون ارزیاب‌های این سازمان و گروه‌ها حدود نیمی از گونه‌های در خطر انقراض را گزارش کرده‌اند.

یکی دیگر از اهداف IUCN بدست آوردن دسته‌های هر گونه‌ و ارزیابی آنها در صورت امکان هر ۵ سال و یا هر ۱۰ سال است.
در باز بینی گونه‌ها
****   در سال ۲۰۰۶ ، بیش از ۷ هزار گونه زنده برای درج در لیست قرمز شناسایی شد.
این گونه‌ها تا سال ۱۹۹۶ سنجیده نشده بودند.

این سازمان در آخرین ارزیابی‌اش در ۱۲ سپتامبر سال ۲۰۰۷ گونه‌های لیست قرمز خود را تا
****   ۱۶ هزار و ۳۰۶ گونه در معرض انقراض بالا برده است.
این رقم ۱۸۸ گونه بیشتر از آخرین ارزیابی در سال ۲۰۰۶ است.

Chart



طبقه‌بندی گونه‌ها:

گونه‌های گیاهی و جانوری در ۹ گروه تقسیم بندی می‌شوند و به ترتیب آهنگ کاهش، تعداد جمعیت موجود، جدول پراکندگی جغرافیایی گونه‌ها را نشان می‌دهند. این گروه‌ها شامل:

* EX
Extinct: گونه‌های که کاملا منقرض شده و در طبیعت وجود ندارند در این دسته قرار می‌گیرند. ببر ایرانی یا ببر مازندران با نام علمی(Panthera tigris virgata) که در جنگل‌های مازندران زندگی می‌کرده از این گونه است. آخرین ببر در مازندران که افراد محلی به آن شیر سرخ می‌گفتند در سال ۱۳۳۸ ه.ش در جنگل به دست یک شکارچی محلی شکار شد.

* EW
Extinct in the Wild: گونه‌های که در طبیعت زندگی نمی‌کنند و فقط به صورت محدود در باغ وحش‌ها و مراکز تحقیقاتی می‌توان یافت.

* CE
Critically Endangered: این گونه‌‌ها به صورت بحرانی و به شدت وخیم در حال انقراض هستند. لاک‌پشت عقابی که در قشم یافت می‌شوند جزو این گروه به حساب می‌آید.

* EN
Endangered: این گروه را به عنوان “در حال انقراض” می‌شناسند. گونه‌های این طبقه به دلیل کمی جمعیت، آسیب پذیری به دلیل تغییر در محیط زندگی و یا شکار غیر مجاز بیشتر از سایر گونه‌ها در معرض نابودی هستند. یوز ایرانی اخیرا در این طبقه قرار گرفته است. IUCN حدود۴۰ درصد از گونه‌های نمونه‌برداری شده را در این طبقه قرار داده است.

* VU
Vulnerable : حیوانات و گیاهان این طبقه به عنوان “گونه‌های در معرض آسیب” معرفی می‌شوند. تعداد این گونه‌ها کم است و بر اساس آمار لیست قرمز سازمان جهانی حفاظت از منابع طبیعی ۸۵۶۵ گونه در این طبقه جای دارند.

* NT
Near Threatened : در آستانه تهدید قرار دارند ولی هنوز در معرض آسیب قرار ندارند. مانند روباه یال‌دار.

* LC
Least Concern: با نگرانی و حساسیت کمتر به آنها نگاه می‌شود. گونه‌های این طبقه را نمی‌توان در طبقه دیگری جای داد و این به معنای کمی اطلاعات از آنها نیست.

* DD
Data Deficient: گونه‌های گیاهی و جانوری که اطلاعات کمی نسبت به آنها وجود داشته باشد مثل کبوتر کوهی و میمون پوزه دراز کوچک و… را در این گروه قرار می‌دهند.

* EN
Not Evaluated: ارزیابی در مورد این گونه‌ها صورت نگرفته است.




برچسب ها :
IUCN, NGO, آشنایی با سازمان جهانی حفاظت از منابع طبیعی, عضویت ایران در IUCN, لیست قرمز گونه‌های در معرض خطر

فهرست قرمز، مهمترین سیاهه وضعیت جانوران و گیاهان زمین، هر سال بازنگری میشود. به طبقه در معرض خطر امسال، موجودات زیادی اضافه شده که اگر نجاتشان ندهیم، شاید به زودی از روی زمین محو شوند.

 سازمان جهانی حفاظت از طبیعت، آی.یو.سی.ان، فهرست قرمز جدید حیوانات در معرض خطر سال 2011 را منتشرکرد.


فهرست قرمز (رد لیست) که مهمترین فهرست جهانی برای نشان دادن وضعیت حیوانات و گیاهان زمین است، گونه های مختلف را در 8 طبقه جای میدهد: از ارزیابی نشده تا منقرض شده.


طبقه در معرض خطر شدید، گونه هایی را شامل میشود که به طور جدی در معرض انقراض هستند. به فهرست امسال، در طبقه در معرض خطر شدید، چندین جانور جدید اضافه شده که ممکن است در آیندهای نه چندان دور برای همیشه از روی زمین محو شوند. چنان که خواهید دید، در اکثر موارد، انسان سهم مهمی در نابودی گونه های جانوری زمین دارد و البته کلید نجات این موجودات هم در دست انسان است. در این گزارش تصویری 5 نمونه از تغییرات جدید فهرست قرمز را به انتخاب نشنال جئوگرافیک میبینید.





چشم درشت اندونزی
میمون شبگرد هندی جزیره سیائو براثر آتشفشان و البته شکارچیها، به تازگی در لیست حیوانات در معرض خطر انقراض قرار گرفته است. این گونه تنها در یکی از جزایرکوچک اندونزی زندگی میکند که یک آتشفشان فعال دارد. همچنین بومیان در دهه گذشته 80 درصد آنها را شکار کرده اند.




سمندر کوتوله
 سمندر بالارونده چوج، از خانواده سمندرهای کوتوله و ساکن گوآتمالا است. این سمندرها در قسمتهای محدودی از جنگلهای منطقه یافت میشوند که بخش زیادی از آن بر اثر آتش سوزی یا تبدیل جنگل به مزرعه از بین رفته است. مسئولین منطقه در تلاشند آن چه از جنگل باقی مانده را برای نجات این موجودات نگه دارند.





لاک پشت باتلاق
این لاک پشت کوچک، لاکی به اندازه 7.9 تا 11.4 سانتیمتر دارد و بومی شرق آمریکا است. پیشروی تالابها و زه کشی، محل قابل سکونت برای این موجود را کاهش میدهد. البته این لاک پشتها در مقایسه با اقوام آسیایی خود در معرض خطر کمتری هستند، اما علاقه آسیایی به خوردن لاک پشت و نگهداری از آن به عنوان حیوان خانگی، میتواند برای همه لاک پشتها دردسر ساز شود.




وزغ دلقک
امسال 19 قورباغه، وزغ و سمندر جدید به لیست در معرض خطر اضافه شده اند، از جمله این وزغ دلقک اهل پرو. جستجوهای فراوان برای یافتن این موجود درسال گذشته، تنها به دو عدد رسید. یعنی به احتمال زیاد تنها 2 وزغ دلقک روی زمین باقی مانده است! چیزی تا انقراض باقی نمانده است، اگر فکری برایشان نکنیم.





غزال عربی
البته بازنگری سالانه لیست قرمز همیشه هم ناامیدکننده نیست. برای مثال، امسال غزال عربی از طبقه در معرض خطر، به طبقه آسیب پذیر منتقل شده است، چون طی سالهای گذشته با توجه فراوان محیط دوستان، تعداد آنها از تنها چند عدد، به حداقل یک هزار رسیده است. در نتیجه اگر بخواهیم، میتوانیم حیوانات در معرض خطر را نجات دهیم.



 منبع : خبر آنلاین

سازمان ملل هشدار داد که 21 گونه حیوان در معرض انقراض هستند. سازمان ملل با اعلام این‌که 21 گونه حیوان در خطر انقراض هستند، اسامی یوزپلنگ وحشی، سه خانواده از دلفین‌ها و کرکس مصری را به لیست حیوانات در حال انقراض اضافه کرد. بر اساس این گزارش 6 گونه پرنده نیز در معرض خطر انقراض قرار دارند که باید از آن‌ها حفاظت شود. به گزارش خبرگزاری فرانسه، همچنین سال آینده را باید «سال گوریل‌ها» نامید و باید اقدامات مؤثری برای حفاظت از این حیوان انجام شود زیرا که نسل این حیوان نیز در معرض تهدید است. بر اساس این گزارش چندین نوع کوسه نیز در لیست حیوانات در حال انقراض دیده می‌شوند که یکی از گونه‌های در معرض خطر کوسه‌ای است که در دریای مدیترانه زندگی می‌کند و جمعیت این حیوان بر اثر شکار 96 درصد کاهش داشته است. سازمان ملل همچنین درباره آلودگی صوتی دریاها که بر اثر مانورهای نظامی و عبور کشتی‌ها هشدار داد و اعلام کرد: صداهای مختلف بر روی پستانداران دریایی همانند وال‌ها و دلفین‌ها تأثیر به سزایی می‌گذارد.

  منبع : خبرگزارس فارس



نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:یکشنبه 5 بهمن 1393 01:58 ب.ظ
یکشنبه 5 بهمن 1393-01:56 ب.ظ



مقدمه

ژان پل لاکاز می گوید: «منظور از آمایش سرزمین، رسیدن به مطلوب ترین توزیع ممکن جمعیت، توسط بهترین شکل توزیع فعالیت های اقتصادی و اجتماعی در پهنه سرزمین است» امری که در برنامه های توسعه ایران تاکنون به طور جدی به آن پرداخته نشده و یا لااقل نمودهای خود را نشان نداده است. در این مجال به «آمایش سرزمین» به مثابه یک ضرورت پرداخته شده است. ۸۹‎/۸ درصد از جمعیت کشور در ۴۵ درصد از وسعت جغرافیایی ایران سکنا گزیده اند و ۱۰‎/۲ درصد باقی مانده آن در ۵۵ درصد از پهنه سرزمین زندگی می کنند ، ۸۷ درصد از شاغلین ایران در نیمه غربی ـ شمالی و ۱۳ درصد مابقی در نیمه شرقی ـ جنوبی فعالند، ۸۸‎/۶ درصد از بزرگراه های کشور در نیمه غربی ـ شمالی و تنها ۱۱‎/۴ درصد در نیمه شرقی ـ جنوبی کشیده شده است ، برق رسانی ۶۸‎/۷ درصد در نیمه غربی ـ شمالی و ۳۱‎/۳ درصد در نیمه شرقی ـ جنوبی صورت گرفته است و ... بر این دامنه می توان آمارهای بسیار دیگری افزود که همه نشان از عدم تعادل در توسعه منطقه ای دارد و ضرورت توسعه متوازن و نگاه آمایشی به پهنه سرزمین را صدچندان می کند. نمی شود برنامه توسعه ای را بدون دید سرزمینی پیش برد. درواقع آمایش سرزمین بازتاب سرزمینی توسعه بلندمدت کشور است. نگرش آمایشی به ما کمک می کند تا بتوانیم از وسعت و پهنای سرزمین در راستای توسعه بلندمدت بهره برداری کنیم. می توان این را به گونه دیگری نیز تعبیر کرد و گفت آمایش سرزمین یعنی دیدگاه راهبردی حاکمیت بر پهنه سرزمین.

بنابراین هر نوع نظامی، نگاه آمایشی متفاوتی می تواند داشته باشد. چنان که هر دوره ای از توسعه می تواند نگاه متفاوتی به سرزمین داشته باشد. اگر استراتژی، «توسعه صنعتی» باشد نگاه آمایشی «تصرف» سرزمین و پخش کردن فعالیت در گستره جغرافیایی است ولی اگر چنانچه استراتژی به «پسا صنعتی» شدن نظر داشته باشد، در نگاه آمایشی پایداری محیط زیست و بازگشت به طبیعت اهمیت خواهد یافت. بنابراین هر مرحله از توسعه و هر مرحله از فعالیت حکومتی، نگاه سرزمینی خود را خواهد داشت. نمی شود نسخه سرزمینی یک حاکمیت را در حاکمیت دیگر پیش برد. در نتیجه بعد از انقلاب نگاه سرزمینی جمهوری اسلامی می توانست متفاوت از نگاه سرزمینی قبل از انقلاب باشد که شد، مثلاً علی رغم موقعیت ممتاز جغرافیایی سواحل جنوبی کشور به ویژه سواحل دریای عمان، میزان سرمایه گذاری های انجام شده از جنبه های خدماتی، زیربنایی و صنعتی در این منطقه بسیار نازل بوده و در نتیجه این منطقه از کم تراکم ترین مناطق کشور از نظر جمعیت و فاقد نقطه جمعیتی مهم است. این مسأله گویای عدم توسعه شبکه زیربنایی به سمت نقطه های مختلف سرزمین است که در کوتاه مدت مزیت های اقتصادی و در درازمدت قابلیت های «امنیتی» سرزمین را دچار بحران و اخلال می سازد. لذا ضرورت و لزوم توجه به آمایش سرزمین برای حفظ و بقای کشور اجتناب ناپذیر است.

تعاریف و مفاهیم آمایش

آمایش سرزمین به معنای بهره‌برداری بهینه از امکانات در راستای بهبود وضعیت مادی و معنوی و در قلمرو جغرافیایی خاص است.در این طرح مزیت‌های فضای طبیعی، اجتماعی و اقتصادی، ساماندهی و نظام بخشی می‌شود. این کار با هدف ایجاد رابطه منطقی بین توزیع جمعیت و انجام فعالیت‌ها در پهنه سرزمین با توجه به ویژگی‌های فضایی مناطق است.

بر اساس تعاریف و مفاهیم متفاوت از توسعه، برداشت‌های گوناگونی نیز از آمایش در ابعاد، اقتصادی، اجتماعی و جغرافیایی آن ارائه شده است.

در فرهنگ لغات لاروس، آمایش چنین تعریف شده است: بهترین نوع توزیع جغرافیایی فعالیت‌های اقتصادی با توجه به منابع طبیعی و انسانی.

فرهنگ اقتصاد و امور اقتصادی ـ اجتماعی معاصر، تعریف‌ آمایش را به شکل دیگری ارائه نموده است:
سیاستی که هر یک چارچوب جغرافیایی معین در پی بهترین توزیع ممکن جمعیت بر حسب منابع طبیعی و فعالیت‌های اقتصادی می‌باشد.

همانگونه که ملاحظه می‌شود این تعاریف به‌طور عمده بر مفهوم مکان‌گرایی تأکید دارد و به این جهت چنانچه از تعریف ژان پل لاکاز نیز بر می‌آید: منظور از آمایش سرزمین، رسیدن مطلوب‌ترین توزیع ممکن جمعیت، توسط بهترین شکل توزیع فعالیت‌های اقتصادی ـ اجتماعی در پهنه سرزمین است.

در یک توزیع اولیه جغرافیایی یا به اصطلاح در یک سازماندهی ماده فضایی، دو نکته عمده وجود دارد:

-1 توزیع جمعیت
-2 مفهوم «بهترین» با توجه به هزینه و فایده اجتماعی و در نظر گرفتن نظرات و تحلیل‌های مربوط به آن بنابراین منظور از آمایش سرزمین رسیدن به بهترین توزیع جمعیت و فعالیت است.

آمایش سرزمین در حال حاضر شامل سازماندهی اقتصادی، اجتماعی فرهنگی و محیط‌زیستی، به منظور تحقق آینده‌ای مطلوب پیشنهاد می‌شود.

به طور عام آمایش سرزمین تنظیم رابطه بین انسان، فضا و فعالیت تعریف شده است، آمایش سرزمین تلفیقی از نظام اسکان جمعیت با ساختار فضایی فعالیت های اقتصادی – اجتماعی با در نظر گرفتن ملاحظات و معیارهای اجتماعی – فرهنگی براساس نظریه پایه توسعه ملی است.

آمایش به عنوان یک رویکرد، برخوردی است فضایی که توامان برخوردار از چهار ویژگی زیر است:

1-جامع نگری (جامعیت انضباطهای اساسی توسعه)
2-کل گرایی (رعایت سطح راهبردی مباحث)
3- دورنگری (التزام به افق زمانی مشخص)
4-نتیجه گیری فضایی یا جغرافیایی (در حد جهت گیری های کلی بدون تعین های مکانی)

آمایش سرزمین به عنوان یک سند مدیریت توسعه، تصویر سازمان فضایی مرحله توسعه یافتگی سرزمین است. این سند تجسم نظریه پایه توسعه ملی در فضای کشور است و چشم انداز کلی توزیع جغرافیایی جمعیت و ترکیب مناسب فعالیت های ناظر بر بهره برداری از سرزمین و تامین نیازهای جمعیت و فعالیت های اقتصادی و اجتماعی را در قلمرو سرزمین مشخص می سازد.

آمایش سرزمین از منظر برنامه ریزی، در اصل نوعی برنامه ریزی فضایی است، لیکن هر برنامه ریزی فضایی که یک یا چند ویژگی برشمرده را نداشته باشد، آمایشی نخواهد بود.

با کنار هم قرار دادن تعاریف،وظائف و شمول آمایش سرزمین به شرح زیر می باشد:

• به عنوان مرجع تنظیم دیدگاه دراز مدت توسعه
• ارائه استراتژیهای توسعه اقتصادی،اجتماعی-فرهنگی،فضایی – محیطی
• مکان یابی برای فعالیت های مشخص
• فعالیت یابی برای مکان های مشخص
• ارائه استراتزی کلی توزیع جمعیت و فعالیت در سرزمین
• ارائه الگوی توسعه فضایی- الگوی اسکان جمعیت
• ارائه نظام مدیریت سرزمین
• حفاظت از محیط زیست

و همه این وظائف اجزا و مولفه های مقوله سازماندهی و مدیریت فضایی توسعه می باشند.




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:یکشنبه 5 بهمن 1393 01:57 ب.ظ
یکشنبه 5 بهمن 1393-01:55 ب.ظ



نخستین بارقه های توجه به آمایش سرزمین در فرانسه که در چارچوب برنامه های متمرکز توسعه ای قدم برمی داشت ظهور یافت. ژنرال دوگل معمار فرانسه نوین در سال ۱۹۶۱ آمایش سرزمین را «تجدید ساختار چهره فرانسه» نامید. آنچه دوگل گفت به دور از نظر سردمداران اولیه ایده آمایش سرزمین مانند کلودیوس پتی وزیر بازسازی و شهرسازی وقت فرانسه که در سال ۱۹۵۰ برای نخستین بار در دولت فرانسه این موضوع را مطرح کرد، نبود. آنها آمایش را «هنر یا فن (ونه علم!) جای دادن با نظم و ترتیب و همراه با آینده نگری انسانها و فعالیت ها، زیرساخت ها و وسایل ارتباطی درخدمت انسانها در فضای کشور با درنظر گرفتن الزامهای طبیعی، انسانی واقتصادی و حتی سوق الجیشی» تعریف کردند. البته آمایش سرزمین را نمی توان موضوع تازه ای دانست زیرا سرزمین چون کانون فعالیت و سکونت انسان است همواره در معرض نوعی دخالت، عمران و آمایش بوده است. آنچه نوآوری است تغییر هدفمند و برنامه ریزی شده سرزمین و روش های تهیه و اجرای اینگونه برنامه هاست. فرانسه از شمار معدود کشورهایی است که طی نیم قرن گذشته برنامه ریزی مدون آمایش سرزمین داشته و دستگاه های مشخصی را برای تهیه و اجرای برنامه هایی از این دست برپا کرده است. فکر برنامه ریزی آمایش سرزمین در فرانسه در سال ۱۹۴۷ با انتشار کتابی به نام «پاریس و بیابان فرانسه» توسط شخصی به نام ژان فرانسوا گراویه پدیدار شد. از آن تاریخ به بعد تا سال ۱۹۷۵ این شیوه برنامه ریزی در فرانسه دوران موفق و به قول فرانسویان دوران سی ساله «شکوهمندی» را پشت سرگذاشت. اما در دهه ۹۰-۱۹۸۰ در فرانسه شاهد افول آمایش سرزمین هستیم. از سر گرفته شدن آمایش سرزمین در این کشور از اوایل دهه ۱۹۹۰ به بعد است. برنامه های آمایش سرزمین در ایران بسیار متأثر از راه و روش فرانسوی است. زیرا در طرح آمایش سرزمینی که پیش ازانقلاب بنا به سفارش سازمان برنامه و بودجه وقت توسط مشاوران «ستیران» تهیه شد، و نتیجه نهایی مرحله دوم آن در سال ۱۳۵۶ انتشار یافت، کارشناسان فرانسوی هم شرکت داشتند. در روش شناسی طرح مذکور آشکارا جای پای تجربه سالهای اواخر دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰ فرانسه- طرح فراگیر آمایش فرانسه معروف به سزام به چشم می خورد. مطالعاتی هم که بعد از انقلاب در زمینه آمایش سرزمین در ایران انجام گرفته تا حدی متأثر از طرح «ستیران» است.

آمایش در ایران
به نوعی می توان گفت که توجه به برنامه ریزی منطقه ای در ایران همزمان با شروع آن در فرانسه و بعد از جنگ جهانی دوم و تقریباً با اهدافی مشابه آغاز شد. البته اندیشه لزوم تهیه برنامه عمرانی و توسعه اقتصادی و اجتماعی قبل از آغاز جنگ جهانی احساس شد. از آغاز تأسیس شورای عالی اقتصاد، یکی از وظایف اساسی این شورا، بررسی و طرح نقشه های اقتصادی و ارائه طریق در اجرای آنها بود و این شورا کمیسیون ویژه ای را به وجود آورد که پیشنهادهایی را درباره اصلاح وضع کشاورزی و مسأله مهاجرت مطرح و تنظیم کرد. این روند در برنامه های عمرانی سال های پیش از انقلاب به اشکال و انحای مختلف پی گرفته شد تا پیروزی انقلاب.

پس از انقلاب اسلامی در سالهای اول تا سال ۱۳۶۱ تحول چندانی در برنامه ریزی منطقه ای ایران پدید نیامد و بیشتر تلاش ها در جهت سازماندهی مجدد سازمان های برنامه و بودجه استان ها و معاونت امور مناطق بود. این وضعیت تحت تأثیر شرایط فوق العاده کشور در دفاع مقدس به وجود آمد. پس از پایان جنگ و در برنامه اول توسعه توجه به بازسازی مناطق اساس کار قرار گرفت. اما توجه خاصی به مبحث آمایش سرزمین صورت نگرفت. این غفلت در برنامه دوم توسعه پس از انقلاب نیز ادامه یافت. اما با آغاز برنامه سوم توسعه سازمان مدیریت و برنامه ریزی سابق به این نتیجه رسید که باید تغییر نگرشی در برنامه های توسعه صورت بگیرد.

بنابراین حوزه های فرابخشی تعریف شد و یکی از این حوزه ها بحث آمایش سرزمین بود. رسیدن به چنین غایتی محصول این فکر بود که نمی شود برنامه های توسعه را بدون دید سرزمینی پیش برد. در این راستا یک فصل از برنامه به نام توسعه و توازن منطقه ای سکه خورد. ازاینجا بحث نظام درآمد - هزینه استانی باب شد و مقرر گردید یکسری از وظایفی که دولت به عهده دارد به استان ها واگذار کند تا زمینه ساز کاهش تمرکز از مرکز به سمت مناطق باشد. در این اثنا بود که «نظریه پایه توسعه ملی» یا «دیدگاه بلندمدت توسعه کشور» از منظر آمایش سرزمین تبیین شد. پیگیری این خط نهایتاً مسئولان را بر آن داشت که مرکزی را تأسیس کنند تا به طور اختصاصی مسئول بحث آمایش سرزمین باشد. این مرکز به عنوان بخشی از مجموعه سازمان مدیریت با اسم مرکز ملی آمایش سرزمین راه اندازی شد. اکنون از فعالیت های این مرکز تهیه سند ملی آمایش سرزمین برای برنامه پنجم توسعه است. همچنین در این مرکز فعالیت های منطقه ای و برنامه ریزی آمایش سرزمین انجام می شود که چگونه برای سرزمین برنامه ریزی شودتا بتوان استفاده مطلوبی از امکانات به عمل آورد. در حال حاضر برای تمامی استان ها چارچوب تهیه برنامه های آمایش فراهم شده و در عین حال روی طرح های آمایش منطقه ای نیز برنامه ریزی هایی صورت می گیرد. همچنین طرح های توسعه محورهای جنوب، شرق و غرب کشور در دست بررسی است. در حال حاضر مطالعاتی در حال انجام است تا جایگاه ایران در دنیا از نظر موقعیت اقتصادی، ژئوپلتیک و ارتباطات در این چارچوب مشخص شود. از این نظر می توان گفت: سند ملی آمایش سرزمین خود یک برنامه است و چگونگی رعایت عدالت سرزمینی و ایجاد تعادل های منطقه ای را مدنظر دارد و توجه آن صرفاً بر چهار محور کلان برنامه متمرکز نیست بلکه توزیع فعالیت ها، نیروی انسانی و جمعیت را مدنظر دارد.

تا اواسط دهه پنجاه شمسی ، تهیه طرح های کالبدی برای هدایت روند توسعه مراکز جمعیتی، در قالب طرح های جامع شهری، تنها جریان شناخته شده و سازمان یافته ای بود که در عرصه مقولات برنامه ریزی و مدیریت سرزمینی فعالیت داشت. در آن هنگام یعنی حدود سی سال پیش در کنار این جریان، تجربه جدیدی در محیط برنامه ریزی کشور، تحت عنوان آمایش سرزمین آغاز شد. این تجربه با تعیین اهداف بلند مدت کشور، خطوط کلی توزیع جمعیت و فعالیت، یا به عبارت دیگر، الگوی کلان اسکان جمعیت و ساختار فضایی کلی اقتصاد را در تعامل با یکدیگر طراحی و از تعمیم آن به تصویر مرحله سازمان یافتگی توسعه فضایی یا چشم انداز بلند مدت آمایش سرزمین دست یافت. بعد از آن در چارچوب این چشم انداز، نقش و وظایف اصلی و جهت گیری های راهبردی توسعه شهرهای عمده را پیشنهاد کرد. این تجربه بالقوه می توانست تبدیل به جریان جدیدی در عرصه مدیریت سرزمین شود و امید می رفت در تعامل و پیوند با تجربه قبلی، چارچوب ها و بسترهای مناسب تری را برای توسعه شهری و منطقه ای فراهم سازد.

ماهیت دو گانه آمایش از نخستین مراحل پیدایش، جایگاه تشکیلاتی آن را با ابهام و تردید روبه رو کرد. همچنانکه از نظر امکان برقراری ارتباط متقابل با سیاست های اقتصادی کشور، به حوزه وظایف دستگاه مسئول تهیه برنامه های اقتصادی، یعنی سازمان برنامه و بودجه نزدیک می شد، به ویژه آن که تلقی اصلی از فلسفه وجودی آن، بهره وری بهینه از امکانات و منابع سرزمین در فرآیند توسعه اقتصادی و اجتماعی بود. در مقابل از آنجا که نتایج بررسی ها و جهت گیریهای آن می بایست بر روند تهیه طرح های کالبدی تاثیر میگذاشت، در حوزه وظایف دستگاه مسئول تهیه طرح های جامع، یعنی وزارت مسکن و شهر سازی قرار می گرفت.

کمی بعد از پیدایش این جریان جدید، برنامه ریزی کالبدی – فیزیکی نیزتلاش کرد تا حوزه عمل خود را از محدوده شهرها به تمامی سرزمین وسعت بخشد، چون همان طوری که برنامه ریزان اقتصادی ناگزیر از انتخاب های جغرافیایی، فیزیکی و مکانی برای هدایت سرمایه گذاری ها بودند، مرجع مسئوول مدیریت توسعه شهری نیز نمی توانست بدون برخورداری از یک نگرش کلان در سر تا سر سرزمین، به رتق و فتق فرآیند توسعه شهر ها بپردازد. از این مرحله چالش بین دو تفکر و دو دیدگاه برای مدیریت توسعه در سرزمین آغاز شد. جریان اول با استناد به مصوبه قانونی، بررسی قابلیت توسعه پذیری مراکز جمعیتی، از نقطه نظر برخورداری از امکانات فیزیکی – کالبدی مورد نیاز اسکان جمعیت ، تعیین نحوه کاربری اراضی و تدوین مقررات ساخت و ساز برای کاربری زمین را هدف قرار داد. جریان دوم یعنی آمایشگران نیز با اتکا بر منطق تکیه بر سیاست های توزیع جمعیت و فعالیت در سرزمین، راهبردهای اساسی توسعه اقتصادی و اجتماعی، نحوه بهره برداری از قابلیت ها و امکانات سرزمین ، نقش و جایگاه هر منطقه در توسعه ملی و عملکرد مراکز اصلی جمعیتی را به عنوان پایگاه های محرک رشد و توسعه، موضوع کار خود قرار دادند. در آن دوران، آمایش نه فقط از پشتوانه قانونی مطمئنی برخوردار نبود، بلکه درون دستگاه برنامه ریزی با برنامه ریزان اقتصادی نیز دچار چالش بود.

تقابل بعد از ۱۵ سال سرانجام در سال ۱۳۷۱ با حکمیت شورای عالی اداری تا حدی حل و فصل شد. آمایش به معنای تعیین استراتژی توزیع فضایی جمعیت و فعالیت در سرزمین، وظیفه سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور (سازمان برنامه و بودجه وقت ) تعیین شدتا با همکاری دستگاه های ذی ربط آن را تهیه و به تصویب هیئت وزیران برساند. در این مصوبه بر تداوم تهیه طرح های کالبدی ملی و منطقه ای که از وظایف و فعالیت های قانونی وزارت مسکن و شهر سازی بود، تاکید گردید. مصوبه آمایش سرزمین در آبان ماه ۱۳۸۳ تصویب شد. در این مصوبه آمایش به منزلت و جایگاه برتری در نظام تصمیم گیری دست یافت . به عبارت دیگرسی سال بعد از پیدایش آمایش در دستگاه برنامه ریزی، قانون برنامه چهارم، زمینه همزیستی و همکاری برنامه ریزان اقتصادی و آمایش را فراهم آورد. این در شرایطی است که هنوز ابهامات مربوط به حوزه های نظری و مقولات روش شناسی تداوم تقابل های دو گانه ذکر شده را محتمل نشان می دهد.

بررسی سیر تحولات و تغییرات درآمایش سرزمین

الف- ستیران در دهه ۵۰:"بهره وری از سرزمین"

مفهوم عملیاتی این تعریف شناسایی قابلیت ها و امکانات سرزمین بوده است وگزینه های استفاده از آنها را طرح و بررسی می کند. به عبارتی با ادبیات مرسوم آمایش، "فعالیت یابی" محور اصلی در این تلقی برای بهره وری از سرزمین می باشد وهمچنین مقولات مربوط به جمعیت جنبه حاشیه ای دا شته و کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

وظائف آمایش
د ر این تلقی وظائف آمایش سرزمین عمدتا شناسایی قابلیتها و امکانات و طراحی گزینه های امکان پذیر،برای بهره برداری از آنها و انتخاب گزینه مناسب می باشد.

جایگاه آمایش در نظام تصمیم گیری

آمایش سرزمین در آن دوران دارای جامعیت و خصلت بین بخشی بوده است و به عنوان سندراهنماوبالادست بخشهای مختلف مورد توجه قرار داشته است وارائه گر یک برنامه توسعه ملی با دید درازمدت بین بخشی ،بین منطقه ای بوده است.

جایگاه آمایش در نظام تشکیلاتی

در سال ۱۳۵۱دفتری تحت عنوان ” دفتر بهره‌وری سرزمین“ یا ” تنسیق سرزمین“ بوجود آمد که بعدها با عنوان ” بوم آرایی“ به سازمان برنامه انتقال یافت و آمایش سرزمین نام گرفت وبعدها در سال ۱۳۵۳مرکزی تحت عنوان عنوان ” مطالعات و برنامه‌ریزی آمایش سرزمین“ در جوار دفتر برنامه‌ریزی منطقه‌ای ایجاد شدو این دو به صورت دو واحد مطالعاتی در رابطه تنگاتنگی با هم شروع به کار کردند .

ب- دفتر برنامه ریزی منطقه ای در دهه ۶۰

تنظیم رابطه بین انسان و فعالیت های انسان در فضا به منظور بهره برداری بهینه از قابلیتها و امکانات بر اساس ارزشهای اقتصادی است.مفاهیم عملیاتی این طرز تلقی ناظر بر مقولاتی مثل فعالیت یابی برای مکانها،مکان یابی برای فعالیتها،تناسب بین مقیاس جمعیت و ظرفیت توسعه پذیری در هر منطقه،الگوی سازماندهی فضا،الگوی اسکان جمعیت و مدیریت سازمان فضایی توسعه بوده است.

وظائف آمایش

در این تلقی وظائف آمایش سرزمین با تاکید بر تناسب بین جمعیت و ظرفیت توسعه پذیری در هر مکان و حفاظت از محیط زیست می باشد. در این تعریف آمایش سرزمین تصویر درازمدت مرحله توسعه یافتگی سرزمین را برای هدایت روند سازماندهی فضایی توسعه ارائه می نماید.

جایگاه آمایش در نظام تصمیم گیری
در مصوبه برنامه اول توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، مقوله آمایش بعنوان بخشی از برنامه میان مدت پنج ساله مطرح شدکه در همان زمان معتقدین به دیدگاه آمایش، زیر دست قرار گرفتن یک دیدگاه جامع، کلان و دراز مدت را بعنوان زیرمجموعه برنامه های میان مدت اقتصادی چه بلحاظ مضمون و چه به لحاظ افق نگرش، غیر اصولی دانستند.

وعلیرغم طرح شدن آمایش سرزمین در برخی از مقاطع تهیه برنامه توسعه اقتصادی به لحاظ ماهیت برنامه های متعارف اقتصادی – اجتماعی، فرآیندهایی از تهیه برنامه که فرصت مطرح شدن دیدگاه آمایش سرزمین و مشارکت آن را فراهم می کرد، مطرح نگردید و کماکان آمایش سرزمین از یک مشارکت جدی و نتیجه بخش محروم ماند .

جایگاه آمایش در نظام تشکیلاتی
تجربه دفتر برنامه ریزی منطقه ای: انجام وظیفه آمایش سرزمین توسط سازمان برنامه و بودجه آغاز شد و در این رابطه دفتر برنامه‌ریزی منطقه‌ای ذیل معاونت امور مناطق سازمان تشکیل گردیدو مامور انجام این مطالعات شد.

متاسفانه پس از سال ۱۳۶۸به دلیل ابهام در جایگاه تشکیلاتی طرح آمایش، مطالعات بار رکورد و توقف نسبی مواجه شدو وزارت مسکن و شهرسازی به رغم تصمیم‌گیری‌های گذشته که منجر به تعیین جایگاه منطقی انجام برنامه‌ریزی آمایش سرزمین در برنامه و بودجه شده بود همواره پس از انقلاب جایگاه این مطالعات را در تداخل با وظایف مسکن و شهرسازی اعلام کرده و تردیدهایی را در این زمینه مطرح می‌نمود از این رو برحسب دستور رئیس جمهور رسیدگی به این مسئله در دستور کار شورای اقتصاد قرار گرفت وبررسیهای این شورا منجر به تصویب پیش‌نویس لایحه‌ای شد که جایگاه قانونی آمایش سرزمین را در سازمان برنامه وبودجه تعیین می‌نمود.


ج- دفتر آمایش و برنامه ریزی منطقه ای د ر دهه ۷۰:"مهندسی ترتیبات بهره وری بهینه از ظرفیت های اجتماعی"

این تلقی ازآمایش سرزمین ترکیبی از تلقی های قبلی می باشد و کاملترین معنی را در بردارد. و این تلقی ناظر بر دو امر هندسه وجغرافیا،سازمان فضایی را در ارتباط با ظرفیت های اجتماعی می بیند.در مقایسه با تعریف اول ظرفیت های اجتماعی را وسیعتر و جامع تر از سرزمین می بیند.درک بهتری ازسرزمین را به مثابه ظرف را تلقی می کند که درآن عنصر قابلیتهای منابع طبیعی و برجسته است اما ظرف های اجتماعی مفهوم وسیعتری از ترکیب اقتصاد،اجتماع و فرهنگ را بدست می دهد که در معنای عملیاتی آن پیشرفته تر از مفاهیم قبلی است. دراین تعریف فضا و انسان و فعالیت هایش درحالت تجریدی ملحوظ شده اند در این تعریف در حالت کلان و عام تر، اقتصاد به معنی مادی ظرفیت های اجتماعی است و فرهنگ بخش معنوی آن ومفهوم سرزمین به یک تلقی انسانی تر،فرهنگی تر و اجتماعی ارتقا یافته و هندسه ترتیبات ،ناظر بر مقولات جمعیتی ونظام اسکان، می باشد که اگر ،ترتیبات بهره وری بهینه رادر تقابل بین سه مقوله انسان ،فضا و فعالیت بدانیم به نسبت تعاریف دیگر عام تر ولی تخصصی تر است.

وظایف و شمول آمایش سرزمین

در این تلقی فراتر از سرزمین، مقولات اجتماعی (فرهنگی،اجتماعی،اقتصادی) اهمیت بیشتری می یابد و وظائف آمایش سرزمین ارائه دیدگاه درازمدت و برنامه توسعه با سازگاری های لازم بین ابعاد اقتصادی،اجتماعی،فرهنگی،محیطی- فضایی می باشد.

جایگاه آمایش در نظام تصمیم گیری


درابتدای برنامه سوم توسعه، باافزایش توجه دولت به مقوله آمایش،بحثی تحت عنوان پیشبردآمایش و برنامه در کنار یکدیگر مطرح گردید. و دوره جدید کار گروه آمایش از سال ۱۳۷۷آغازشد. در این مرحله درون دستگاه تصمیم گیری تحرک بسیارزیادی به مقوله آمایش داده شد و جایگاه آمایش بیش از پیش مشخص گردید و جهت حفظ این جایگاه به عنوان یک مرجع تنظیم دیدگاه درازمدت توسعه ملی مورد توجه قرار گرفت وبه عبارت دیگر،بحث تنظیم روابط بین برنامه ریزی بخشی و منطقه ای کنار گذاشته شد وآمایش سرزمین از موضعی فراتر از ابزار هماهنگی روابط بین برنامه ریزی بخشی و منطقه ای ودرجایگاه بالاتری طرح گردید.

جایگاه آمایش در نظام تشکیلاتی

تجربه دفتر آمایش و برنامه ریزی منطقه ای:در سال ۱۳۷۱شورایعالی اداری تکلیف تقسیم کار بین سازمان بر نامه وبودجه ووزارت مسکن و شهرسازی را روشن ساخت. قراربراین شد که "سازمان بر نامه و بودجه مسئول انجام مطالعات آمایش سرزمین و وزارت مسکن و شهرسازی متصدی تهیه طرح کالبدی ملی و منطقه ای باشد".

در این دوره انجام مطالعات آمایش سرزمین زیر نظر معاونت اقتصادی و هماهنگی سازمان برنامه وبودجه آغاز شد.ودر ضمن انجام مطالعات با هماهنگی، و مشارکت های معاونت شهرسازی وزارت مسکن و باعث ارغام دو دیدگاه آمایش سرزمین و توسعه کالبدی گردید.

د- مرکز آمایش و توسعه پایدار در دهه ۸۰،

جایگاه آمایش در نظام تصمیم گیری

در مراحل نخستین تهیه برنامه چهارم توسعه، سند چشم انداز دراز مدت توسعه ملی تصویب شد و رویکرد آمایش سرزمین ونگرش به ابعاد منطقه ای و فضایی توسعه، نقش و اهمیت بیشتری پیدا کرد.

در این برنامه به آمایش سرزمین به عنوان یک سند راهبردی فرادست که چهارچوب کلی و تقسیم وظایف ملی هر یک از استانهای کشور را در قالب نظریه پایه توسعه استان ترسیم می کند،اشاره شده است.

بدون تردید برنامه چهارم اقدام به طراحی و ارائه نوآوری هایی کرده است که یکی از آنها توجه به آمایش سرزمین بطور جدی می باشد. از نشانه های این توجه تصویب مصوبه ضوابط ملی آمایش سرزمین در سال ۱۳۸۳ و در واقع محور قرار گرفتن آمایش سرزمین در برنامه پنجم توسعه اقتصادی و اجتماعی – فرهنگی می باشد.

جایگاه آمایش در نظام تشکیلاتی

ودر سال ۱۳۸۳مرکزی به نام" مرکز آمایش و توسعه پایدار" در سازمان برنامه و بودجه.تاسیس گردیدکه در حال حاضرمسئول انجام فعالیتهای مرتبط با آمایش سرزمین می باشد.

بررسی فعالیتهای آمایش سرزمین در ایران

در سه دوره فعالیت آمایش سرزمین، تجارب زیر حاصل گردیده است.

تجربه ستیران 53-56 : مهندسین مشاورستیران در اسفند ماه سال 1353 خطوط کلی برنامه آمایش سرزمین را پیشنهاد نمودند.

این پیشنهاد در سال1354به عقد قراردادی میان سازمان برنامه و بودجه (مرکز آمایش سرزمین)و مهندسان مشاور ستیران انجامید.

در گزارشی که به مرکزآمایش سرزمین در سازمان وبرنامه و بودجه ارائه گردید. توجه خاصی به ابعاد زیر مبذول شده بود:

• به" فضا" و" جغرافیا" زیرا فضا که دربرگیرنده و تکیه گاه مشترک تمام تصمیمات و فعالیتهای عمرانی است.
• به افق دراز مدت،چرا که در میان مدت نتایج مترتب یه سازماندهی فضا ظاهر نمی گردند.
• به برداشت کلی میان منطقه ای و میان رشته ای،زیرا تنها با این روش می توان به اثرات نامستقیم تصمیم گیریها پی برد.
• به جهات کیفی امور که دربرداشت صرفا"اقتصادی"بدان توجه کافی نمی شود.

مشاورین ستیران در طرح پایه آمایش سرزمین به موضوعات چشم انداز جمعیت تعادل میان محیط شهری و محیط روستایی- مهاجرتهای میان منطقه ای- چگونگی رشد شهری- رشد اقتصادی ونابرابریهای اجتماعی - محیط زیست و منابع طبیعی و میراث فرهنگی-وحدت ملی و تمرکززدایی- محیط بین الملل و روابط خارجی-سازماندهی جامعه روستایی رشد شهری و نظام شهری پرداخته اند. فرضها و هدفهایی که ستیران در هر کدام از موارد بالا در نظر گرفته بود همراه با سیاستهایی که برای هر یک از بخشهای اقتصادی پیشنهاد شده بود،به ترسیم چشم انداز 1391 ایران انجامید. گزارش مطالعات دوره دوم "استراتژی دراز مدت آمایش سرزمین در اردیبهشت 1356،در چهار بخش منتشر شد.

تجربه دفتر برنامه ریزی منطقه ای 62-68

نتایج مطالعات طرح پایه آمایش سرزمین پس از انقلاب توسط دفتر برنامه ریزی منطقه ای سازمان برنامه و بودجه انجام گرفت ودر سال 1362،در شش جلد منتشر شد.

جلد اول "اصول و کلیات" جلد دوم"تشخیص وضعیت"جلد سوم"جمعیت و جوامع" جلد چهارم" فعالیتها، جلد پنجم"اقلیم و سرزمین" و جلد ششم حاوی نقشه های مربوط به گزارش است.

گرد آورندگان این طرح درمقدمه جلد نخست به ارائه تعریفی از آمایش سرزمین و طرح پایه آمایش سرزمین پرداخته اند بدین مضمون:

"مطالعات آمایش سرزمین،در یک دوره بلند مدت ناظر بر مسائل فرهنگی،اقتصادی،اجتماعی،سیاسی و نظامی کشور است"

"طرح آمایش سرزمین،سیمای مرحله آتی توسعه یافتگی را تصویر کرده و ابزاری برای تجهیز و سازماندهی آگاهانه فضا در جهت نیل به اهداف توسعه به دست می دهد".

از نظر تهیه کنندگان طرح،مطالعات برنامه ریزی آمایش سرزمین جزیی از نظام جامع برنامه ریزی توسعه ملی است و دارای 4 مرحله می باشد:

مرحله اول:تهیه طرح پایه آمایش سرزمین

مرحله دوم ،تهیه طرح های آمایش مناطق که از برسی نقش و وظیفه منطقه در مقیاس ملی به دست می آید و جزیئات در سطح منطقه را مطرح می سازد.این طرح تصویری است از توسعه یافتگی منطقه در بلند مدت.
مرحله سوم:تهیه برنامه های توسعه مناطق بر پایه طرح های آمایش

و در رنهایت حاصل جمع برنامه های مناطق پس از هماهنگی های لازم می تواند برنامه توسعه اقتصادی-اجتماعی کشور باشد.

از نظر تهیه کنندگان طرح ، در اولین دوره مطالعات،بیشتر دریافت مشترک از مفاهیم،کاربردها،شناخت اصول و روشهای طراحی برای دست اندرکاران مطرح بود تا برای مطالعات بعدی آماده شوند. در واقع مطالعات دوره اول تمرینی برای همه عوامل موثر در تهیه و تصویب طرح و تدوین استراتژیها تلقی می شد.

ودرنخستین گام،بر اهمیت نقش استراتژی توسعه ملی در آمایش سرزمین و تعیین اصول حاکم بر سازماندهی فضای کشور تاکید داشتند.

بعداز طرح سناریوهای امکان پذیر برای جهت گیریهای کلان توسعه ملی بر اساس سناریوهای منتخب تصویر دراز مدت توسعه ملی در سطح طرح پایه آمایش مورد بررسی و نتیجه گیری قرار گرفت

کلیه مطالعات طرح پایه آمایش سرزمین، تجربه دفتر برنامه ریزی باعث شد رویکرد "برنامه ریزی فضایی" به عنوان مرحله ای در فرآیند تهیه برنامه های توسعه کشور در درون دستگاه برنامه ریزی مطرح شودو نتایج این مطالعات در 1363 به تصویب هیات دولت رسید وکلیه دستگاهای اجرایی ملزم به همکاریهای لازم با سازمان برنامه و بودجه در جهت تکمیل مطالعات آمایش شدند هم چنین سازمان برنامه و بودجه موظف به تهیه طرح تفضیلی آمایش سرزمین گردید.

بعد از تصویب نتایج مرحله اول تا سال 1368 اقداماتی نظیر مطالعات زمینه ساز مرحله دوم طرح آمایش سرزمین و طراحی چهارچوب ها و دستورالعملهای ناظر برآن ادامه یافت و برای هریک از استانها ی کشور پیش نویس چهارچوب نظریه توسعه استان تهیه گردید. براساس این نتایج خطوط کلی استراتژی سازماندهی فضایی توسعه برای استفاده در قانون برنامه اول توسعه جمهوری اسلامی ایران از سوی دفتر برنامه ریزی منطقه ای استنتاج و ارائه گردید.

تجربه دفترآمایش و برنامه ریزی منطقه ای 77-83

مطالعات طرح پایه آمایش سرزمین در سال 1377 رسما و به دستور سازمان برنامه و بودجه آغاز شد.

این مرحله از مطالعات دو ویژگی قابل اشاره دارد اول اینکه در این مقطع واحد مسئول تهیه طرح پایه آمایش سرزمین در سازمان برنامه و بودجه وقت از معاونت امور مناطق به معاونت اقتصادی و هماهنگی آن سازمان انتقال یافته بود و دیگر اینکه این مطالعات با هماهنگی و مشارکت معاونت شهرسازی وزارت مسکن و شهرسازی انجام گرفت به این ترتیب باعث شد تا خصوصیات زیرقابل انتظار باشد.

1. انجام آن زیر نظر معاونت اقتصادی و هماهنگی سازمان برنامه و بودجه باعث ادغام دو دیدگاه توسعه اقتصادی و توسعه فضایی شود که محصول آن به صورت یک مقوله راهبردی بتواند مبنای مناسبی برای تهیه برنامه درازمدت توسعه باشد.

2. انجام مطالعات با هماهنگی، و مشارکتهای معاونت شهرسازی وزارت مسکن و شهرسازی باعث تلفیق دو دیدگاه آمایش سرزمین و توسعه کالبدی شود بدین ترتیب که اولی به درون مایه و محتوای توسعه بپردازد و دومی به نتیجه گیریهای کالبدی و فیزیکی از آن اقدام کند. این همجواری و همکاری فرصتی برای طراحان آمایش سرزمین پیش آورد تا بتوانند درک بهتری از نیازهای طرح کالبدی ملی داشته باشند.

به طور اجمال از دستاوردهای این دوره تجربه آمایش، می توان به کاربرد مقولات :

1. آینده نگری،پیش نیاز اصلی برنامه ریزی دراز مدت می باشد.
2. تحلیل منطقه ای،به عبارتی ادامه بحث آینده نگری در حوزه های عینی تر می باشد.
3. ساختار فرهنگی هویت ملی،به عبارتی شناخت اجزای اصلی و ساختار فرهنگی هویت ملی است.
4. تحلیل سازمان فضایی،شناخت وضع موجود آمایش سرزمین مقدمه و پایه اتخاذ سیاستهای کلان آمایش سرزمین و سازماندهی فضایی توسعه می باشد.
5. امکانات و قابلیتها،محدودیتها و تنگناهای توسعه سرزمین

درمطالعات طرح پایه آمایش سرزمین اشاره نمود که برای اولین بار صورت می گرفت



نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:یکشنبه 5 بهمن 1393 01:56 ب.ظ






  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2