تبلیغات
مدیریت محیط زیست (سارا اردو) - مطالب هفته سوم مهر 1396

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:پیوندهای روزانه

:صفحات جانبی

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

آماروبلاگ

آوازک

کد تغییر شکل موس

کد تغییر شکل موس

کد تغییر شکل موس



کد ساعت فلش





دریافت کد حرکت ستاره چت روم دریافت کد قفل کلیک راست چت روم دریافت کد قفل کلیک راست چت روم

دریافت کد قفل کلیک راست چت روم

یکشنبه 16 مهر 1396-07:20 ب.ظ



بر روی کرهء زمین گونه‌های جانوری بسیاری وجود دارند که حیات آن‌ها با خطر انقراض تهدید می‌شود.

نابودی زیستگاه طبیعی جانوران و شکار بی‌رویه آن‌ها از بزرگترین تهدیدات برای بقای گونه‌های جانوری به شمار می رود. علاوه بر این، رشد بی‌وقفه جمعیت بشر نیز باعث شده است که افراد برای ادامه بقا و امرار معاش مجبور شوند به زیستگاه‌های حیوانات هم دست‌اندازی کنند.

انسان‌ها به منظور حفظ حیات حیوانات باید میزان مصرف منابع طبیعی و همچنین رشد جمعیت خود را کنترل کنند چون درغیر این صورت هر موجود زنده‌ای از جمله خود انسان‌ها هم با پیامدهای وحشتناک و جبران ‌ناپذیری روبرو خواهد شد. به این ترتیب برخی از این گونه‌ها که منقرض می‌شوند به مفهوم پایان نسل بشر هم تلقی می‌شود.

در گذشته شیر در دشت‌های ایران بسیار فراوان بود و نماد ملی ایران هم محسوب می‌شد. بدون شک مهم‌ترین دلیل انقراض شیر آسیایی در ایران، شکار بی‌رویه تفریحی آن به دست شاهزادگان سلسله قاجار و افراد محلی و نظامیان و مستشاران خارجی بوده است. شیر از نیرومندترین و مشهورترین پستانداران ایران و جهان، مدتی است که نسلش در سرزمین ایران از میان رفته است، اخرین شیر دیده شده در ایران، یک ماده شیر که در سال ۱۹۴۱ یا ۴۲ در ۶۴ کیلومتری شمال دزفول توسط نقشه بردار هندی قشون انگلیسی بوده است.

ببر ایرانی یا ببر مازندران در جنگلهای مازندران نژادی از ببر، که به نام ببر ایرانی شهرت دارد زیست می کرد که متاسفانه منقرض شده است. آخرین ببر که در مازندران به آن شیر سرخ می گفتند در سال۱۳۳۸ ه. ش. در جنگل گلستان  در منطقه گرگان، به دست یک شکارچی محلی شکار شد. از ببر مازندران تنها یک نقاشی رنگی و چند عکس و چند پوست بجا مانده است .

شاید مردمان آن زمان سواد کافی نداشته اند، شاید مردمان آن دوران به فرزندانشان و نسل های بعد شان نمی اندیشیدند و شاید در آن زمان تبادل علوم و اطلاعات مانند امروز انقدر آسان نبود. شاید ها بسیار است و اما امروز، در عصر فناوری و علوم، در زمانی که مردمانش همه عالم هستند و حداقل داری یک تخصص می باشند، در زمانی که انتقال ارتباطات از سرعت یک پلک زدن هم کمتر شده است. در عصری که همهء مردم برای بیان روشن فکری و فرهیختگی خود دم از حفاظت محیط زیست و توسعه پایدار ( استفاده بهینه از منابع محیط زیست به گونه ای محیط زیست برای نسل های آینده آسیب نبیند) می زنند چرا باید هر روز شاهد نابودی بخشی از محیط زیست باشیم. یوزپلنگ ایران، پلنگ ایران، سیاه گوش ایران، گربه بالاس، گوزن زرد ایرانی، روباه ترکمنی در خطر انقراض قرار گرفتند. شاه روباه در آستانه انقراض و روباه شنی در معرض خطر.

این لیست تنها به اینجا ختم نمی شود و شامل بسیاری از پرندگان، خزندگان، ماهی ها نیز می شود.

نسل گذشته از سر بی تدبیری و نادانی تاریخ محیط زیست را انقدر ناجوان مردانه رقم زدند. بهانه ی نسل ما برای نابودی محیط زیست امروزمان چیست؟

آیا ما همیشه باید منتظر مسئولین باشیم؟ آیا مسئولین به تنهایی توان حفاظت محیط زیست را دارند؟

بازار غیرقانونى فروش انواع پرندگان وحشی مهاجر و بومى در دو شهر اهواز و شادگان در استان خوزستان فعال است. می توان روزانه شاهد خرید و فروش تعداد زیادی انواع پرندگان مهاجر و بومى اعم از گونه هاى حمایت شده و در خطر انقراض مانند اردک بلوطى، اردک مرمرى و دراج در این دو بازار بود.

همچنین گونه های دیگری چون غاز خاکستری، اردک سیاه کاکل، اردک ارده ای، گیلار، اردک نوک پهن، خوتکا ابروسفید و معمولى، اردک سرسبز، فیلوش، تنجه، انقوت، باکلان، چنگر، چنگر نوک سرخ، انواع یلوه ها، کشیم ها، حواصیل ها، باقرقره شکم سفید و شکم سیاه و دراج نیز در این بازار به فروش می رسد. علاوه بر این، تعداد زیادی سار، گنجشک، کبوتر چاهى و برخی دیگر از گنجشک سانان نیز بصورت روزانه در این بازار به فروش می رسند.

بازار فروش پرندگان اهواز در ظاهر تامین کننده معیشت قشر ضعیفى از جامعه بومی است اما واقعیت چیز دیگری است. واقعیت موضوع آنجایی مشخص می شود که قیمت یک پرنده صید شده دو برابر قیمت یک مرغ بزرگ و سنگین است و در مورد غازها این مبلغ حتى تا چهار برابر قیمت یک مرغ می باشد.

پرنده هاى کوچک مانند خوتکا، باقرقره و دراج که حدود ١٠٠ تا نهایتا ٣٠٠ گرم وزن دارند یه قیمتی معادل یک مرغ معمولى به فروش می رسند. این بازار تنها مختص به بازارهای استان خوزستان نمی شود و در بسیاری از استانها و شهرها ی ایران از شمال کشور، حوزه دریاچه خزر تا جنوب کشور و شهرهای حوزه خلیج فارس دیده می شود. خیلی از این پرندگان در لیست گونه های در معرض آسیب و خطر هستند، مانند اردک بلوطی که یکی از فراوانترین پرندگان ایران بود و امروز در معرض انقراض قرار گرفته است و متاسفانه در سینی های فروشنده های پرندگان کیان دیده می شود.

مسئولین حفاظت محیط زیست وظیفه رسیدگی و پایش دارند، اما به تنهایی می شود این پرندگان را نجات داد و از لیست در معرض انقراض خارج کرد؟

برای نجات محیط زیست و حفظ آن برای نسل های آینده نیاز به همیاری تمامی انسانها است. همه ی ما مسئول حفاظت از محیط زیستمان هستیم. بیایید دست در دست هم برای نجات محیط زیستمان تلاش کنیم.

اگر ما خودمان را مسئول حفظ محیط زیست بدانیم و مانند اموال شخصیمان از آن حفاظت کنیم رسالتمان را برای نسل های آینده به درستی انجام داده ایم.

 سارا اردو

چاپ شده در ماهنامه اکسیر شماره یک




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:یکشنبه 16 مهر 1396 07:21 ب.ظ
یکشنبه 16 مهر 1396-07:19 ب.ظ



اصلی ترین عاملی که از  بروز بحران آبی در ایران سخن گفته می شود کاهش نزولات جوی است و خشکسالی های سالهای اخیر است. در صورتی که باید نگاهی جامع به تاریخ اقلیم ایران و منطقه اکولوژیکی ای که ایران در آن قرار دارد بیندازیم.

ایران کشوری با اقلیم عمدتاً گرم و خشک است و بر روی کمربند خشک و نیمه خشک جهانی قرار دارد. بحران آب موضوع جدیدی در تاریخ این کشور نیست. به گواه تاریخ در دوره های مختلف ایران دچار خشکسالی شده است. البته باید گفت که نوع مدیریت و نحوه بهره برداری از منابع آبی نیز متفاوت بوده است. در ایران قدیم آب حرمت خاصی برای مردم داشته است به طوری که می‏توان به قربانی‏ کردن برای قناتها، مراسم ویژهء عروسی در مجاورت‏ قناتها (اعتقاد به زنده بودن قنوات و انجام پاره‏ای از مراسم و تشریفات خاص در بعضی از قناتها) و استفاده ی دارویی از آب به بعضی قنوات اشاره کرد، نظارت بر برداشت آب و تعیین جرایم سنگین جهت برداشت آب اضافه از موارد مدیریتی بوده است. به دلیل اقلیم خشک، کشاورزی در مناطق محدودی انجام می پذیرفت و رویکرد سیاسی کشور بیشتر به سمت صنعتی شدن بود. اما به دلیل مشکلات سیاسی و تحریم های پس از انقلاب مجبور به توسعه کشاورزی شدیم. برداشت بیش از حد و غیر اصولی از سفره های آب زیر زمینی باعث کاهش ذخایر آب شیرین کشور شد. ما امانتدار خوبی برای این تمدن ۷۰۰۰ ساله و نسل های آینده مان نبودیم. به بیان دیگر می توان گفت عملکرد ما بر اساس توسعه پایدار نبوده است. البته امیدوارم مردم با آگاهی از این بحران بزرگ آبی به فکر ایران و نسل های آینده باشند.

سازمان محیط زیست میزان سرعت استفاده از ذخایر آب زیرزمینی در کشور ایران را در مقایسه با استاندارد جهانی سه برابر بیشتر تخمین می‌زند. این برداشت بی‌رویه عامل خشکیدن بیش از نیمی از دشتهای ایران و همچنین بسیاری از تالابها، رودخانه ها و دریاچه های با ارزش ایران می باشد. همچنین بخاطر عدم رسیدگی به شبکه ی انتقال آب 35 میلیارد متر مکعب آب در مسیر انتقال هدر می‌رود. که تمام این موارد عامل تغییرات آب و هوایی و  همچنین افزایش ریزگردها، نابودی گونه های با ارزش گیاهای و جانورای ایران و نیز گرم شدن کشور می گردد. خشکسالی های رودخانه ها، دریاچه ها، تالابها و .... باعث تغییرات اقلیمی و اکولوژیکی در سطح منطقه خواهد شد. مانند توفان های نمکی در منطقه دریاچه ارومیه که نه تنها این منطقه را تحت تاثیر قرار می دهد بلکه تا فواصل طولانی تحت این پدیده قرار می گیرد.

متاسفانه تاكنون در خشكسالی ها به صورت مقطعی عمل كرده ایم. پرداخت خسارت به كشاورزان، استفاده از راهكارهای كوتاه مدت آبرسانی، استفاده از ذخایر آبی و تلاش های دیگری از این دست که كافی نبوده و نیاز به تدیبر و برخورد همه جانبه است.

نه تنها سازمان ها و نهاد های مربوطه این بحران را باید مدیریت کنند بلکه مردم نیز باید دلسوزانه و مجدانه این بحران بزرگ آبی را مدیریت کنند. به زبان ساده اگر هر شهروند ایرانی خود را نگهبان و پلیس آب بداند می توان با این بحران بزرگ آبی مبارزه کرد.

مردم ایران همیشه در وقت نیاز در عرصه بوده اند و به یاری ایران شتافته اند، حال نیز برای ایران و نسل های آینده خودمان نیاز به همیاری مردم است. همانگونه که نسل های قبل از ما با مدیریت و مصرف آب با توجه به  توسعه پایدار این بحران کم آبی را پشت سر گذاشتند {(در ایران باستان،کندن کاریز نیز بسیار رایج بوده‏ است چنان که ((روزگار داریوش کبیر 521-486 پ.م)) اوج شکوفایی و اقدامات آبیاری و حفر کاریز (قنات) در سرتاسر فلات ایران به شمار می‏رود. به امر پادشاهان هخامنشی، آن کس که کاریز حفر می‏کرد و آب به سطح زمین می‏آورد و زمینی را آبادان‏ می‏کرد و کاریزهای خشک را بازسازی می‏نمود، مالیات پنج نسل بر او بخشیده می‏شد و پولی بیوس‏ نیز بخشندگی مالیات را بر پنج نسل کسی که کاریز را آبادان می‏کرد متذکّر شده است) } ما هم می توانیم این بحران بزرگ را پشت سر بگذاریم.

این نکته مهم هم باید در نظر داشت که در مناطق خشک مانند ایران بهره برداری غیر اصولی در مقایسه با مناطق مرطوب منطقه توان باسازی ندارد و استراتژی ها و برنامه های مدیرتی در مناطق خشکی مانند ایران باید با توجه بر مبنای توان بیولوژیکی مناطق  خشک و کم بارش باشد و با رویکردی بلند مدت که متاسفانه بیشتر استراتژی های بکار برده شده این چنین نیست و اولویت بندی مناسب و بهینه ای ندارند. حدود یک چهارم آبی که به صورت بارش در این سرزمین می بارد به منابع آبی قابل استفاده تبدیل می شود. بخش عمده آن به دلیل نا کارامدی و بازده بسیار کم آبیاری و اب رسانی به هدر می رود.

برای مقابله با بحران آب اولین کاری که باید انجام بدهیم این است که متناسب با موقعیت اکولوژیکی ایران عمل کنیم و برنامه های بلند مدت داشته باشیم. همچنین مکانیزه کردن کشاورزی و محدود کردنش در بخش هایی که قابلیت بازسازی منطقه از لحاظ آبی و حاصلخیزی باشد. یکی از مهمترین کارهایی که در کشورهای توسعه یافته برای حفاظت از محیط زیست انجام می پذیرید ارزیابی های دقیق زیست محیطی است قبل از شروع پروژهایی مانند سد سازی و .... است که متاسفانه در کشور ما این کار به طور دقیق و علمی انجام نمی شود و بیشتر جنبه تشریفاتی و غیر اصولی دارد. برنامه ریزی دقیق و بهینه جهت حداکثر استفاده از منابع آبی که به صورت بارش می بارد به منابع آبی قابل استفاده تبدیل شود برای رسیدن به این هدف ابتدا باید جدا نمودن آب ناشی بارش از سیستم فاضلاب به صورت عملی اجرا کنیم و با استفاده از پوشش مناسب گیاهی در منطقه میزان تبخیر آب را کاهش دهیم و باعث تلطیف هوا بشویم. از ذخایر زیر زمینی آب اصولی و بهینه استفاده کنیم و از زدن چاه های غیر اصولی جلوگیریی کنیم . فرهنگسازی مصرف بهینه آب را بین عموم مردم توسعه بدهیم و به فرزندانمان از همان کودکی استفاده بهینه نه تنها آب بلکه تمام منابع اطرافشان مانند خاک، گیاهان، آب و ... اموزش بدهیم.

در این بحران بزرگی آبی نیاز به همکاری تمام مردم ایران است، تا همه دست به دست هم ندهیم و دلسوز نباشیم توان مقابله با این بحران بزرگ را نداریم. حرف ما مصرف نکردن یا کم مصرف کردن آب نیست بلکه بهینه مصرف کردن آب می باشد. باید توجه داشته باشیم در این بحران ما تنها دچار کم آبی یا بی آبی نمی شویم، بلکه تغییرات اقلیمی مانند گرم شدن ایران و شدت گرفتن پدیده ریزگردها، آلودگی هوا و همچنین در معرض خطر قرار گرفتن بسیاری از گونه های گیاهی و جانوری و خیلی پدیده های ناگوار دیگر را هم خواهیم داشت.

 

سارا اردو

چاپ شده در ماهنامه اکسیر شماره یک


نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:یکشنبه 16 مهر 1396 07:20 ب.ظ
یکشنبه 16 مهر 1396-07:18 ب.ظ



هنگامی که در یک کشور رشد اقتصادی تنها وابسته به صنایع نفتی و پتروشیمی ( انرژی های تجدید ناپذیر) از قبیل سوخت های فسیلی، زغال سنگ، نفت و گاز طبیعی باشد به اقتصاد آن کشور، اقتصاد قهوه ای می گویند. در این کشورها رشد اقتصادی همراه با تولید و انتشار مقدار زیادی از دی اکسیدکربن و دود بوده که وارد اکوسیستم شده و موجب آلودگی محیط زیست می شود. اقتصاد قهوه ای ناشی از یک مدیریت قهوه ای و استفاده نادرست از منابع یک کشور است. بسیاری از بحران های جهانی مرتبط با تغییر آب و هوا، غذا، انرژی و امور مالی به دلیل سرمایه گذاری بر روی اقتصاد قهوه ای می باشد، به عنوان مثال سرمایه گذاری های کلان بر روی سوخت های فسیلی ( انرژی های تجدید ناپذیر) که به جای انرژی های تجدید پذیر باعث ایجاد بحران های بسیاری از قبیل بحران زیست محیطی، وابستگی اقتصادی و ... شده است.

 مشاهده وضعیت اقتصادی بسیاری از کشورهای در حال توسعه نفت خیز بیانگر این چالش بزرگ اقتصادی است. ایران هم از جمله کشورهای نفت خیز با رشد اقتصاد قهوه ای است که با مدیریت قهوه ای به معنای استفاده غیر بهینه از منابع اداره می شود با بررسی وضعیت مدیریت اقتصادی در ایرانی مشاهده می شود اغلب دلایل آن به علت عدم آگاهی از عواقب اقتصاد قهوه ای است. در اقتصاد قهوه ای توسعه اقتصادی وابسته به منابع محدود نفتی بوده که آلودگی محیط زیست را نیز تشدید می کند. تمام مردم ایران اعم از متخصصان و غیر متخصصان با دیدن آلودگی هوا به خصوص در فصل پاییز به خوبی می توانند عوارض ناشی از اقتصاد قهوه ای را در کشور ببیند. البته آلودکی هوا تنها یکی از عوارض استفاده از این اقتصاد است. اقتصاد قهوه ای ممکن است در ابتدا سوداوری چشم گیری داشته باشد و موجب رضایت مندی مردم شود ولی در بلند مدت به دلیل ایجاد خسارت های بسیار بخصوص در بخش محیط زیست هزینه های زیادی را متقبل می شویم که باعث آسیب های مالی، اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی و حتی گاهی سیاسی می شود.  در نقطه مقابل اقتصاد قهوه ای اقتصاد سبز قرار دارد. اقتصاد سبز به معنای استفاده از منابع تجدید پذیر و دوست دار محیط زیست است، اقتصادی است که در سایه زندگی انسان‌های پیشرفته و عدالت اجتماعی پدید می‌آید در حالی که در آن خطرها و آسیب‌های زیست ‌محیطی در کمترین میزان ممکن است. اقتصاد سبز یک اقتصاد یا توسعه اقتصادی است که بر پایه توسعه پادار و آگاهی از اقتصاد بومی (سازگار با بوم) بنا نهاده شده است.  شاید یک عاملی که کشورهای در حال توسعه به سمت اقتصاد سبز نمی روند هزینه سرمایه گذاری اولیه مانند هزینه در سرمایه گذاری انرژی های تجدید پذیر (توان خورشیدی، توان بادی، توان دریایی ازجمله آن: توان موجی،زیست‌گاز و پیل سوختی) باشد، ولی باید به این نکته اشاره نمود که بر اساس مطالعات برنامه محیط زیست سازمان ملل سرمایه گذاری در اقتصاد سبز می تواند در مدت پنج تا ده سال، سودآوری بیشتری نسبت به اقتصاد قهوه ای در مدت مشابه داشته باشد. اما اینکه چرا با این کارایی بالا هنوز به طور گسترده در اقتصاد جهانی به کار گرفته نشده است را می توان به عوامل گوناگونی نسبت داد. عدم آگاهی از منافع ملی و جهانی اقتصاد سبز، سرمایه گذاری اولیه برای شکل گیری اقتصاد سبز دیر بازده بودن فعالیت های اقتصاد سبز از مهم ترین موانع رواج و همه گیری آن در جهان به خصوص در کشورهای در حال توسعه است. هزینه زیاد انرژی سبز و البته در مواردی شکست بازار مرتبط با بحث حفاظت محیط زیست و گرم‌ شدن زمین به دلیل اثرات جانبی و هزینه‌های بالای بخش پژوهش، توسعه و بازاریابی برای انرژی سبز و محصولات بدست آمده از آن باعث می‌شود تا کارخانه‌ها و شرکت‌ها تمایل کمتری به فعالیت و سرمایه گذاری در این زمینه نشان دهند. به همین دلیل انرژی سبز و محصولات سبز برای گسترش نیاز به کمک دولت‌ها دارند. همه افراد جامعه برای تسریع روند اقتصاد سبز در کشور در صورتی که در انتخاب های اقتصادی خود دوستدار محیط زیست و حفظ منابع طبیعی و هوا و زمین باشند، می توانند تولید کنندگان و ارایه کنندگان کالاو خدمات را با تقاضای خود به سمت فعالیت های اقتصاد سبز ترغیب کنند. از این رو، تغییرات ساده در شیوه زندگی و عادات خرید می توانند از گذار به اقتصاد سبز حمایت کنند. مسئولیت اجتماعی ایجاد و شکل گیری اقتصاد سبز به دوش دولت و مردم با هم است. اقتصاد سبز راهی به سوی توسعه پایدار و زندگی بهتر و اید ه ال تر برای نسل امروز و فردا است. بیایید حق زندگی زیبا و سالم را از خودمان نگیریم.

سارا اردو

  چاپ شده در ماهنامه اکسیر شماره یک


نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:یکشنبه 16 مهر 1396 07:19 ب.ظ
یکشنبه 16 مهر 1396-07:13 ب.ظ



با گذشت سال ها از شروع به کار انجمن جهانی اکوتوریسم  (TIES) سه اصل عمده در ادبیات آن همیشه مشهود و پررنگ بوده است، پایبندی به اخلاق زیست محیطی، اولویت قرار دادن ارزش های سازگار با محیط زیست و اخلاق محور در رابطه با طبیعت، و همچنین حفظ طبیعت از آسیب های رفتاری و فیزیکی گردشگران طبیعت که به طور خلاصه می توان گفت: اکوتوریسم چیزی نیست جز آشنایی با طبیعت در کنار حفظ و نگهداری از محیط زیست، جذب توریست به عنوان یکی از اهرم های توسعه اقتصادی، در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه بشمار می آید. اکوتوریسم زیر مجموعه صنعت زنده و پویای گردشگری است که در عین سود اوری و بازدهی اقتصادی، باعث توسعه لایه های عمیق جامعه و پیشرفت فرهنگ حفاظت از محیط زیست می شود. 

مدیریت و برنامه ریزی در بخش اکوتوریسم مهمترین بخش این صنعت است، بدون شک یکی از راه های رسیدن به اهداف توسعه پایدار از طریق این صنعت نیازمند مدیریت صحیح و عالمانه است. در این راه جوامع بومی آگاه به توسعه پایدار و سفر مسئولانه و عالمانه با هدف ایجاد پایداری در طبیعت می تواند تضمینی برای توسعه و حفظ محیط زیست باشد. از دیدگاه توسعه پایدار، اگر هدف از توسعه، گسترش امکانات و بهبود شرایط و کیفیت زندگی انسان هاست، این امر نه تنها درباره نسل کنونی بلکه برای نسل های آینده نیز می بایست مد نظر قرار گیرد. معنای توسعه پایدار، تنها حفاظت از محیط زیست و منابع طبیعی نیست، بلکه برداشتی نو از توسعه و رشد اقتصادی است، رشدی که بدون تخریب منابع طبیعی و برهم زدن تعادل زیست محیطی، عدالت و امکانات زندگی را برای همه مردم، ائم از شهری، روستایی، و عشایری و نه فقط قشرهایی محدود از جامعه فراهم می آورد. دستیابی به توسعه پایدار در گرو توجه به ارکان اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی در یک جامعه است و گردشگری به عنوان فعالیتی اثرگذار برتمامی ارکان توسعه، بیش از گذشته نیازمند مطالعه است.

برای اینکه صنعت اکوتوریسم بر پایه توسعه پایدار باشد باید آگاهی فرهنگی _ زیست محیطی و ترویج فرهنگ احترام به طبیعت و مردم بومی افزایش یابد و از آسیب های فیزیکی، اجتماعی، رفتاری و روانی در طول سفر در طبیعت اجتناب شود. همچنین منافع مالی مستقیم برای حفظ و حراست از زیست بوم استفاده گردد. اکوتوریسم پیش از هر چیز یک نوع نگرش خاص و آینده نگرانه و اخلاقی- فرهنگی- انسانی به مقوله گردشگری است.

یکی از مهمترین نتایج این نگرش به گردشگری و طبیعت گردی، ایجاد اشتغال برای ساکنان بومی منطقه و کسب در آمد برای آنان است، که از این طریق ساکنین منطقه ترغیب به حفظ محیط زیست، آداب و رسوم و آنچه برای گردشگران جذاب است می شوند. به این ترتیب اکوتوریسم می تواند در حفظ و پاسداری محیط زیست طبیعی و انسانی و همچنین توسعه پایدار تاثیرگذار باشد.

در نتیجه خصوصی سازی و انحصاری کردن اکوتوریسم در مناطق بومی باعث آسیب رسانی به جوامع بومی از دید ایجاد اشتغال و اقتصادی می گردد و انگیزه حفاظت از محیط زیست را در جوامع بومی کاهش می دهد. شاید سوال پیش بیاید چرا انگیزه حفاظت از محیط زیست در بخش هایی که اکوتوریسم در آن خصوصی شده کاهش پیدا می کند؟

از آنجا که جوامع محلی و بومی بخشی از در آمد خود را حاصل از جذب توریست می دانند در حفظ و زیباسازی محیط پیرامون خود تلاش می کنند اما اگر جذب اکوتوریسم خصوصی شود انگیزه حفظ و نگهداری به دلیل عدم در امد زایی در این جوامع کاهش می یابد.

یکی دیگر از فواید جذب اکوتوریسم آموزش و ایجاد آگاهی فرهنگی با مردمان یک منطقه است. در طبیعت گردی، گردشگران با فرهنگ و نوع زندگی مردم منطقه از نزدیک آشنا می شوند و در فعالیت های روزمره آنان مشارکت می کنند، در این ارتباط ایجاد شده بین میزبانان و گردشگران، مردم منطقه نیز با فرهنگ مردمان دیگر مناطق و کشورها آشنا شده و این دو گروه، رفته رفته نوعی علاقه نسبت به یکدیگر پیدا می کنند. با ایجاد این آشنایی و فرهنگ دوستی، گرشگران نسبت به منطقه میزبان حساس شده و به اوضاع آن اهمیت بیشتری می دهند.

جوامع بومی و محلی با نمایش آداب و رسوم خود به گردشگران، فروش محصولات صنایع دستی به گردشگران و مشارکت دادن آنان در فعالیت های روزمره خود به ارزش میراث فرهنگی خود پی برده و هرچه بیشتر در حفظ آن می کوشند. علاوه بر این آنان تلاش خواهند کرد که آنچه برای گردشگران و طبیعت گردان جذاب است را حفظ و نگهداری کنند، چرا که بوم گردی به وضوح یکی از راه ها و منابع کسب درآمد برایشان مطرح خواهد شد. هجوم گردشگران و سرمایه های غیر بومی دیگر به سادگی نمی تواند موجب کاهش غنای فرهنگی منطقه گردد.

اکوتوریسم باید با نگرش سیستمی توسعه یابد، پویایی و پایایی را باهم داشته باشد. منظور از نگرش سیستمی، توجه به تمامی ابعاد اکوتوریسم و ارتباط هایی است که با سایر اجزای موجود در محیط دارد.

باید به ظرفیت تحمل نواحی اکوتوریستی توجه نمود و پتانسیل های مردمی را در جهت مشارکت و همکاری در جذب گردشگران و حفاظت از محیط زیست را در نظر گرفت. همچنین یکی از ارکان مهم در این صنعت ضرورت اتخاذ نگرش سیستمی و تخصیص اعتبار برای محافظت از طبیعت است که می توان از طریق بخشی از در آمده حاصل  از جذب توریست ان را تامین نمود. طراحی و ساخت امکانات سازگار با طبیعت و فرهنگ منطقه با کمترین آسیب ممکن به اکوسیستم بومی باید صورت پذیرد.

 توجه به اصول و قوانین اکوتوریسم و همچنین ایجاد علاقمندی به طبیعت و حفظ محیط پیرامونی، باعث تداوم و بقای گنجینه ها و میراث طبیعی و انسانی خواهد شد و توسعه پایدار را در پی خواهد داشت. ایران از نظر اکوتوریسم از جایگاه ویژه ای برخوردار است. دلیل این موضوع را می توان تنوع اقلیمی بی نظیر کشورمان دانست. ما با جذب اکوتوریسم می توانیم باعث رونق اقتصادی و حفظ و توسعه محیط زیستمان بشویم.

 (چاپ شده در روزنامه فرهیختگان مهر 96)

دکتر سارا اردو




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:یکشنبه 16 مهر 1396 07:16 ب.ظ
یکشنبه 16 مهر 1396-06:37 ب.ظ



سلام دوستان و خوانندگان عزیز
من فکر نمی کردم وبلاگم انقدر طرفدار داشته باشه و برای من این همه پیام تشکر و تمجید و .... بفرستید. اگر میدانستم انقدر وبلاگم خواننده خواهد داشت مطالبم را تند تر به روز می کردم. اما قول میدهم از این به بعد اطلاعات و مقالات علمی ام را تند تر در اختیار شما خوانند گان عزیز بگذارم .
در ضمن من تمام پیامهای شما را به دلیل زیاد بودن هنوز موفق نشدم بخوانم. در طی زمانهای ازادم تک تک پیام های شما را خواهم خواند و پاسخ می دهم. باز هم ممنون بابت همه ایمیل ها و پیامهایتان
سارا اردو




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:یکشنبه 16 مهر 1396 06:47 ب.ظ